امیدوارم با هم عروسی کنیم شب عروسی اینقد بریم توهم که آخرش خدمه ی هتل بیاد ماهارو جمع کنه میخام دستاتوکنم تو حلقم اینقد نازه عاشقتم طلسم مینویسم تا اخرش نصفه شب تو اتاقم ظاهر شی سرموناز کنی منم بزنمت باور کن من مثل اون فیلمه الویت و اون یکی چی بود نمسدونم میتونم دوست داشته باشم اصلا یه ابریسم دیگه هم میخرم میزارم کنارت که احساس تنهایی نکنی اصا روحتم هم احضار میکنم من رو زانوهامم واست اون چشمای قشنگ خستت، اون پوست گندمی و مردت که اگه گاز بگیرم کبودیش خیلی معلوم میشه اون موهای نازت که انقدر خوبن میخام تا آخر بوشون کنم با هم میریم ماهیگیری ماهیای بزرگ و تپل میگیریم اینقد اذیتت میکنم که اخر خجالت بکشی و سرخ شی صورتتو ماچ و بوس بوسیشون کنم بنظرم بدزدمت ببرمت پیش تودم با هم عروسی کنیم کاش بمیرمممممم دارم هزیون هذیان نمیدونم همون میگم دربارت پسر سرد و ساکته خودم منتظرتم