eitaa logo
دکتر کبری خزعلی
126 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
11.4هزار ویدیو
174 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
امان‌نامه‌ی عصر غربال.mp3
7.93M
⛔️ غربال‌های آخرالزمانی بسیار ترسناکند برای اهل ایمان! چه باعث می‌شود آدم از غربال در امان بماند. رهبری استاد عالی استاد شجاعی
14.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اجرای دقیق و مو به موی تمام وقایع روز عاشورا در کشور عراق ⭕️ این صحنه‌آرایی باشکوه و خارق‌العاده روز عاشورا که منطبق بر مقاتل معتبر موجود است، توسط هزاران نفر از هنرمندان زن و مرد عرب، طی شش ماه تمرین مداوم و سخت، در خاک کربلا به تصویر کشیده شده است!
انتخابات وجایگاه مصلحت (1).mp3
5.28M
🔴بشنوید؛ جایگاه مصلحت در انتخابات ۱۴۰۳ چه بود؟! ♦️بعضا دیده می شود،پس از پیروزی آقای پزشکیان در انتخابات، برخی از دلسوزان جبهه ی انقلاب،بدون در نظر گرفتن مصالح کشور، نقدهایی را به شورای نگهبان و قوه قضائیه وارد می کنند ♦️این در حالی است که نظر مقام معظم رهبری در باب رعایت مصالح در تحکیم جمهوری اسلامی بسیار روشن است ♦️امام خامنه ای در این زمینه می فرمایند:مسئله مصلحت جزو مسائل درجه یک نظام و به تعبیر امام بزرگوار به قدری مهم است که غفلت از آن، گاهی موجب شکست اسلام می‌شود. ♦️جا دارد، عناصر انقلابی در نقد شورای محترم نگهبان، و یا دستگاه قضایی همه جوانب امر را در نظر بگیرند تا باعث سرخوردگی جریان خودی نگشته و ایجاد یاس ونا امیدی نکنند. ♦️مطالعه ی تاریخ، بخصوص تاریخ اسلام، بررسی وجود زیر ساخت های لازم برای اقدامات انقلابی،محذورات نظام اسلامی در عرصه داخلی وخارجی...می تواند، کمک کار ما در تحلیلها باشد ♦️چه مصلحتی بود که در ماجرای فتح مکه به فرمان پیامبر (ص)کعبه و خانه ابوسفیان امن اعلام شد؟یا دلیل سکوت حضرت علی(ع) در دوران خلفا چه بود؟ علت عدم محاکمه ام المومنین بعد از جنگ جمل چه بود؟ماجرای صلح امام حسن از کجا نشات گرفت... 🇮🇷کانال‌های نشریه عبرتهای عاشورا 🇵🇸 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش
🔻 مبارزه، ادامه دارد ... ۱. «إن‌شاءالله، خدا به حرمت مادر شهیدان، به آبروی سالار شهیدان و همه شهداء -علیهم‌السلام- به دل‌تان بیندازد که بازگردید. صلوات نذر می‌کنم و صدقه می‌گذارم کنار ...». در این مدت، صدها پیام از این قبیل برای من فرستاده شد. من در برابر حتی یکی از پیام‌های این‌چنینی، احساس خجلت و شرمندگی می‌کنم و پاسخی ندارم؛ نه در دنیا و نه در آخرت. شرایط بر من دشوار است و روزانه اذیت می‌شوم و بر روحم زخم می‌نشانند. محتاج خلوت و گوشه بودم و می‌خواستم تیرهای تهمت و تخریب و‌ ملامت، روانه‌ام نشوند. احساس تنهایی داشتم و معتقد بودم که باید کناره‌گیری کنم تا شاید روزی از این غربت و انزوا و بی‌جبهه‌گی رها بشوم و بشویم. تردیدی نداشتم، اما سیل این پیام‌های صادقانه و مؤمنانه، مرا بازمی‌دارند. من نمی‌خواهم، اما دیگران اصرار می‌ورزند که بر تو، فرض است و نباید به میل و صلاح و علایق‌ات بنگری. بزرگان نیز مرا فراخواندند و امر کردند که بودنت، ضرورت است و تو، از آن خودت نیستی که بتوانی مستقل از شرایط انقلاب، تصمیم بگیری. هرچه گفتم که هیچم و اثر خاصی ندارم و‌ تلاطمات و تنش‌ها، مزاحم تلاش نظری و معرفتی‌ام می‌شوند، فایده نداشت. ۲. برخی دوستان، مرا تندرو و افراطی و هتاک و فاشیست و بی‌اخلاق و بی‌منطق و ... می‌دانند. من بر اساس پنداشت و تصور ناصواب دیگران، خودم را تغییر نمی‌دهم و مرعوب حمله‌ی جمعی و‌ روایت‌سازی نمی‌شوم. اینان می‌توانند هر برداشتی از هویت من داشته باشند، ولی من تکلیف ندارم که تابع سلیقه و پسند اینان باشم.‌ نمی‌توانم هویت فردی‌ام را در اراده‌ی جمعی اینان، مستحیل سازم و در مدار خواست‌شان قرار بگیرم. من محافظه‌کار و دوپهلونویس و وسط‌نشین نیستم و دکان نگشوده‌ام و کاسب‌کار نیستم. هیچ تعارفی با التقاط ندارم و در صراحت، میراث از ابوذر برده‌ام. پس گمان نشود که چیزی تغییر کرده و قرار است سر سبز بر زبان سرخ، ترجیح داده شود. من آداب محافظه‌کاری نمی‌دانم و با خوف و هراس، بیگانه‌ام. ۳. نسبت‌دادن مواضع سیاسی و فرهنگی من به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، جفا و نارواست. هرچه که می‌نویسم و می‌گویم، مواضع شخصی خودم است و هرگز، جنبه‌ی نهادی و دستگاهی ندارد.‌ در این مجموعه، تنوع و تکثر وجود دارد و من نماینده و سخنگو و برآیند آن نیستم. مسئولیت همه‌ی مواضعم، فقط‌و‌فقط بر عهده‌ی خودم است و‌ نمی‌خواهم هزینه و عواقب آن، نصیب دیگران بشود. شما با یک چریک معرفتی مواجه هستید، نه یک سازمان. مرا عامدانه منتسب می‌کنند تا از طریق فشار سازمانی، کلماتم را به زنجیر بیفکنند و صراحت‌ها و تلخی‌ها و فریادها را زیر آوار دیوان‌سالاری و اداره‌مآبی، دفن کنند.‌ تکیه‌گاه من، ایمان است و محتاج حمایت خاص نیستم. مرا زیر سایه‌ی دیگران ننشانید و شکایت از قلمم را نزد آنها نبرید. ۴. نه سفارش می‌گیرم و نه پول. وام‌دار و بدهکار کسی نیستم و قلم‌فروشی نمی‌کنم. جهاد تبیین، عرصه‌ی مبارزه و جنگ و روشنگری است، نه معامله و دادوستد و سیاست‌بازی. به تکلیف آمده‌ام و به تکلیف می‌روم. هیچ پشت‌صحنه‌ای در میان نیست. ازاین‌رو، دگراندیشان سکولار در عرصه رسمی و غیررسمی، گمان نکنند که تیغ نقادی و واسازی، کند می‌شود و حقیقت به حاشیه خواهد رفت. مبارزه، ادامه دارد و تیغی که از نیام بیرون آمده، چوبی نیست. یک نزاع و معارضه‌ی واقعی در میان است و‌ هیچ حساسیتی جز اصالت‌های انقلابی، تعیین‌کننده نیست. اگر واگرایی‌های دهه‌ی هفتاد را در پیش بگیرند و عهد تاریخی سکولاریسم رسمی را تجدید کنند، تردیدی در مواجهه‌ی چالشی نخواهیم داشت و‌ مرگ سرخ را با اشتیاق، در آغوش خواهیم کشید. هر خط و‌ جریانی که استحاله‌ی انقلاب را دستورکار قرار بدهد و بخواهد نظام را از انقلاب، تهی کند، با این لایه‌ی چریکی و حرفه‌ای و شجاع، روبرو خواهد بود. ما خود را برای چنین روزهایی آماده کردیم و با قواعد نبرد هویتی و گفتمانی، زندگی کرده‌ایم. امانت امام راحل و شهیدان مظلوم را رها نمی‌سازیم و مجال نمی‌دهیم که میدان برای معارضان برانداز و دگراندیشان هویت‌سوز و انقلابی‌های پشیمان، فراهم شود. باید ایستاد و تا آخر ماند. این حقیر، کمترین و بی‌مایه‌ترین است و وجود و عدمش، تفاوتی ندارد و فقط لطف اهل معرفت و دعای اهل دل، داشته و اندوخته‌ی اوست. کهنه‌سرباز، تکلیفی جز جنگیدن ندارد. خواست غلیظ شما را بر خواست قطعی خودم ترجیح دادم و با دل‌وجانی که همچنان جراحت دارد، از انقلاب در سپهر رسانه خواهم نوشت؛ به حول و‌ قوه‌ی الهی. مهدی جمشیدی https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
🔻منطق سرخ حسین و منطق بی‌رنگ ما: ارادت دینی، اراده‌ی انقلابی 🖊مهدی جمشیدی ۱. روزگار عجیبی‌ست که در آن، کسانی کربلا را در سال شصت‌ویک هجری متوقف کرده‌اند و برای امام شهید، حسین -علیه‌السلام- ناله سر می‌دهند، اما حاضر نیستند که در کربلای امروز، سر بدهند. همراهی‌شان با حسین، از سوگواری و گریه فراتر نمی‌رود؛ چنان‌که اشک‌های کوفیان نیز پس از کربلا جوشید، اما قیامی از آن نخروشید. نشسته‌اند و به گذشته می‌نگرند و اکنون‌شان، شبیه میلیون‌ها نظاره‌گر سال شصت‌ویک هجری است. نه این سو هستند و نه آن سو. در هنگامه‌ی کربلا، خاموش و بی‌طرف هستند و پس از کربلا نیز، جز عزا و مویه و فغان نمی‌دانند. دلداده‌ی عزای حسین هستند و نه خط حسین. می‌گریند، اما فریاد برنمی‌آورند. تشنه‌ی چای روضه هستند، اما از شمشیرهایی که تشنه‌ی خون‌شان هستند، هراس دارند. با خون، عهد نبسته‌اند و جان خویش را عزیزتر از راه حسین می‌شمارند. از کربلا، یک داستان غم‌انگیز ساخته‌اند که فقط باید در سوگ آن گریست و محزون بود، اما اکنون‌شان و انتخاب‌های اکنون‌شان را به آن عرضه نمی‌کنند. در این روایت، کربلا نمی‌تواند خودآگاهی تاریخی ایجاد کند و مسئولیت اجتماعی بیافریند، بلکه در احوال و نقلیات شخصی، محدود می‌ماند و از درس و عبرت تاریخی، تهی‌ست. براین‌اساس، خط مقاومت و مخالفت و تضاد و عصیان از درون آن برنمی‌خیزد که هزینه‌دادن برای آن، معنا پیدا کند. ۲. و کاش فقط نظاره‌گر بودند و بیرون از معرکه، در مرداب زندگی شخصی خویش فرومی‌رفتند، اما بسیاری، با کربلای دیروز، هم‌دردی می‌کنند و با کربلای امروز، نامردمی. زخم زهرآگین بر قلب خط مقاومت و مبارزه و انقلابی‌گری می‌نشانند و جبهه‌ی سازش و تسلیم و انقیاد را برمی‌گزینند. از راه‌ رفته، بازمی‌گردند و تجربه‌ی گره‌گشای مقاومت را کنار می‌نهند. مقاومت را باطل و بی‌فرجام می‌شمارند و بی‌اعتنا به خط حسین، به سوی قبله‌ی مذاکره و التماس و ذلت، سجده‌ می‌کنند. وعده‌ی همراهی می‌دهند اما اندکی بیش، دوام نمی‌آورند و به جبهه‌ی مقابل می‌گریزند. برای غربت حسین، بر سینه می‌کوبند، اما برای تداوم راه حسین، قدم برنمی‌دارند. منطق حسین را دفن کرده و قیام خونینش را به یک خاطره‌‌ی محزون فروکاهیده‌اند که بازخوانی سالیانه‌اش، حاصل عملی و عینی ندارد. در طلب ثواب شخصی هستند نه صواب جمعی. حق را می‌بینند و می‌یابند، اما جانب لذت و منفعت و تعصب را می‌گیرند. هم‌اشک و هم‌درد حسین هستند، نه هم‌راه و هم‌منطق او. حقیقت را تنها نهاده‌اند و سر در لاک زندگی شخصی فروبرده‌اند. جز به خود نمی‌اندیشند و نصیبی از بی‌تعلقی نبرده‌اند. حسین را برای محرم و هیأت می‌خواهند و نه برای همیشه و جامعه. حزن را بر حماسه ترجیح می‌دهند و مذاکره را بر مقامت. به میدان رفتن حسین را می‌ستایند، اما خودشان، دیپلماسی را برمی‌گزینند و حتی از احتمال جنگ می‌هراسند. آداب تقیه می‌دانند و با مبارزه بیگانه‌اند. برای حسین، قیام را می‌پسندند و برای خویش، تقیه را. از حسین، توقع خون دارند و از خویش، توقع اشک. در پوسته‌ها و ظواهر، متوقف مانده‌اند و خط و مرام و منطق حسین را دور افکنده‌اند. هم‌عهد با عافیت هستند و تن به بلا نمی‌سپارند. رفیق منفعت هستند و نارفیق مصیبت. ۳. چه کنیم با این تعارض‌ها و تهافت‌ها؟! چه کنیم با این تذبذب‌ها و تلاطم‌ها؟! چه کنیم با این فهم تاریخی‌شده از حسین؟! چه کنیم با ناهمسازی ادعا و عمل؟! چه کنیم با این ارادت‌های منهای اراده‌ی انقلابی؟! تشنگی حسین کجا و خوف اینان از تحریم کجا؟! معامله‌گری اینان کجا و مقاومت حسین کجا؟! او برای دین، هم نان می‌دهد و هم جان، و اینان برای دنیا و لذت، دین‌فروشی می‌کنند. از دین خویش می‌فرسایند برای طلب دنیا. دنیای‌شان تا آنجا دینی‌ست که هزینه ندارد. دین‌داری‌شان، بی‌هزینه و عافیت‌طلبانه و کاسبکارانه است. دکان گشوده‌اند و کیسه دوخته‌اند، اما حسین نیزه‌نشین را می‌ستایند. هرکه به مکتب و مرام حسین، نزدیک‌تر باشد را افراطی و‌ تندرو می‌خوانند؛ چنان‌که در زمانه‌‌ی حسین نیز، او را خارجی شمردند. اهل دنیا، در طلب زندگی هستند و نه مبارزه. و حسین، چه زیبا و‌ موجز، این حقیقت تلخ را در قالب کلمات ریخت و فرمود: «إنَّ الناسَ عَبيدُ الدُّنيا و الدِّينُ لَعقٌ على ألسِنَتِهِم يَحوطُونَهُ ما دَرَّت مَعائشُهُم، فإذا مُحِّصُوا بالبلاءِ قَلَّ الدَّيّانُونَ؛ همانا مردمان، بنده‌ی دنيايند و دين، لقلقه‌ی زبان آنهاست، و هر جا منافع‌شان به‌وسيله‌ی دين، بيشتر فراهم آید، زبان مى‌چرخانند و چون به بلا آزموده شوند، آنگاه دين‌داران، اندكند.» این سخن حسین، اعتراض صریح و گزنده‌ی او به جامعه‌ای است که دین را در سایه‌ی دنیا می‌طلبد و هر آن‌گاه که زمینه‌ی امتحان و ابتلاء فراهم گردد و میان این دو، تزاحم رخ بدهد، دین را به کناری می‌افکند و دنیا را بر صدر می‌نشاند. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
✍میرزا اسماعیل دولابی(ره): آهنگرها یک گیره دارند و وقتی می خواهند روی یک تکه کار کنند ، آنرا در گیره میگذارد. خدا هم همینطور است ،اگر بخواهد روی کسی کار بکند ، او را در گیره مشکلات می گذارد و بعد روی او کار می کند. گرفتاری ها نشانه عشق خداوند است. ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄ https://eitaa.com/joinchat/1284702208C7c11ed722e
حیات سیاسی قالیباف داستان جالبی دارد،معمولا بعد از پایان انتخابات همه بیخیال آسیب شناسی مسائل مرتبط با انتخابات و شرایطی که در آن وجود دارد می شوند،مشاورین هم برای سرپوش گذاشتن بر دستگاه تحلیلی معیوب و فشل خود و ظلم به آقای قالیباف همه چیز را متوجه دیگران می کنند بسیار مهم است که مشاورین جناب آقای قالیباف بجای اتهام زنی به این و آن پاسخ بدهند چرا رای ۶ میلیونی سال ۹۲ ایشان به سه میلیون رسید؟و عکس آن رای چهار میلیونی جلیلی به ۱۴ میلیون رسید؟ علی رغم تنزل محبوبیت ایشان در میان جبهه انقلاب و نتایج معنادار انتخابات مجلس شورای اسلامی و مسائل دیگر،بر اساس کدام تحلیل و ارزیابی ایشان را به حضور در انتخابات ترغیب کردید؟تا حیات سیاسی ایشان روند نامشخصی بگیرد؟ افول قالیباف یک روند ده ساله است،او برای جذب آراء خاکستری و معرفی خود بعنوان شخصیت اعتدالی،محبوبیت خود در بدنه انقلابی را از دست داد این مهم ترین اشتباه محاسباتی قالیباف در یک دهه اخیر است که ریشه در شکل گیری گردش تحلیلی غیر دقیق و غیر واقعی در اطرافیان ایشان داشته است. نظریه تولد دوباره در عرصه سیاسی یکی از مهم ترین اهداف اطرافیان آقای قالیباف برای انتخاب ریاست جمهوری ۱۴۰۳ بود سستی پایه های این تحلیل آن هم بعد از نتایج اخیر مجلس و کاهش محبوبیت ایشان و اصرار مشاورین،تصورات خطرناکی را نسبت به تصمیم قاطعانه برای حضور متزلزل قالیباف در انتخابات ایجاد می کند شرایطی که مسیر افول را هموار تر کرده است نگاه تحکمی و بالا به پایین این عزیزان و تصورات انحصاری درباره جامعه انقلابی بدون اینکه تحول تدریجی جامعه انقلابی را درک کنند و به آن احترام بگذارند عامل دیگر افول قالیباف است و مثل همیشه بدون زحمت دادن به خود برای ارتباط با دغدغه های جامعه انقلابی آن را قبل از رقابت برای خود رزرو شده می دانستند که دقیقا عکس آن اتفاق افتاد عوامل دیگر نیز وجود دارد که به مرور اشاره خواهیم کرد ابوقاسم https://eitaa.com/aboghasm
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
ناگفته‌های انتنخابات ریاست جمهوری چهاردهم - امیرحسین ثابتی.mp3
101.52M
🎙فایل صوتی گفتگوی امیرحسین ثابتی با علی علیزاده در برنامه جدال موضوع: تحلیل انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم @sabety_ir
هدایت شده از مهدی کوچک زاده
کارگروه ظریف وزارت اطلاعات ندارد! ظریف، رئیس شورای راهبردی دوران پیش از تشکیل دولت چهاردهم، طی مصاحبه‌ای تشکیلاتی را معرفی کرده (تصویر بالا) که ذیل کارگروه سیاسی، نظمی، دفاعی و امنیتی، همه وزارتخانه‌های دفاع و خارجه و کشور و . . .را دارد اما "وزارت اطلاعات" ندارد! 🔴 صفحات مجازی مهدی کوچک‌زاده Eitaa.com/kouchakzadeh Virasty.com/kouchakzadeh Kouchakzadeh.blogfa.com Aparat.com/kouchakzadeh rubika.ir/kouchakzadeh_mahdi 🔴 ارتباط با مهدی کوچک زاده: Eitaa.com/saied1959
🖌نوشتار و صوت 🎤 (10:38 دقیقه) موضوع: 👈 یادداشت - قانون «جاذبه و دافعه» عمومیت دارد؛ اما سنخیت، قابلیت و تناسب هم می‌خواهد - تو نیز جاذبه‌ها و دافعه‌هایی داری که شاکله و سرنوشت تو را رقم می‌میزنند. متن (نشانی پیوند): ✍️ ... جاذبه و دافعه، عمومیت دارد و هیچ کسی از این قاعده مستثنا نمی‌باشد؛ مؤمنان، مجاهدان راه خدا، متقیان، مردان با بصیرت و دختران و بانوان عفیف و محجبه، برای عده‌ای جاذبه دارند و برای عده‌ای به شدت دافعه دارند. چنان که کفار، مشرکان، بندگان هوای نفس و بردگان شهوت و غضب حیوانی، و اهل فسق، فساد و جنایت، برای عده‌ای جاذبه دارند و برای عده‌ای دافعه! ✔️... برای اصلاح و اکمال جذب و دفع، ابتدا باید ببینی که خودت مجذوب چه کسانی یا چه چیزهایی شده‌ای؟! آیا جهت‌گیری، کشش و حرکت تو، به سوی خدا و معادش، پیامبر اکرم و کتابش، اهل بیت علیهم السلام و مکتب‌شان، و مؤمنان و متقیان می‌باشد یا خیر؟ سپس دقت کن که چه کسانی به تو روی می‌آورند و چه کسانی از تو روی برمی گردانند... . بیشتر را اینجا بخوانید یا بشنوید: 👇 https://www.x-shobhe.com/note/13387.html @X_shobhe
هدایت شده از محسن قنبریان
14.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍🏻 به استاد عالی: 1⃣ حکومت ولایی -اقلا در اندیشه رهبری- با مردمسالاری دینی مطابق و فقط همین حکومت، شرعی است. حکومت ولایی یک "جعل الهی" و یک "بیعت آزادانه و رضایت عمومی" دارد؛ پس ولائی بودن یا نبودن با توجه به هردو عنصر باید سنجیده شود. اقلا در اندیشه رهبری دو جا انتخاب مردم مطرح است: - زمان غیبت - جایی که به نص عمل نشده، مثل حکومت علوی (بخوانید) چنان بیعتی با امیر(ع) در آن روزگار قطعاً بی نظیر بود؛ حالا انتخاب مستقیم و عمومیِ امام خمینی بدان شبیه است. 2⃣ فرق ولایت معصوم و فقیه در این است که لحاظ عنوانِ "از طرف خدا بودن" ، برای معصوم در قبول و صحت اعمال، "موضوعیت" دارد؛ اما این لحاظ در فقیه "طریقیت" دارد. یعنی همه احکام باید با لحاظ پذیرش ولایت معصوم انجام شود تا مقبول باشد اما درباره فقیه، "صرف مطابقت اعمال با فتوای ایشان" و "عدم تخلف عملی از احکام ولایی ایشان" کفایت می کند و اعتقاد به ولایتِ از جانب خدا در قبول، شرط نیست. 3⃣ طبق آیه۴۱ نحل، مجتمع اسلامیِ بر اساس ولایت و پرستش خداوند وقتی متعهد به "عدالت و احسان" باشد، "حسنه دنیا" [بهترین نعمت] است (بخوانید). ❗️سابقا "عدالتخواهی" از سوی برخی وعاظ محترم به "ولایت خواهی" تأویل برده و دوگانه ولایت-عدالت ساخته می شد، اخیرا ولایت به حیثیت عنوانی و اعتقادی تأویل برده می شود و حیثیت ظاهری (بیعت عمومی و آزادانه مردم) و کارکردی (ساخت مجتمع صالحه مبتنی بر عدل و احسان) مغفول می ماند. در حالیکه اعتقاد در ولایت فقیه شرط نیست اما رضایت مردم(۷۷/۱۲/۱۴) و کارآمدی(۸۳/۶/۳۱) شرط است. محسن قنبریان ☑️ @m_ghanbarian
🔻آنچه نادیدنی‌ست ... 🖊مهدی جمشیدی ۱. اغلبِ آنچه که ما دربارۀ عاشورا می‌شنویم و می‌خوانیم، معطوف به لایۀ ظاهری و بیرونیِ این واقعه است و نه جوهر و گوهر آن. هم عوام، متوقف در پوستۀ این واقعۀ قدسی و ملکوتی هستند و هم بسیاری از علما. این سخن، حاصل تأمّل من نیست که بسی فروتر و حقیرتر از آنم که بخواهم از لُبّ و مغز این واقعه بگویم و ادعای فهم و فضل نسبت به دیگران داشته باشم؛ بلکه نکته‌ای‌ست که از مطالعۀ پاره‌‌ای از آثار علامه سیّدمحمدحسین طهرانی –رضوان‌الله‌تعالی‌علیه- فراگرفته‌ام و در اینجا، می‌خواهم ضمیر مخاطب را به یافتۀ قلبیِ خویش – که حاصل اقتباس ناشیانه از اشارات مندرج در آثار آن ولیّ الهی است - متوجّه سازم. علامه در بیان مقام برخی علما، تعبیر علمای ظاهری را به کار می‌برد؛ چراکه بر این باور است که فهم حقیقت دین، از معبر عرفان و سلوک و توحید، میسّر است و باقی، در همان علوم دینیِ ظاهری، متوقف می‌مانند و به سر منزلِ مقصود دست نمی‌یابند. باطن دین، ولایت است و وصول به این باطن، مستلزم طی طریقِ عبودیّت است و عبودیّت در مرتبۀ اعلاء و کمال، از رهگذر سلوک توحیدی، ممکن و مقدور است. ازاین‌رو، نگارندۀ این سطور و کسانی همچون او، به قشرِ دیانت بسنده کرده‌اند و از غایت و مغز آن بی‌خبرند. کمالِ صیرورتِ معنویِ انسان، علمی و عقلی نیست، بلکه این شدن، امری‌ست از سنخ حیات باطنی که به تقرّب‌الی‌الله می‌انجامد. استاد شهید، آیت‌الله مطهری -رحمه‌الله‌علیه- نیز در دهۀ پایانی زندگانی‌اش و در اثر قرارگرفتن در مدار سلوک عارفانه‌ای که جناب علامه برای وی در نظر گرفته بود، توانست دیانت را به عمق قلب و ضمیر خویش وارد سازد و طعم فهم و مشاهدۀ ملکوتی را بچشد. این فضلی بود از ناحیۀ خدای متعال به آن متفکّر ربّانی که از این جهت، خام و نارس از دنیا هجرت نکند و مراتب و درجات توحیدی را در جان خویش بنشاند. به‌هرحال، مسأله این است باید بکوشیم در سایۀ مساعدت اولیای الهی، به فهم بصری و مشاهده‌ای از حقیقتِ قدسیِ نهفتۀ عاشورا دست بیابیم و ایمان بیاوریم که هیچ خوانشی همچون خوانش عارفانه، قادر به گشودن حقیقت و ماهیّت این واقعه نیست و بیشترین نصیب از این واقعه را چنین افقی در پی می‌آورد و بس. ۲. از جمله لطایف عارفانه‌ای که در اشارات موجزِ علامه طهرانی به چشم می‌خورد، یکی این است که عالَم کربلا، عالَم اتّحاد ارواح بوده و همۀ اصحاب امام شهید در آن روز، به مقام معیّت با ایشان رسیدند. مقام معیّت، نوعی حیات است که در آن، دل‌ها و جان‌ها، قریب و حتّی مماس به یکدیگر می‌شوند و یکی و متّحد می‌گردند؛ به‌گونه‌ای که همۀ کثرات و تنوّعات در پرتو این وحدت، زائل و برچیده می‌شوند و نور واحد پدید می‌آید. جناب سیّدالشهداء، غلام سیاهی داشتند به نام جَون که در کربلا، همراه حضرت شد. او نیز به مقام معیّت با حضرت رسید؛ حتّی در همین دنیا و در قالب جسم مادّی؛ چنان‌که پس از واقعۀ عاشورا، پیکر وی را دیدند که بوی عطری بی‌مثال از آن پراکنده می‌شد و بدنش نیز همچون نقرۀ خام، می‌درخشید. این وضع، اثرات بیرونی و محسوس آن معیّت باطنی است که اهل دنیا با چشم ظاهر، مشاهده می‌کنند، اما مقامات و مراتب آن‌جهانی، از دیدۀ ما پنهان است. عالَم معنی، سرشار از واقعیّت‌هایی است که در محاسبۀ عقلِ مادّی و جزوی ما نمی‌گنجد. ۳. دیگر این‌که علامه می‌فرماید به‌یقین، جناب علی‌اصغر –علیه‌السلام- با وجود این‌که طفل رضیع بوده‌ است، اما به اراده و اختیار خویش، شهادت را برگزید و در حقیقت، ندای سیّدالشهدا را لبیک گفت. این طفل، دارای ادراک و اختیارِ خاص و قوّۀ جاذبه و دافعۀ معنوی بوده و هرگز چنین نبوده که شهادت ایشان، یک حادثۀ اتّفاقی بوده باشد. او انتخاب کرد که به قافلۀ شهدای کربلا متّصل شود و خونش به خون مبارک و مطهر پدرش، ملحق گردد. هر چند فعلیّت این نفس، به کمال نرسید و در این واقعه، او از حیات دنیوی برید، اما بقیۀ مراتب فعلیّت و ظهور قوّۀ نفسانیِ خویش را در عالَم دیگر، طی خواهد کرد. این‌که سیّدشهداء، این طفل را به معرکه بردند تا شاید دل دشمن به رحم آید، صورت ظاهریِ ماجراست، اما در باطن، آن طفل، به‌طور مستقل، چه طلبیده است، از دسترس نقلیّات تاریخی و پوستۀ مادّی وقایع، خارج است. این اشارت عارفانه و ملکوتی، پرده از این صورت ظاهری برمی‌دارد و نشان می‌دهد که این طفل شیرخوار، تمنّای شهادت و هجرت از عالَم مادّه داشته و نمی‌خواسته مسافر شام باشد... https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60