eitaa logo
♡•دُختࢪانِ چـٰادُࢪَی♡
2.1هزار دنبال‌کننده
22.2هزار عکس
10.5هزار ویدیو
151 فایل
˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🫀 هَمیـن‌چآدرےڪِہ‌برسَـرتُوسـت، دَر‌ڪَربلا،حتّـۍبا‌سَخـت‌گیرےهـٰاے یَزیـد‌،از‌سَـر‌زیـنَـبۜ‌نیوفـتـٰاد 🍃 ⩥ مدیر کانال: @Amamzmanaj ⩥ کانال تعرفه ها و رضایت: https://eitaa.com/Dokhtaran1 تولد کانال✨ : ۱۴۰۱/۱/۵
مشاهده در ایتا
دانلود
🤍بھـٰاࢪعـٰاشقۍ‌🤍 با کلمه کلمه هایی که سرگرد میگوید تنم شروع به لرزش میکند صورتم از شدت عصبانیت قرمز شده و دستانم مشت میشود لبانم را محکم روی یکدیگر میفشارم سرم را بین دو دستانم قرار میدهم با پاهایم محکم روی زمین میکوبم _چرا چطور اصلا؟ سرگرد دستی به موهای جو گندمی اش میکشد و نفسش را با صدا بیرون میدهد +نمی دونم اما اینطور بهم خبر رسید که مهرداد جاسوس بوده _اما مهرداد نمی تونست جاسوس باشه صدای لرزان و نگرانم را پشت چهره ی جدی و عصبی ام پنهان میکنم به یاد می آورم آخرین روزی که مهرداد را دیدم مهرداد مانند همیشه لبخند ژکوندی میزند دستش را روی پایش قرار میدهد و نگاهش را به چشمان من میدوزد +خب چی شد؟ _فعلا که پیگیریم تا ببینیم چی میشه دستم را دور گردنش حلقه میکنم و با خنده میگویم _آقا مهرداد شما که انگار قصد ازدواج نداری میخوای خودم برات آستین بالا بزنم؟ بزور جلوی خنده اش را میگیرد +نه خودم آستین دارم قهقه ای میزنم و نگاهم را بین چهره ی مهرداد می چرخانم مهرداد چشمان گود شده اش را به چشمان من میدوزد +میگم خودت چی خبری نیست؟ _شاید دو دستانش را به هم میکوبد و لبخند کش داری میزند +پس مبارکه امیدوارم خوشبخت بشی _خیلی ممنون راستی یه سوال +بفرما دوتا سوال بپرس _تو به علاقه خودت وارد این شغل شدی؟ آب دهانش را به زحمت قورت میدهد مردمک چشمانش دو دو میزند انگار چیزی ته دلش میلرزد دستان لرزانش را به هم گره میزند _چی شد؟ +داداش _جانم؟ +منو ببخش صدای مهرداد داخل گوشم اکو میشود به چهره ی خسته ی سرگرد خیره میشوم نویسنده:سرکار‌خانم‌مرادی