حضرت زینب برگشت و به عمر سعد گفت ، یابن سَعد! اَیُقتَلُ اَبُوعبداللّه وَ انتَ تَنظُرُ اِلَیهِ؟ 😭😭 نوشتن عمر سعد گریه کرد و رویش را برگرداند ...
هدایت شده از کانال رسمی میثم مطیعی
Shab07Moharram1402[07].mp3
9.98M
🎙هنوز چشم انتظارم (دم پایانی)
🔺بانوای: حاج میثم مطیعی
👈 متن شعر:
Meysammotiee.ir/post/2672
🏴 شب هفتم #محرم۱۴۰۲
☑️ @MeysamMotiee
دختر آسـمانـی
🎙هنوز چشم انتظارم (دم پایانی) 🔺بانوای: حاج میثم مطیعی 👈 متن شعر: Meysammotiee.ir/post/2672 🏴 شب
دلیل گریه هایم
نام تو زیباترین دعایم
پنج شش ساله بودم که همراه با مادرم و برخی زنان فامیل، به منزل بانو زینب، دختر امیرمومنان علی رفتیم و به انبوه میهمانانی پیوستیم که پیش از ما رسیده بودند. زنان از مشکلات و مسائل شان می گفتند و از بانو زینب پاسخ می شنیدند.
دو کنیز به پذیرایی از میهمانان و رسیدگی به امور منزل مشغول بودند. یکیشان زنی سیاه بود که ضمن پذیرایی، من و دیگر اطفال را وادار به سکوت می کرد و دیگری زنی جوان، زیبا، بلندبالا و بسیار مهربان بود. او با کسب اجازه از بانویش زینب، ما بچه ها را به حیاط برد تا به آرامی بازی کنیم و با مویز و خرما از ما پذیرایی کرد.
رفته رفته از تعداد میهمانان کم می شد و کنیز مهربان، در هر بار مشایعت میهمانان، به من لبخند می زد و نوازشم می کرد. وقتی به اتاق بازگشتم، زنی به آرامی مشغول طرح سوال بود و کنیز جذاب و مهربان، با ادب و شرم، در حاشیه نشسته بود. نتوانستم احساسم را پنهان کنم. روی پایش نشستم، دستش را گرفتم و با صدای بلند گفتم: من شما را دوست دارم. شما خیلی کنیز خوب و مهربانی هستید.
مادرم و یکی دو تن دیگر از زنان با خجالت زدگی از حرف من، برآشفتند که: لبابه؟!....
کنیز مهربان در حالی که با حرکت دست، آنان را دعوت به خویشتن داری می کرد، مرا به گرمی در آغوش گرفت و بوسید و با چشمان به اشک نشسته و صدایی لرزان گفت: ممنونم دختر قشنگم. کاش همین طور باشد. خدا کند کنیز خوبی باشم...
این خاطرهی اولین دیدار من با فاطمه کلابیه، ام البنین، مادر همسرم بود...
#ماه_به_روایت_آه📚
#تاسوعا
هدایت شده از دختر آسـمانـی
امام را نخواهیم برای آسایش خودمان. برای درمان مریضی هایمان ،برای رفع غصه های شخصی مان...
امام اصل و معنای زندگی است.
معدن رحمت خداست ،سنگ بنای زندگی ما و علت خلقت ما در دنیاست...
امام را اگر بخواهیم برای خودمان ، با کم و زیاد زندگی ،اول او را کنار می گذاریم.
اما زندگی را اگر بخواهیم برای امام ...
می شویم مثل سلمان ، مثل عباس...
#امام_من 📚
@dokhtar_asemooni313
هدایت شده از دختر آسـمانـی
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِمْ وَسَلَّمَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ وَ عَلَىٰ رُوحِكَ وَبَدَنِكَ
#علمدار
هدایت شده از دختر آسـمانـی
محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هم که باشی ، رسول بودنت آن قدر دلربایی نمی کند که #عبد بودنت ...
مگر در تشهد هر روزه نماز ها این حقیقت جریان ندارد ؟
اول او را به زیور عبد می ستاییم بعد از آن شهادت به رسول بودنش.
و در زیارت نامه #حضرت_عباس می گوییم : السلام علیک ایها العبد الصالح ♥️
@dokhtar_asemooni313