eitaa logo
دختران خاص🥀
162 دنبال‌کننده
11هزار عکس
2.4هزار ویدیو
142 فایل
کپی حلال با یک صلوات برای ظهورامام زمان🌸 شاید بهشتی نباشم اما چادرم بهشت من است🥲 شروع:۱۳۹۹/۱٠/۲۷❤️‍🔥 پایان:ان شاءالله شهادت❤️‍🩹 آیدی مدیر: @Nokr_lHossein313🤗 https://eitaa.com/joinchat/1364132365C4f2f9741cd لینک کانال شرایطمون👆 @dokhtarankhas1
مشاهده در ایتا
دانلود
⚠️ ای‌انسان؛ یادت‌باشد؛ اگر وارد دوزخ‌شدۍ🌋 از‹تلخے عذاب› به خداشڪایت‌نڪن🚫 این‌هـمان...👇🏻 " شیرینے گناهی" است‌ڪه‌دردنیا ازآن لذت‌میبردی..!!‼️—
‌میدونے‌اولین‌کسے‌که‌پروفایلتو‌میبینه؛ امام‌زمانه،میدونے🚶🏿‍♀؛ اولین‌کسے‌که‌بیوتومیخونه‌امام‌زمانه! میدونے،اولین‌کسے‌که‌🖇، استورے‌هاوضعیت‌هات‌وپستاتومیبینه؛ امام‌زمانه!میدونے؛ امام‌زمان‌خبرداره‌توگوشے‌ماچیامیگذره؟! تصورکن‌الان‌کنارته‌ایشون‌تورومیبــینه، ‌میبـینه‌‌به‌چیاتـوگوشـی‌نگاه‌میکنے❤️‍🩹؟ بخاطرحرمت‌امام‌زمان؛ پروفایل‌ها،استورے‌ها،‌وضعیت‌ها،بیوها، پستامون‌وگوشیمون‌جورے‌باشہ‌، وقتے‌امام‌زمان‌میبینه‌لبخندبزنه🙂♥️!"
حواسمون‌هست‌چندروزدیگه‌فاطمیس؟🥺 بازبااین‌حجمی‌ازبدی‌ُ‌گناه‌میخوایم‌ واردشیم‌به‌فاطمیه ..؟ آره‌خلاصه‌که .. بیایدبارو‌سفیدی‌واردفاطمیه‌بشیم (:
*پسری از دختری شماره خواست. دختر گفت چرا نه؟بفرمایید این شماره من: 17_ 32 . پسر شگفت زده شدو گفت: این چه نوع شماره ایست؟ دختر پاسخ داد : قرآن سوره17 آیه 32. خداوند می فرماید: (وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ) به زنا نزدیک نشوید/!/ دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا پخش میکنی !!! حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی..   ﷽ ﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.يَلِدْ.وَلَمْ.يُولَدْ.۞.وَلَمْ.يَكُن.لَّهُ.كُفُوًا.أَحَد.﴾. فکرش رابکن.. روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر پخشش میکردم اَللّهُــمَّ‌عَجـِّــل‌لِوَلیِّــکَ‌الفَــرَج
دقت‌کردین؟خیلی‌از‌کانال‌های‌مذهبی‌برای‌کپی‌نوشتن‌کپی‌ممنوع،کپی‌از‌بیو‌حرام بابا‌دست‌بردارین‌از‌این‌کاراتون مگر‌شما‌مرجع‌تقلید‌هستین‌که‌حکم‌میدین‌ واقعا‌مذهبی‌هامون‌هم‌دارن‌به‌فنا‌میرن اینو‌میدونین‌که‌دوازده‌میلیون‌سایت‌مستهجن‌داریم‌که‌کپی‌ازشون‌کاملا‌آزاده؟؟؟ بعد‌اونوقت‌یک‌جوون‌دهه‌هشتادی‌که‌مثلا‌اومده‌برای‌امام‌زمانش‌کاری‌کنه اسمشم‌گذاشته‌سرباز‌گمنام‌امام‌زمان بعد‌نوشته‌کپی‌حرام‌،‌به‌هیچ‌وجه‌راضی‌نیستم😐😔 حالا‌خوبه‌خودشم‌از‌کانال‌های‌دیگه‌کپی‌کرده به‌خودمون‌بیایم🚶🏽‍♂! _
📕دفترچه گناهان یک ۱۶ ساله‼️ ❣در تفحص شهدا، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد✍ ❌گناهان یک هفته او اینها بود ؛ شنبه : بدون وضو خوابیدم .😴 یکشنبه : خنده بلند در جمع 😆 دوشنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم . سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم . چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .🗣 پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .☝️ جمعه : تکمیل نکردن ۱۰۰۰صلوات و بسنده به ۷۰۰ صلوات .😔 📝راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد : ⁉️ دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...
🖇 🌿 برای صدقه دادن ، توی جـیـبِمان به دنبال کـمترین مـبـلغ میـگردیم ، و از خداوند بالاترین درجـه‌ی نـعـمتها را مـیخواهـیم ...)) چـه نـاچـیز مـی‌بـخـشـیم و چـه بزرگ تمنا می کنیم !!
🕊🖇 ⚠️⁉️ اینکه خدا فرصت میده گیر نمیوفتی فکر نکن زرنگی ...🚶🏼‍♀ اگه یه اتفاق بدی برات نمیوفته نگو شانس آوردم یا خیلی زرنگ بودم...نه.. لطف خدا بود.🙃 خدا به همه فرصت میده...تلنگر میزنه...اما اگه طرف اصلاح نشه یهو : سوره مبارکه فجر آیه 14 ان ربک لبالمرصاد: به یقین پروردگار تو در کمینگاه ستمگران است!🙂 صبر خدا خیلی زیاده... ولی اگه بزنه... بد میزنه... خدا هنوزم داره بهت فرصت میده؟ :)
میگفت: یکی‌ازراه‌های‌نجات‌انسان‌ازگناه، پناهبردن‌به‌امام‌زمان‌‹ع›است ! ايشـان‌به‌انتظارنشسته‌اندتاكسی دستـش‌رابه‌سمت‌شان‌درازكنـــد "تا‌ايشان‌او‌راهدايت‌کنند" -آیت‌الله‌جاودان ‌‌◝ ؛
طالب‌شہادتی..؟! نمازت‌اولِ‌وقته؟ به‌احترامت‌به‌پدرومادرت‌چند‌نمره‌میدی؟ اخلاقت‌باخواهروبرادرت‌چطوره؟ اِنفاق‌میکنی؟ نهی‌ازمنکروامرِبه‌معروف‌چی؟ جهادعِلمی؟ رفیق..! فقط‌باوِلوشدن‌تومجازی‌وپست‌گذار‌ی به‌شہادت‌نمیرسی! به‌خودمون‌‌بیایم..!
چر‌اانقدرپر‌شدیم‌ا‌زحرف‌مردم؟! مردم‌مسخرم‌می‌کنند‌چادر‌سرم‌کنم . . مردم‌مسخرم‌می‌کنند‌برم‌مسجد‌نماز . . مردم‌مسخرم‌می‌کنند‌باشهد‌اانس‌بگیرم . . مردم‌مسخرم‌می‌کنند‌ . . . رضای‌مردم‌یارضای‌خدا؟ کجای‌کاری‌مشتی‌حرف‌مردم‌و‌‌از‌گوشات‌بریزبیرون واسه‌خدات‌زندگی‌کن! ببین‌خد‌اچجوری‌دوست‌داره :)
حتما بخونید خییلی قشنگه✨ سلام من جوانی بودم که سال‌ها با رفتارم دل امام زمانم رو به درد آوردم😔و خیری برای خانواده‌ام نداشتم.. همش با رفقای ناباب و اینترنت و.. شب تا صبح بیدار و صبح تا بعدازظهر خواب زمانی که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اومد منم از این باتلاق انحراف و بدبختی بی‌نصیب نماندم.. و اگر قرار باشد فردای قیامت موبایل بر اعمالم شهادت دهد حتی جهنم راهم نمی‌دهند😞 تا یه روز تو یکی از گروه‌های چت یه آقایی پست‌های مذهبی میذاشت، مطالبش برام جالب بودند🤗 رفتم توی اون و مثل همیشه فضولیم گل کرد و عکس پروفایلشو بزرگ کردم😐 دیدم که غرق در خون، بدون دست و پا، با سری خورد شده از ترکش، افتاده بر خاک، کنار او عکس دوبچه بود که حدس زدم باید بچه‌های او باشند😟 و زیر آن عکس یه جمله‌ای نوشته شده بود: "می‌روم تا جوان ما نرود"✋🏼💔 ناخودآگاه اشکم سرازیر شد😭😭دلم شکست باورم نمی‌شد دارم گریه می‌کنم اونم من، کسی که غرق در گناه و شهواته، منه بی‌حیا و بی‌غیرت، منه چشم چرون هوس باز😔😔 از اون به بعد از اینترنت و بدحجابی و فضای مجازی و گناه و رفقای نابابم شدم😠 دلم به هیچ کاری نمیرفت حتی موبایلم و دست نمی‌گرفتم🙂 تصمیم گرفتم برای اولین بار برم اولین نماز عمرمو خوندم با اینکه غلط خوندم ولی احساس آرامش معنوی خاصی می‌کردم، آرامشی که سال‌ها دنبالش بودم ولی هیچ جا نیافتم حتی در شبکه‌های اجتماعی✋🏼💔 از امام جماعت خواستم کمکم کنه ایشان هم مثل یه پدر مهربان همه چیز به من یاد می‌داد😇 نماز خوندن، قرآن، احکام، زندگی امامان و... کتاب می‌خرید و به من هدیه میداد، منو در فعالیت‌های بسیج و مراسمات شرکت میداد✌️ توی محله معروف شدم و احترام ویژه‌ای کسب کردم توسط یکی از دوستان به حرم حضرت معصومه برای معرفی شدم نزدیکای امام حسین، یکی از خادمین که پیر بود به من گفت: دلم میخواد برم کربلا ولی نمی‌تونم، میشه شما به نیابت از من بری؟ پول و خرج سفر و حق الزحمه شما رو هم میدم، زبونم قفل شده بود! من و کربلا؟ زیارت امام حسین؟💔 اشکم سرازیر شد😭 قبول کردم و باحال عجیبی رفتم🕊 هنوز باورم نشده که اومدم 🕌💔 پس از برگشت تصمیم گرفتم برم که با مخالفت‌های فامیل و دوستان مواجه شدم، اما پدرم با اینکه از دین خیلی دور بود و حتی نماز و روزه نمی‌گرفت قبول کرد✋🏼 حوزه قبول شدم و با کتاب‌های دینی انس گرفتم👌 در کنار درسم گاهی تبلیغ دین و احکام خدارو می‌کردم و حتی سراغ دوستان قدیمی ناباب رفتم که خدا روشکر توانستم رفیقام و با خدا آشتی بدم😍✋🏼 یه روز اومدم خونه دیدم پدر و مادرم دارن گریه میکنن😭منم گریه‌ام گرفت، تابحال ندیده بودم بابام گریه کنه! گفتم بابا چی شده؟ گفت پسرم ازت ممنونم گفتم برای چی؟ گفت: من و مامانت یه خواب مشترک دیدیم😔 تو رو می‌دیدیم با مرکبی از نور می‌بردن بهشت و ما رو می‌بردن و هر چه به تو اصرار می‌کردن که وارد بهشت بشی قبول نمیکردی و میگفتی اول باید پدر و مادرم برن بهشت بعد من✋🏼 👈یه آقای نورانی✨آمد و بهت گفت: آقا سعید! همین جا بهشون نماز یاد بده بعد با هم برین 🌸 و تو همونجا داشتی به ما نماز یاد میدادی😔 پسرم تو خیلی تغییر کردی دیگه نیستی همه دوستت دارن❤️تو الان آبروی مایی ولی ما برات مایه ننگیم میشه خواهش کنم هر چی یاد گرفتی به ما هم یاد بدی منم نماز و قرآن یادشون دادم و بعد از آن خواب، پدر و مادرم نمازخوان و مقید به دین شدند💔😍 چند ماه بعد با دختری عقد کردم💍 یه روز توی خونشون دیدم که خیلی برام بود گریه‌ام گرفت😔 نتونستم جلوی خودم رو بگیرم صدای گریه‌هام بلند و بلندتر شد😭😭 👈این همون عکسی بود که تو بود👉 خانمم تعجب کرد و گفت: سعیدجان چیزی شده؟ مگه صاحب این عکس و میشناسی؟😊 و من همه ماجرا رو براش تعریف کردم😔✋🏼 خودش و حتی مادرش هم گریه کردند😭😭😭 خانمم گفت: میدونی این عکس کیه؟ گفتم: نه گفت: این 😊 منم مات و مبهوت، دیوانه‌وار فقط گریه می‌کردم مگه میشه؟😳😭😭 آره شهیدی که منو هدایت کرد، آدمم کرد، آخر به عقد💍من درآورد💔😔 چند ماه بعد با چند تا از دوستانم برای اسم نوشتیم تابستون که شد و حوزه‌ها تعطیل شدند ما هم رفتیم خانمم باردار بود و با گریه گفت: وقتی نه حقوق میدن نه پول میدن نه خدماتی، پس چرا میخوای بری؟ همان جمله شهید یادم اومد و گفتم: میرم تا جوانان ایران نرود..