میدونےاولینکسےکهپروفایلتومیبینه؛
امامزمانه،میدونے🚶🏿♀؛
اولینکسےکهبیوتومیخونهامامزمانه!
میدونے،اولینکسےکه🖇،
استورےهاوضعیتهاتوپستاتومیبینه؛
امامزمانه!میدونے؛
امامزمانخبردارهتوگوشےماچیامیگذره؟!
تصورکنالانکنارتهایشونتورومیبــینه،
میبـینهبهچیاتـوگوشـینگاهمیکنے❤️🩹؟
بخاطرحرمتامامزمان؛
پروفایلها،استورےها،وضعیتها،بیوها، پستامونوگوشیمونجورےباشہ،
وقتےامامزمانمیبینهلبخندبزنه🙂♥️!"
#تلنگر
#امام_زمانی
حواسمونهستچندروزدیگهفاطمیس؟🥺
بازبااینحجمیازبدیُگناهمیخوایم
واردشیمبهفاطمیه ..؟
آرهخلاصهکه ..
بیایدباروسفیدیواردفاطمیهبشیم (:
#تلنگر
*پسری از دختری شماره خواست.
دختر گفت چرا نه؟بفرمایید این شماره من: 17_ 32 .
پسر شگفت زده شدو گفت: این چه نوع شماره ایست؟
دختر پاسخ داد : قرآن سوره17 آیه 32. خداوند می فرماید:
(وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ) به زنا نزدیک نشوید/!/
دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا پخش میکنی !!!
حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی..
﷽
﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.يَلِدْ.وَلَمْ.يُولَدْ.۞.وَلَمْ.يَكُن.لَّهُ.كُفُوًا.أَحَد.﴾.
فکرش رابکن..
روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر پخشش میکردم
#تلنــگر
اَللّهُــمَّعَجـِّــللِوَلیِّــکَالفَــرَج
#تفکرانہ
دقتکردین؟خیلیازکانالهایمذهبیبرایکپینوشتنکپیممنوع،کپیازبیوحرام
بابادستبردارینازاینکاراتون
مگرشمامرجعتقلیدهستینکهحکممیدین
واقعامذهبیهامونهمدارنبهفنامیرن
اینومیدونینکهدوازدهمیلیونسایتمستهجنداریمکهکپیازشونکاملاآزاده؟؟؟
بعداونوقتیکجووندهههشتادیکهمثلااومدهبرایامامزمانشکاریکنه
اسمشمگذاشتهسربازگمنامامامزمان
بعدنوشتهکپیحرام،بههیچوجهراضینیستم😐😔
حالاخوبهخودشمازکانالهایدیگهکپیکرده
بهخودمونبیایم🚶🏽♂!
#تلنگر
_
📕دفترچه گناهان یک #شهید ۱۶ ساله‼️
❣در تفحص شهدا،
دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد✍
❌گناهان یک هفته او اینها بود ؛
شنبه : بدون وضو خوابیدم .😴
یکشنبه : خنده بلند در جمع 😆
دوشنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .
سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .
چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .🗣
پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .☝️
جمعه : تکمیل نکردن ۱۰۰۰صلوات و بسنده به ۷۰۰ صلوات .😔
📝راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد :
⁉️ دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...
#تلنگر
🖇 #تلنگر🌿
برای صدقه دادن ،
توی جـیـبِمان
به دنبال کـمترین
مـبـلغ میـگردیم ،
و از خداوند بالاترین درجـهی
نـعـمتها را مـیخواهـیم ...))
چـه نـاچـیز مـیبـخـشـیم
و چـه بزرگ تمنا می کنیم !!
#کبوترانه🕊🖇
#تلنگر⚠️⁉️
اینکه خدا فرصت میده گیر نمیوفتی فکر نکن زرنگی ...🚶🏼♀
اگه یه اتفاق بدی برات نمیوفته نگو شانس آوردم یا خیلی زرنگ بودم...نه..
لطف خدا بود.🙃
خدا به همه فرصت میده...تلنگر میزنه...اما اگه طرف اصلاح نشه یهو :
سوره مبارکه فجر آیه 14
ان ربک لبالمرصاد:
به یقین پروردگار تو در کمینگاه ستمگران است!🙂
صبر خدا خیلی زیاده...
ولی اگه بزنه...
بد میزنه...
خدا هنوزم داره بهت فرصت میده؟ :)
#با_خودم_هستم
میگفت:
یکیازراههاینجاتانسانازگناه،
پناهبردنبهامامزمان‹ع›است !
ايشـانبهانتظارنشستهاندتاكسی
دستـشرابهسمتشاندرازكنـــد
"تاايشاناوراهدايتکنند"
-آیتاللهجاودان
◝ #تلنگر ؛
طالبشہادتی..؟!
نمازتاولِوقته؟
بهاحترامتبهپدرومادرتچندنمرهمیدی؟
اخلاقتباخواهروبرادرتچطوره؟
اِنفاقمیکنی؟
نهیازمنکروامرِبهمعروفچی؟
جهادعِلمی؟
رفیق..!
فقطباوِلوشدنتومجازیوپستگذاری
بهشہادتنمیرسی!
بهخودمونبیایم..!
#تلنگر
چراانقدرپرشدیمازحرفمردم؟!
مردممسخرممیکنندچادرسرمکنم . .
مردممسخرممیکنندبرممسجدنماز . .
مردممسخرممیکنندباشهداانسبگیرم . .
مردممسخرممیکنند . . .
رضایمردمیارضایخدا؟
کجایکاریمشتیحرفمردموازگوشاتبریزبیرون
واسهخداتزندگیکن!
ببینخداچجوریدوستداره :)
#تلنگر
#تلنگر
حتما بخونید خییلی قشنگه✨
سلام من جوانی بودم که سالها با رفتارم دل امام زمانم رو به درد آوردم😔و خیری برای خانوادهام نداشتم..
همش با رفقای ناباب و اینترنت و..
شب تا صبح بیدار و صبح تا بعدازظهر خواب
زمانی که فضای مجازی و شبکههای اجتماعی اومد منم از این باتلاق انحراف و بدبختی بینصیب نماندم..
و اگر قرار باشد فردای قیامت موبایل بر اعمالم شهادت دهد حتی جهنم راهم نمیدهند😞
تا یه روز تو یکی از گروههای چت یه آقایی پستهای مذهبی میذاشت، مطالبش برام جالب بودند🤗
رفتم توی #پی_وی اون و مثل همیشه فضولیم گل کرد و عکس پروفایلشو بزرگ کردم😐
#عکس_شهیدی دیدم که غرق در خون، بدون دست و پا، با سری خورد شده از ترکش، افتاده بر خاک، کنار او عکس دوبچه بود که حدس زدم باید بچههای او باشند😟
و زیر آن عکس یه جملهای نوشته شده بود:
"میروم تا #حیاوغیرت جوان ما نرود"✋🏼💔
ناخودآگاه اشکم سرازیر شد😭😭دلم شکست باورم نمیشد دارم گریه میکنم اونم من، کسی که غرق در گناه و شهواته، منه بیحیا و بیغیرت، منه چشم چرون هوس باز😔😔
از اون به بعد از اینترنت و بدحجابی و فضای مجازی و گناه و رفقای نابابم #متنفر شدم😠
دلم به هیچ کاری نمیرفت
حتی موبایلم و دست نمیگرفتم🙂
تصمیم گرفتم برای اولین بار برم #مسجد
اولین نماز عمرمو خوندم با اینکه غلط خوندم ولی احساس آرامش معنوی خاصی میکردم، آرامشی که سالها دنبالش بودم ولی هیچ جا نیافتم حتی در شبکههای اجتماعی✋🏼💔
از امام جماعت خواستم کمکم کنه
ایشان هم مثل یه پدر مهربان
همه چیز به من یاد میداد😇
نماز خوندن، قرآن، احکام، زندگی امامان و...
کتاب میخرید و به من هدیه میداد، منو در فعالیتهای بسیج و مراسمات شرکت میداد✌️
توی محله معروف شدم
و احترام ویژهای کسب کردم
توسط یکی از دوستان به حرم حضرت معصومه برای #خادمی معرفی شدم
نزدیکای #اربعین امام حسین، یکی از خادمین که پیر بود به من گفت: دلم میخواد برم کربلا ولی نمیتونم، میشه شما به نیابت از من بری؟
پول و خرج سفر و حق الزحمه شما رو هم میدم، زبونم قفل شده بود!
من و کربلا؟ زیارت امام حسین؟💔
اشکم سرازیر شد😭
قبول کردم و باحال عجیبی رفتم🕊
هنوز باورم نشده که اومدم #کربلا🕌💔
پس از برگشت تصمیم گرفتم برم #حوزه_علمیه
که با مخالفتهای فامیل و دوستان مواجه شدم، اما پدرم با اینکه از دین خیلی دور بود و حتی نماز و روزه نمیگرفت قبول کرد✋🏼
حوزه قبول شدم و با کتابهای دینی انس گرفتم👌
در کنار درسم گاهی تبلیغ دین و احکام خدارو میکردم و حتی سراغ دوستان قدیمی ناباب رفتم که خدا روشکر توانستم رفیقام و با خدا آشتی بدم😍✋🏼
یه روز اومدم خونه دیدم پدر و مادرم دارن گریه میکنن😭منم گریهام گرفت، تابحال ندیده بودم بابام گریه کنه!
گفتم بابا چی شده؟
گفت پسرم ازت ممنونم
گفتم برای چی؟
گفت: من و مامانت یه خواب مشترک دیدیم😔
تو رو میدیدیم با مرکبی از نور میبردن بهشت و ما رو میبردن #جهنم و هر چه به تو اصرار میکردن که وارد بهشت بشی قبول نمیکردی و میگفتی اول باید پدر و مادرم برن بهشت بعد من✋🏼
👈یه آقای نورانی✨آمد و بهت گفت: آقا سعید! همین جا بهشون نماز یاد بده بعد با هم برین #بهشت🌸 و تو همونجا داشتی به ما نماز یاد میدادی😔
پسرم تو خیلی تغییر کردی دیگه #سعید_قبل نیستی همه دوستت دارن❤️تو الان آبروی مایی ولی ما برات مایه ننگیم
میشه خواهش کنم هر چی یاد گرفتی
به ما هم یاد بدی
منم نماز و قرآن یادشون دادم و بعد از آن خواب، پدر و مادرم نمازخوان و مقید به دین شدند💔😍
چند ماه بعد با دختری عقد کردم💍
یه روز توی خونشون #عکس_شهیدی دیدم که خیلی برام #آشنا بود گریهام گرفت😔 نتونستم جلوی خودم رو بگیرم صدای گریههام بلند و بلندتر شد😭😭
👈این همون عکسی بود که تو #پروفایل بود👉
خانمم تعجب کرد و گفت: سعیدجان چیزی شده؟
مگه صاحب این عکس و میشناسی؟😊
و من همه ماجرا رو براش تعریف کردم😔✋🏼
خودش و حتی مادرش هم گریه کردند😭😭😭
خانمم گفت: میدونی این عکس کیه؟
گفتم: نه
گفت: این #پدرمه😊
منم مات و مبهوت، دیوانهوار فقط گریه میکردم
مگه میشه؟😳😭😭
آره شهیدی که منو هدایت کرد، آدمم کرد، آخر #دخترشو به عقد💍من درآورد💔😔
چند ماه بعد با چند تا از دوستانم برای #مدافعان_حرم اسم نوشتیم تابستون که شد و حوزهها تعطیل شدند ما هم رفتیم
خانمم باردار بود و با گریه گفت:
وقتی نه حقوق میدن نه پول میدن نه خدماتی، پس چرا میخوای بری؟
همان جمله شهید یادم اومد و گفتم:
میرم تا #حیاوغیرت جوانان ایران نرود..