من در سال ۱۳۳۴ که به قم آمدم، #علامه_طباطبایی شهرتی داشت. خدمتشان رسیدیم. هوا گرم بود که رفتیم خدمت ایشان. قبلاً اینگونه بود؛ الان اینطور نیست که مثلاً ۷۰ سال پیش هر کسی در منزلش چند عدد مرغ داشت؛ یعنی رسم بود و همه مرغ و خروس داشتند.
آن زمان بازار مرغ فروشی نبود که مثلاً اگر مهمان میآمد از همین چیزهایی که در خانه است، استفاده میکردند و رسم بود. نمیخواهم بگویم که یک چیز کم نظیری است. به منزل او که رفتیم یک تراس داشت و در باز بود و این مرغها گاهی از حیاط میآمدند و گاهی که در باز بود، داخل میآمدند. آقا ورود مرغها را که دیدند گفتند اینها اینجا هستند و پیر میشوند و میمیرند. ما این را در فقه خواندیم و در درس هم گفتیم ولی نه ما عمل کردیم نه اساتید ما.
آن چیزی که ما در فقه خواندیم و در درس گفتیم و اساتید ما در درس گفتند، این است که حیوانی که خود آدم تربیت کرده است و بزرگ کرده و مواظبت کرده است را نکشید. چرا کارد میگذارید زیر گلویش؟ مرغ میخواهید از جای دیگر بخرید. این مصلحت نیست. عاطفه اجازه نمیدهد.
این نهی در دین است و وظیفه رسمی ما است و فقه رسمی ماست. ما هیچ کس را ندیدیم که به این دستور فقهی عمل کند، جز علامه طباطبایی. ایشان فرمود اینها اینجا هستند، خودشان پیر میشوند و میمیرند. آقاسید عبدالباقی پسر بزرگ ایشان بود. من این قصه را گفتم برای ایشان.
گفتند بله ما یک خروسی داشتیم که ۲۰ سالش شده بود و بعد پیر شد و مرد. از این پیدا نمیشود. دستور دین این است که شما اگر رفتی به مکه و خواستی قربانی بکنی، آن گوسفندی که در خانه خودت بود را با دست خودت نکش. یک گوسفند بخر و قربانی کن. #عاطفه؛ عاطفه خیلی مهم است. این دستور دین است.
سخنان آیت الله جوادی آملی
۱۴۰۲/۶/۱۰
@doolabi
مرحوم حاج محمداسماعیل دولابی :
از مجلس ذکر خدا و اهلبیت علیهمالسلام هیچگاه قصد رفتن نکنید؛ وقتی وارد شدید، طوری باشید که تا قیامت همانجا خواهید بود؛ اگر هم بیرون میآیید، بدون قصد بروید.
@doolabi
مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی (ره):
هر وقت رزقت کم شد خواستی زیادتر بشود، از همان اندکی که داری انفاق کن! وقت نداری، پول نداری، بدهکاری، اما از همان مختصری که هست به دیگران ببخش، با صدق دل و خدایی.
یکدفعه میبینی در باز شد و روزی سرازیر شد. خدا بیشوکم را کاری ندارد، با انفاق شما رزقت را بیشتر میکند.
@doolabi
مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی (ره):
در عالَم امر همه یگانه هستند؛ همه آیینهی یکدیگر و همه جمال یکدیگر. بلکه همه کَنَفسٍ واحدَهٍ. فرمود المومِنوِنَ اِخوه. آیا در جنبه خَلقی با هم برادرند؟ کجا میشود برادر باشند؟ جنبه خَلق همهاش تفرقه است. من باید خودم را مواظبت کنم. الان به اداره که میروم مرا میگردند. باید هم بگردند، مبادا چیزی در جیبم باشد. هم من ناامنم، هم او ناامن است و از من میترسد.
یکوقت از مکه که میخواستیم بیاییم، وقت سوار شدن به طیّاره چند نفر جوان را فرستاده بودند که جیب افراد را بگردند تا طیّارهها را آتش نزنند و اجنبی نیاید. بدن من را هم از بالا تا پایین، دست کشیدند. حملهدار ما تخممرغ پخته داده بود. یکی را خورده بودم، یکی جیبم بود. همین که دستش به تخممرغ خورد ترسید و عقب رفت و گفت این چیست؟ تخممرغ را در آوردم و نشان دادم. در چنین شهری – ولو از مکه میآمدیم – خیلی ناامنی زیاد است. اهانت هم هست. آیا جیب کسی را گشتن، اهانت نیست؟ یعنی تو حیلهبازی. میگوید آیا اجازه میدهید؟ ببخشید! کار را بدتر میکند. شلوغ در شلوغ میشود. پس هنوز حرف زدن را یاد نگرفتهایم.
➖ آنها که میگردند تقصیر ندارند. شهر خلق، اینطور است. مبادا تصور کنید که به آنها اهانت میکنم. آدمی این چیزها را که میبیند تشویق میشود که کمرش را قرص ببندد و بداند که در این شهر، زندگی کردن خوب نیست. بیخود نیست که امام ما میگوید: اینجا ماندن، ننگ است. حضرت اباعبدالله علیهالسلام در روز عاشورا شهر طبیعت را تعریف میکرد.
منبع: کتاب طوبای محبت، جلد سوم، ص ۱۱۶
@doolabi
مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی:
خدا عبادت وعدهی بعد را نخواسته است، تا مغرب نشده، نماز مغرب بر ما واجب نیست، تا فردا نشده، نمازهای فردا، امروز بر ما واجب نیست، ولی ما روزی سالهای بعد را هم امروز میخواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعدهی بعد زنده باشیم.
همانطور که خدا عبادت فردا را امروز از شما نخواسته، شما هم روزی فردا را امروز، از خدا نخواهید.
@doolabi
خداوند صاحب عفو و گذشت را دوست دارد
حاج محمد اسماعیل دولابی: عفو و غفران، انسان را خیلی بزرگ میکند. اگر همسرت بوده، پدرت بوده، خواهر و برادرت بودهاند و اذیت کردهاند گذشت کن. این صفت خدایی است. خداوند صاحب عفو و گذشت را خیلی دوست دارد. چون صفت خدایی است.
خداوند است که خلق را میآمرزد، شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است، عفو کنی، این کار، کار خدایی است. شبیه کار خداوند است. خداوند هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد.
دیدید که ائمهی ما علیهمالسلام همه عزیز و با ایثار و گذشت بودند و چقدر مورد محبت خدا. ما هم اگر با گذشت بودیم مورد محبت ائمه علیهم السلام واقع میشویم. عفو کنید، گذشت کنید، شب که میخوابید استغفار کنید! هر روز هفتاد مرتبه برای خودتان یا کسانی که شما را اذیت کردهاند استغفار کنید. کسی که برای اذیتکنندگانش استغفار کند، قلبش راحت و بزرگ میشود.
📚 حاج محمد اسماعیل دولابی، کتاب طوبای محبت، جلد یکم، مجلس چهارم، ص ۵۳
@doolabi