eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
139 دنبال‌کننده
721 عکس
200 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامه هایشان درد می کند من ولی تمام استخوان بودنم لحظه های ساده ی سرودنم درد می کند انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است دردهای پوستی کجا؟ درد دوستی کجا؟ این سماجت عجیب پافشاری شگفت دردهاست دردهای آشنا دردهای بومی غریب دردهای خانگی دردهای کهنه ی لجوج اولین قلم حرف حرف درد را در دلم نوشته است دست سرنوشت خون درد را با گلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟ درد رنگ و بوی غنچه ی دل است پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟ دفتر مرا دست درد می زند ورق شعر تازه ی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف می زنم؟ درد، حرف نیست درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم @dorde_dard
گل بمان ای عشق در انبوه خارستانِ رنج . . . @dorde_dard
نشسته برتن صحرا بهار؛ جوی به جوی نسیم پر شده از عطر یار؛ کوی به کوی چمن به شوق برآمد به رنگ و بوی بهار و شسته چهره‌ی خود را به ژاله؛ روی به روی شکوفه سرزده از هر طرف به ساز بهار دمیده بر سر هر شاخ و برگ؛ توی به توی زمان شکوه سماع است و بیدلان مستند زمین به عشوه گشوده‌ست زلف؛ موی به موی به هر طرف که نظر می‌کنیم رنگ خداست و " لن ترانی " او جلوه کرد؛ سوی به سوی شعر و عکس @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
و گفت: ده سال بر دل نشستم و به پاسبانی دل را نگه داشتم تا ده سال دل من [مرا] نگه داشت اکنون بیست سال است که نه [من] از دل خبر دارم و نه دل از من خبر دارد. ذکر جنید بغدادی @dorde_dard
شیخ‌الاسلام گفت که: در آسمان و‌ زمین از هر که رسته باشی سود کنی. ذکر شریف حمزه‌ی عقیلی @dorde_dard
آن شب که چشم پنجره تا صبح باز بود دلشوره‌ی نیامدنت روی گاز بود آن شب که آه از دل آیینه می‌گذشت دلجوشه‌های کتری و اشک پیاز بود باران شدم که سیر ببارم بهار را اندوه بیشمار دل روزگار را تا کی میان اشک بشویم لباس را؟ در انتظار، پهن کنم التماس را؟ آخر کجای خانه تو از یاد رفته‌ای؟! تا من همان طرف بکشانم حواس را! دیشب صدای پای تو آمد ولی تو نه فکر و خیال جای تو آمد ولی تو نه کو خواب تا به دیده‌ی رویا ببینمت ای عمر رفته کو نفسی تا ببینمت ای مرد سخت‌کوشِ زمستان‌به‌دوش‌ من کو صبر تا که در شب یلدا ببینمت گفتی که زود می‌رسم اما نیامدی می‌سوختم، برای تماشا نیامدی برگشتنش چه زود مرا آرزو شده ای وای از ضمیر مخاطب که او شده چندیست زیرِ پیرهنم شعله می‌کشد این درد سینه سوز که راز مگو شده این زن، که روز و شب به دل ظرف می‌زند جای تو با زمین و زمان حرف می‌زند اخبار از تو گفت که اعجاز کرده‌ای! با بالهای سوخته پرواز کرده‌ای! ای قامت رشید چه تابوت کوچکی! در جسم شاعرانه‌ات ایجاز کرده‌ای! با پاره پاره‌های تن و موی درهمت روزی ،دوباره ای غزلم می‌سرایمت ای با شرف که پای شرف، جان گذاشتی بود و نبود بر سر پیمان گذاشتی نان آورم، اگرچه تهی بود دستمان برداشتی سلاح پُر و نان گذاشتی تنهایی‌ام فدای سرت فکر من نباش ای لاله‌ی شهید به فکر چمن نباش گفتی که صبر کن چه کنم بی تو صبر را؟! گفتی نبار پس چه کنم اشک ابر را؟! ای یار نیمه راه برای عروس خود آماده کن کنار خودت سنگ قبر را در زیر خاک پیش تو آرام می‌شوم من سرکشم به مرگ فقط رام می‌شوم @dorde_dard
به تو فکر می‌کنم پهپادها پروانه می‌شوند بمب‌ها کبوتر موشک‌ها ستاره‌های دنباله‌دار که از برخوردشان به برج‌ها باغ گل می‌روید و پری‌های کوچکی که می‌خوانند و می‌رقصند خدایان محشور می‌شوند و الهه‌ها ساز ناکوک جهان را می‌نوازند به تو فکر می‌کنم و جنگ طنز کوتاهی می‌شود در قاب خیس چشمانم... @dorde_dard
بودم آن روز در این میکده از دُردکشان که نه از تاک نشان بود و نه از تاک‌نشان @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا