#کوتاه_ولی_پرمغز_و_موثّر
❇️ طلبه ی با اخلاص ، مستعدّ و پرتلاش باید به فکر جامعیّت در علوم موثّر در فهم دین ( علوم اسلامی ، علوم حوزوی) باشد و حتّی الامکان به قدرت اجتهاد در همه آنها دست یابد تا بتواند به شناخت صحیح و کامل دین دست یافته در راه تحقّق آرمان های اسلامی قدم بردارد. نگاه های تک بعدی همیشه خسارت به بار آورده و می آورد.
به جهت آشنایی با آن چه مدنظر دارم می تونید مقاله ی "اجتهاد فرارشته ای، راز اصلی موفقیّت آیه الله شهید مطّهری" را مطالعه کنید.
https://eitaa.com/doroosobohoos
#شهید_مطهری
#حافظ
#ابن_سینا
خطاب خواجه حافظ به این سینا
🖌 خواجه حافظ در باب عدم کارایی عقل برای دستیابی به بالاترین مقامات معنوی غزلی دارد (غزل ۴۸)که بدین نحو است :
صوفى از پرتو مى راز نهانى دانست
گوهر هركس ازين لعل توانى دانست
قدر مجموعۀ گل مرغ سحر داند و بس
كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست
عرضه كردم دوجهان بر دل كار افتاده
بهجز از عشق تو باقى همه فانى دانست
آن شد اكنون كه ز ابناى عوام انديشم
محتسب نيز درين عيش نهانى دانست
دلبر آسايش ما مصلحت وقت نديد
ور نه از جانب ما دلنگرانى دانست
سنگ و گل را كند از يمن نظر لعل و عقيق
هركه قدر نفس باد يمانى دانست
اىكه از دفتر عقل آيت عشق آموزى
ترسم اين نكته بتحقيق ندانى دانست
مى بياور كه ننازد به گل باغ جهان
هركه غارتگرى باد خزانى دانست
حافظ اين گوهر منظوم كه از طبع انگيخت
ز اثر تربيت آصف ثانى دانست
مرحوم آیه الله شهید مطهری ره در عرفان حافظ (ص ۱۴۶) و در تعلیقات اصول فلسفه (ج ۵ ص ۱۰۰) معتقد است خواجه در این غزل جناب بوعلی سینا را خطاب قرار داده است زیرا جناب بوعلی در نمط نهم اشارات و تنبیهات ، راجع به مقامات عارفین قلم زده و از منظر علم سلوک مقامات ، منازل و مراحل سلوک را و نیز بایسته های آن را به تحریر درآورده است.
خواجه می گوید :
«ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی
ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست
ای بوعلی که از دفتر عقل «مقامات العارفین» مینویسی، ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست.»
اما با این حال باید دانست ، مرحوم علامه حسن زاده ره باتوجه به آنچه در دروس خود فرموده اند، معتقدند جناب بوعلی خود راه رفته و سالک بوده است و این از بیانات و نکاتی که در این نمط می فرماید به خوبی پیداست. همچنین مرحوم علامه به نقل از استادخود مرحوم الهی قمشه ای فرمودند که بوعلی در وقت نوشتن نمط نهم و انماط پایانی اشارات و تنبیهات در چله و ریاضت بوده است. بنابر نقل برخی از اهل معرفت ، شخصی ، روح این سینا را احضار کرده و از او سوالاتی پرسیده بود وی گفته بود : «ما در دنیا فرصت بسیار داشتیم و می توانستیم به مقامات بالاتر برسیم ولی بهره نبردیم»
در پایان گفتنی است اینکه خواجه حافظ به طور کلی منکر کارکرد عقل در سلوک باشد قابل قبول نیست خود خواجه می فرمایید :
سالها پيروى مذهب رندان كردم
تا بفتوىّ خرد حرص به زندان كردم
(غزل ۳۱۹ ، صفحه ۳۱۹)
https://eitaa.com/doroosobohoos
🍀 دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
🌹«خواجه حافظ» 🌹
❄️ حضرت ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق، علیهما السلام، در وصیت به فرزند خود اسمعیل چنین فرماید:
🔻«یا بنی اجتهد فی تعلم علم السر فان برکته کثیرة أکثر مما یظن.
🔻یا بنی، من تعلم علم العلانیة و ترک علم السر یهلک و لایسعد.
🔻یا بنی، ان اردت ان یکرمک ربک بعلم السر فعلیک: ببغض الدنیا و اعرف خدمة الصالحین و أحکم امرک للموت
؛🔸 فاذا اجتمعت فیک هذه الخصال الثلاثة یکرمک ربک بعلم السر.»
▪️(بخشی از نامه مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به نواده میرزای شیرازی ، نشانی از بی نشان ها ص ۱۱۷ )
https://eitaa.com/doroosobohoos
▫️«العلماء باقون ما بقی الدهر »
▫️«العالم حی و ان کان میتا »
❣هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
🖌 شعر حضرت آیت الله ابومعین حجت هاشمی خراسانی حفظه الله در مدح حضرت آیه الله علامه ذو الفنون نجم الدین حسن حسن زاده آملی رضوان الله علیه که در تاریخ ۱۴۲۳ هجری قمری سروده شده است :
حسن زاده آملی مرد حق
بُوَد مُنکِر او سزاوار دق
چو مولای خود حق، و حق با وی است
ز اقران خود برده گوی سبق
خداوند علم و خدای عمل
چو باقر کند با خرد علم شق
فلاطون عصر است و بقراط دهر
چو او تو نیابی به نظم و نسق
دو صد بوعلی هست شاگرد او
چو او تو نیابی به کل فرق
چو اسرار و صدرا خبیر و بصیر
چو موسی عصا می زند فانفلق
سمائی و عرشی و توفر شیئی
منور چو مهر و تولیل غسق
ز کی المعی و تو باشی غبی
توئی صبح کاذب قبیل شفق
ندیده تو استاد و ناخوانده {ای}
نخوانده کتاب و ندیده سبق
تو را نیست طبع صحیح و سلیم
نه حال تتبع که خوانی ورق
حسودی و بد کیش و بدبین به خلق
چو تو نیست یک تن از این ماخلق
چرا با رجال خدا دشمنی
چرا گشته در بحر خدعه غرق
ریا و هوا سمعه کارتو شد
چرا هر زمان طبق عن طبق
به هر لحظه{ای} رنگ دیگر تو راست
تو گاهی به غربی و گاهی به شرق
خداوند مغنی غنی کرده است
چرا کرده برتن تو جامه ملق
هرآن کس باو زشت گوید ز جهل
رهاکن برویش بیفکن بصق
گناهش چه باشد بجز علم و فضل
خطایش چه جز آن که نبود علق
علق با مضغ جمع گردیده اند
شمارند کافر همه ماخلق
(دیوان اشعار حجت ، ص ۶۶ )
https://eitaa.com/doroosobohoos
👈 عليکم بالمطول
🔰 آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله:
🔴 همین اصولی اگر مطوّل میخواند، اینطور حرف نمیزد! آن اصولیون ادیب؛ مثل مرحوم آقای بجنوردی(صاحب قواعد فقهیه)، اینگونه آدمهایی که ادبیاتشان خوب است، اینها بلدند که چطور حرف بزنند
👈 «فعلیکم بالمطوّل»!
✅ خدا غریق رحمت کند اساتید ما را که مطوّل نزد آنها میخواندیم بعضی از آنها شاگردان مرحوم آقای نائینی بودند و بعضی شاگردان مرحوم آقا ضیاء بودند...آنها در آن بخشها، در ادبیات خیلی کار میکردند و از ما امتحان میگرفتند.
▪️خارج فقه، 2 اسفند 96
https://eitaa.com/doroosobohoos
حل مشکل ادبی با تکیه بر حاشیه چلبی
♻️ حواشی چلبی بر مطول سرشار از نکات و دقائق ارزشمندی است که هر عالمی به آن نیاز دارد.
🔻برای نمونه توجه شما را به حدیثی که در کافی شریف از امام صادق علیه السلام نقل شده است جلب می کنم:
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا أُمِرَ إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ بِبِنَاءِ الْبَيْتِ وَ تَمَّ بِنَاؤُهُ قَعَدَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى رُكْنٍ ثُمَّ نَادَى هَلُمَّ الْحَجَّ هَلُمَّ الْحَجَّ فَلَوْ نَادَى هَلُمُّوا إِلَى الْحَجِّ لَمْ يَحُجَّ إِلاَّ مَنْ كَانَ يَوْمَئِذٍ إِنْسِيّاً مَخْلُوقاً وَ لَكِنَّهُ نَادَى هَلُمَّ الْحَجَّ فَلَبَّى النَّاسُ فِي أَصْلاَبِ الرِّجَالِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ.»
🔻فهم این حدیث با دشواری های همراه است از جمله اینکه حضرت می فرمایند: اگر حضرت ابراهیم به جای :«هلم الحج» ، «هلموا الی الحج» می فرمودند ، تنها هم عصران ، حضرت را شامل می شد و آیندگان مشمول خطاب حضرت نمی شدند!
❓حال این سوال به ذهن می آید که چرا صیغه مفرد شامل آیندگان می شود ولی صیغه جمع با اینکه شمول بیشتری دارد آیندگان را شامل نمی شود ؟!
🔻 مرحوم علامه مجلسی در مرآة العقول که شرح عربی کافی شریف است این مشکل را با تکیه بر حاشیه چلبی بر مطول حل می کند و می نویسد :
📔«الأصل في الخطاب أن يكون متوجها إلى الموجودين، و أما شمول الحكم للمعدومين فيستفاد من دلائل أخر لا من نفس الخطاب إلا أن يكون المراد بالخطاب: الخطاب العام المتوجهة إلى كل من يصلح للخطاب فإنه شامل للواحد و الكثير و الموجود و المعدوم، و الشائع في مثل هذا الخطاب أن يكون بلفظ المفرد، بل صرح بعضهم بأنه لا يتأتى إلا بالمفرد.
قال الحلبي في حاشية شرح تلخيص المفتاح عند قول المصنف و قد يترك الخطاب إلى غير المعين ليعم الخطاب: كل مخاطب على سبيل البدل، أما إذا كان ضمير المخاطب واحدا أو مثنى فكون العموم على سبيل البدل ظاهر، و أما إذا كان جمعا فالظاهر إذا قصد غير معين أن يعم جمع المخاطبين على سبيل الشمول، لكن قيل: لم يوجد في القرآن و لا في كلام العرب العرباء خطاب عام بصيغة الجمع انتهى.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول - 17، صفحه 40
https://eitaa.com/doroosobohoos
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ ، أتْبَاعُ كَلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَأوُا إلَى رُكْنٍ وَثيقٍ »
«يَنْقَدِحُ الشَّكُّ في قَلْبِهِ لأوَّلِ عارِضٍ مِن شُبْهَةٍ»
كسي كه بدون مجهز شدن به علوم قویم اسلامی و سنتی ، سالیان دراز به فلسفه دین و سایر رشته های وارداتی مشغول شود، بهتر از این نمی شود.
https://eitaa.com/doroosobohoos
☘معنا داری عناوین در کتب معقول☘
📝در کتب سنتی هریک از عناوین بار معنایی خاصی دارد ؛ که غفلت از آنها موجب اشتباهاتی در فهم مطالب مذکور در ذیل آن بحث می شود؛ برای نمونه عنوان «تنبیه» در کتب معقول (و نیز بسیاری از کتب غیر معقول) نوعا دال بر بداهت مطلب است است ،و گاهی نیز عنوان «تنبیه» اشاره به آن دارد که مطلب مذکور از میان مباحث قبل فهمیده شده است و اینک به آن توجه ویژه می شود.
🔻نمونه دیگر از معنا داری عناوین در کتب معقول تعبیر به «نهج» و «نمط» در اشارات بوعلی است که شرح آن را از بیان مرحوم علامه حسن زاده نقل می کنیم : مرحوم شيخ در «اشارات»، [هریک بخش های ]منطق را به «نهج»، يعنى «راه» تعبير كرد، زيرا منطق وسيله و باب و طريق بود و شيخ، ابواب منطق اشارات را بر ده نهج تقسيم كرد1⃣ و نيز حكمت اشارات را به ده «نمط» تقسيم كرد، منطق راه بود، لذا از آن به نهج و از حكمت، كه جاى نشستن بود، به نمط، يعنى نمد تعبير گردد، گويى آنكه راه را سير كرده در اينجا بنشيند و به حكمت برسد.»2⃣
🔻مرحوم آخوند صاحب اسفار نیز در این کتاب شریف سه عنوان کلان به کار برده است : مسالک ، مواقف و ابواب. وی مباحث الهیات بالمعنی الاعم (از جلد یک تا پایان جلد پنج 3⃣) را «مسالک» نامیده یعنی راه هایی که باید طی شود و طرقی که باید برای وصول به مقصد پیموده شود. و مباحث الهیات بالمعنی الاخص (ج ۶ و ۷) را «مواقف» نامیده است زیرا آنجا محل وقوف و توقف است چون در آنها برای سالک خداشناسی حاصل می شود و این مقدمه و طریق برای علم دیگر نیست.
همچنین مرحوم ملاصدرا مباحث نفس (ج ۸ و ۹ ) را به «ابواب» تعبیر می کند چون معرفت به نفس باب ورود به عالم ملکوت و دست یابی به شناخت خداوند است و به تعبیر مرحوم آخوند :«معرفة النّفس مفتاح خزائن الملكوت»
______________________________________
1⃣ تبویب مباحث علم در ده بخش نیز نکته ای دارد که بعدا خواهیم گفت.ان شا الله.
2⃣ شرح فارسی الاسفار الاربعه - 1، صفحه 93.
3⃣ از اغلاط مشهور آن است که مباحث جلد چهارم و پنجم اسفار که در جواهر و اعراض است را بخش طبیعیات اسفار می گویند در حالی که به تصریح مرحوم آخوند تمام کتاب اسفار در الهیات است ( به معنای اعم و اخص) و طبیعیات در اسفار نداریم.بدین معنا که مباحث جواهر و اعراض را از نگاه الهیاتی بررسی می کند نه نگاه طبیعی.فلیتامل.
https://eitaa.com/doroosobohoos
🌷دعای بیست و چهارم صحیفه سجادیه🌷
❇️ ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت صدیقه کبری سلام علیها ، امیدواریم همیشه مشمول عنایات خاصه آن بزرگ بانوی عالم هستی باشیم ، به تعبیر مرحوم محقق اصفهانی ره در انوار قدسیه:
فَإنَّها قُطْبُ رَحَى الْوُجودِ
فى قَوْسَىِ النُّزولِ وَ الصُّعودِ
🔻 چون امروز به نام روز مادر نیز نامیده شده است پیشنهاد می کنم دعای بیست و چهارم صحیفه سجادیه که تعلیم دعا برای پدر و مادر است را بخوانیم تا مقداری با حقوقی که پدر و مادر بر ما دارند آشنا شویم و در ادای آن بکوشیم.
🔻مرحوم علامه سید علیخان در مقدمه شرح این دعا در ریاض السالکین می نویسد :
«اعلم أنّ تعظيم الأبوين أمر معتبر في جميع الشرائع، و مركوز في كلّ العقول، و حسبك أنّ اللّه سبحانه نصّ على ذلك في غير موضع من كتابه المجيد، و ورد في الأخبار النبويّة ما يضيق عنه نطاق الحصر. و من تعظيمهما و الإحسان إليهما أن يحبّهما من صميم القلب، و يراعي دقائق الأدب في خدمتها و الشفقة عليهما، و يبذل وسعه في رضاهما، و لا يمنع كرائم أمواله عنهما، و يجتهد في تنفيذ وصاياهما، و يذكرهما في صالح دعائه»
«ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین صلوات الله علیه - 4، صفحه 41»
https://eitaa.com/doroosobohoos
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجک الشریف
شنیدهام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
«فِراق یار، نه آن میکند که بتوان گفت»
حدیثِ هولِ قیامت که گفت واعظِ شهر
کنایتیست که از روزگارِ هجران گفت
نشانِ یارِ سفرکرده از کِه پُرسم باز؟
که هر چه گفت بَریدِ صبا، پریشان گفت
فغان که آن مهِ نامهربانِ مِهرگُسِل
به تَرکِ صحبتِ یاران خود چه آسان گفت
من و مقامِ رضا بعد از این و شُکرِ رقیب
که دل به دردِ تو خو کرد و ترکِ درمان گفت
غمِ کهن به میِ سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است؛ پیرِ دهقان گفت
گره به باد مزن گر چه بر مراد رود
که این سخن به مَثَل، باد با سلیمان گفت
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که گفت که این زال تَرک دَستان گفت؟
مزن ز چون و چرا دم که بندهٔ مُقبِل
قبول کرد به جان، هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از اندیشهٔ تو آمد باز؟
من این نگفتهام آن کس که گفت بُهتان گفت
https://eitaa.com/doroosobohoos