eitaa logo
کانال دوست
1.1هزار دنبال‌کننده
30.2هزار عکس
25.8هزار ویدیو
80 فایل
🇮🇷از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است🇮🇷 موضوعات جالب رو براتون به اشتراک میذاریم... کپی مطالب با رضایت کامل میباشد😊 http://eitaa.com/joinchat/2150105099C9478d3116b گروه دورهمی دوست👆 @dost_an 📮ارتباط با ادمین : @Mim_Sad139
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴تفصیلی برای شما خانواده منتظر من با ماشین در مرقد امام تازه هواپیما نشست در باند فرودگاه مهرآباد وباید خیلی زود خودمو میرسوندم به مرقد امام خمینی رحمةالله علیه خیلی هم عجله دارم چه کنم چه نکنم ؟🤔 اسنپ بگیرم ؟ گفتم پنجشنبه ها تهران خیلی شلوغه یهو دیدم ، نوشته مترو مهرآباد گفتم با مترو برم سوار شدم چندتا ایستگاه باید عوض میکردم فکر میکنم اینطور بود دقیق یادم نیست آنقدر تیکه ودرشته شنیدم همه چیز از سرم پرید 😀 مهرآباد رفتم ایستگاه شادمان ، از شادمان رفتم فرهنگسرا توپخونه پیاده شدم از اونجا ایستگاه عوض کردم رفتم برا مرقد امام از اونجا هم سوار ماشین برای شمال اما از اینجا خیلی برام سخت گذشت واقعا 😢 وقتی با لباس روحانیت وارد مترو شدم ، متوجه نگاه های سنگین چه عرض کنم متوجه نگاه های خیلی سنگین شدم 😏 یکی اومد جلو گفت حاج آقا ازشهرستان اومدی ؟ گفتم چطور ؟ گفت مگه خبر نداری چقدر دارند روحانی ها رو میزنند 😱 یه چیز بگم حالا میدونستمااااا ، ولی به روی خودم نمی آوردم 😅😅 گفتم جدی ؟ گفت آره حاجی مواظب خودت باش سوار مترو شدم صاف جلوی من یه دختر خیلی بدحجاب نشست روسری خودشو عمدا انداخت من هم انگار نه انگار 😅 میدونید چیه ، اتفاقا اینطوری بهتر مین ها خنثی میشن 😄😉« البته تو شرایط فعلی » 🔵خیلی زود رسیدیم چندتا ایستگاه رد کردیم به محض اینکه اومدم پیاده بشم دیدم یه پسر بچه حدودا ۱۵ یا ۱۶ ساله به محض پیاده شدنم از پشت زد زیر من 😱🙈 خدا رو شکر من هم عمامه ام محکم بود و زد ضربه برای عمامه زن ها از سرم نیفتاد و به لطف خدا خیلی خوب ضایع شد 😅 ولی برگشتم سمتش ، دیدم بنده خدا ، آره نیاز به داشت ولی خیلی نپیچیدم ،برگشتم و چون عجله داشتم رفتم « چون روایت داریم دیگه قال الحامد بن احمد با پیچ بپیچ با آخوندا نپیچ😅 » خلاصه رفتم تا وارد ایستگاه بعدی بشم که آخرین ایستگاهی بود که انتخاب میکردم تا می‌رسیدم به مرقد امام خمینی رحمةالله علیه فکر میکنم ایستگاه میدان امام پیاده شدم سوار ایستگاه بعدی که فرهنگسرا بود شدم به سمت مرقد امام خمینی رحمةالله علیه 🔴بگو چی شد 😏🙈 جمعیت موج می زد ، خیلی شلوغ بود دیدم زود داره درها بسته میشه سریع سوار قطار شدم حالا نگو این چند تا مردی که سوار شدیم این قسمت برای خانوم ها بود 🙈🤩من از خدا بی خبر به دفعه دیدم وسط کلی خانوم ، اون هم چه خانوم هایی😅 همه مدافع حقوق روحانیت 😉 یه دفعه دیدم یه صدایی بلند شد هوووووووو اخوووووند اینجا چیکار می‌کنی « با صدای بلند »چند نفر هم باهاش هوووکشیدند گفتم مشکلش چیه ؟ گفت اینجا زنونه هست گفتم مگه آزادی نیست 😂😂😂😂 تا اینو گفتم کلا فضا به لطف خدا افتاد دست خودم 🤩 اما یه وقت دیدم چند تا از این دخترا گفتن با دیدن ما گناه نکنی ؟😏 گفتم شما که تعدادتون زیاده ،این شما هستید که گیر یوسف افتادید😂😂😂😂😂 ولی خدا رو شکر دیدم واقعااا جمع به نفع من شد وقتی گفتم یه دفعه دیدم همه سوت و دست زدن 😂 ولی از این لحظه کم باید خیلی استفاده میکردم گفتم ببین من میفهمم شما چرا روسری وشال رو سرتون نمیزارید اشاره کردم به چندتا از اون سانتال مانتال ها گفتم ببین خیلی باید کمبود شخصیت داشته باشه بخواد رنگ مو و مدل موی خودشو بخواد به ما نشون بده این توهین به شخصیت خودشه اشکال این خانوم این نیست که موهاشو بخواد نشون بده ونظام اجازه نمیده اشکال این خانومها به بعضی از رفتارهای تبعیض آمیزی هست که بعضی از مسوولین دارند تا اینو گفتم دیدم دوباره چند نفر گفتند آفرین 👏👏 گفتم خب پس بدون اعتراضات مردم چیه مردم ولنگاری و بی ناموسی نمیخوان اینجا بود که دیدم یه پسر بچه ۱۲ یا ۱۳ ساله را چند نفر شارژ کردند که برو بهش توهین کن و ... اومد جلو ، گفت آهای آخوند بسه داری مخ این جماعت را میشوری و... دیدم یه خانوم بی‌حجاب نه بدحجاب بهش گفت خفه شوووو الاغ 🙈😂 من هم نکردم نامردی و گفتم ساقیتو عوض کن ، جنست را از موتوری نگیر 😅😅 تا اینو گفتم دیدم جماعت زدن زیر خنده ببینید لازم بود ترور شخصیتیش کنم تا دست به حرکتی نزنه کاملا عزت نفس و اعتماد به نفسش را با هم گرفتم 😅🙈 باور کنید چاره ای نداشتم تو این شرایط واقعااا ای کاش بودید میدید چقدر سخته تحمل این همه نگاه سنگین و بیجا یه اخلاقی که دارم معمولا لبخند روی لب دارم یه خانومی برگشت گفت حاج آقا خیلی خرسندی گفتم گریه میکنیم میگید گریه میکنید می‌خندیم میگید می‌خندید گفتم چیکارکنیم خوشحال میشید ؟ یکی برگشت شعار بده توپ تانک فشفشه و.....🙈🙈 دوباره یه خانوم گفت ساکت شو احمق بی فکر 😂 رسیدیم ایستگاه بعدی دیدیم کلی مسافر پیاده شدند ولی چیزی که خیلی جالب بود این بود خیلی از این افراد که ظاهرشون هم اصلا مناسب نبود ولی وطن فروش نبودند
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸نصیحتی به عمامه‌پران‌ها ... !🔸 حالا یک توصیه هم در آخر صحبتم بگویم ... بعضی بودند که مثلاً در کِنِفت شدن یک روحانی شریک شدند. در خوار شدن او و خفیف شدن او سهیم شدند. این اثر سوء می گذارد روی انسان. به ایمانتان لطمه وارد می شود. اینهایی که سوء شد، از اول اینجور نبودند. افتادند در مقابله با روحانیت و اینطور شدند. گروهک‌ها ابتدا اینجور نبودند. با آخوندها در افتادند. تقابل کردند. هی عقب رفتند. هی عقب رفتند. هی وضعشان خراب‌تر شد. روز اول، دعوا سر یک نکتۀ [کوچک] بود. بعد اینها سر از چه جاهایی که در آوردند! این شیطان است که به آدم می گوید: این کار را که می کنی، ثواب دارد. آن هایی که نسبت به روحانیت بودند و آنها را بر می‌داشتند، بعدها عاقبت مطلوبی پیدا نکردند. بعضی‌ها را می شناسیم. شما شنیده اید بودند که وقتی در قافله ای روحانی بوده، احتراماً یا از مال آن قافله چشم می‌پوشیدند یا از آن فرد و مال او صرفنظر می‌کردند یا اگر در قافله‌ای سیدی بوده، به خاطر آن ، آن قافله را عفو می کردند یا مال آن یکی را بر نمی‌داشتند. همین موجب می شد که پایه‌های ایمانشان بماند و خیلی‌شان در آخر عمر می شدند. روحانی نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر (ص) و به خاطر آن موقعیتی که دارد، حرمت دارد.