13.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆وقتی که غرق لذت از غیبت و تهمت و تخریب رقیب هستیم خوب است کمی هم به یاد این لحظات باشیم- لحظات بدون امکان بازگشت و جبران
آن سخن های چو مار و کژدمت
مار و کژدم گردد و گیرد دمت!
قرن آینده از آن کدام دولت و ملت است؟
آیا می توان از پایان قرن آمریکا و آغاز قرن چین سخن گفت؟ چین با سرعتی شتابان به سمت کسب عنوان قدرت برتر جهان در آیندۀ نزدیک در حال حرکت است، واقعیتی که ابرقدرتی آمریکا و رهبری جهانی آن را به چالش می کشد و افول آن را هشدار می دهد. آمریکائی ها به خوبی این موضوع را درک کرده اند و با همۀ همۀ قوا می کوشند از وقوع این کابوس پیشگیری کنند و در این راه همۀ نهادهای مربوطه آمریکا اعم از نهادهای سیاسی، علمی، اقتصادی، صنعتی، نظامی، رسانه ای، هنری، و حتی مذهبی به شدت فعالند تا از وقوع این رویداد ممانعت و استیلای بی رقیب خود را حفظ کنند. هر دو طرف به خوبی می دانند که رویاروئی نظامی پایانی فاجعه بار برای هردو خواهد داشت، از این رو حتی المقدور می کوشند از آن اجتناب کنند؛ اما ضمن حفظ این گزینه به عنوان آخرین انتخاب، از همه راه های دیگر غلبه و سیطره در این نبرد استفاده می کنند. اکنون مردم جهان شاهد این رویاروئی سهمگین هستند و چشم به آینده دوخته اند تا ببینند پیروز این میدان کیست.
در گرماگرم این مسابقه در پیشرفت و رهبری جهانی میان قدرت های جهانی، مهمترین مسئله و مشغله دولت ما تنظیم بازار مرغ است و برای اینکه میزان توفیق این مدیران کارکشته و توانمند را در این کار سترگ ببینید همین الان برای خرید یک عدد مرغ سری به بازار بزنید. آیا نباید به حال این مملکت خون گریست.!
شکی نیست که نیروهای فداکار و شایسته ای برای پیشرفت این مملکت فداکارانه شب و روز در تلاش و جهادند و موفقیتهای چشمگیری هم بدست آورد اند، و نباید بی انصافی و سیاه نمائی کرد، اما آیا با این مدیریت می توان امیدی در به ثمر نشستن آن تلاشها داشت؟ این مدیریت بی کفایت و درمانده می تواند همه آن تلاش ها و فداکاری ها را عقیم کند، چنانکه در بحث غمبار برجام با دستاوردهای هسته ای شاهد هستیم. یک گام از هزاران گامی که هر ایرانی می تواند برای جبران این عقبماندگی ها بردارد حضور در انتخابات آینده و انتخاب آگاهانه و مسئولانه و عبرت گرفتن از انتخاب های گذشته است.
@dreshkevsri
بحران معرفت: نقد عقلانیت و معنویت تجددگرا
"بحران معرفت" کتابی است در نقد دیدگاههای آقای مصطفی ملکیان. ایشان طی گفتارها و مقالاتی که در کتاب راهی به رهایی گردآوری شده است، دیدگاهایشان را در بسیاری از مباحث جاری در فضای فکری ایران مطرح کردهاند. آقای ملکیان از موضع تجددگرایی و سکولاریسم، تفکر سنتی اسلامی را نقد ميکنند. کتاب بحران معرفت پاسخی است به برخی از نظرهایی که ایشان در کتابشان مطرح کردهاند. چاپ نخست این کتاب در سال 1384 توسط انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی منتشر شد.
بحران معرفت
انتشارات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، قم، چاپ دوم 1387ا
نويسنده در اين کتاب به نقد و بررسي کتاب راهي به رهايي، جستارهايي در عقلانيت و معنويت نوشته آقاي مصطفي ملکيان پرداخته است. چندي است که آقاي ملکيان در درس ها، مصاحبه ها و مقالات و نوشته هاي خود با استفاده از دستاوردهاي فلسفه و علوم اجتماعي غرب، مباحث مختلفي را در زمينه هاي گوناگون فکري و نظري مطرح مي کنند. از محورهاي اصلي اغلب اين مباحث نقد تفکر سنتي اسلامي است. اين نقد از مباني فلسفي و اعتقادي گرفته تا مباحث اجتماعي، سياسي و اخلاقي را در بر مي گيرد. مجموعه متنوعي از اين مباحث در کتاب راهي به رهايي گردآوري شده است. اين مباحث هر چند در محافل علمي و حوزوي حساسيت ها و مناقشاتي را موجب شده است، اما تاکنون اثر مستقلي که به نقد جامع اين آراء اختصاص يافته باشد پديد نيامده بود.
نويسنده کتاب بحران معرفت، کوشش کرده است نظريات طرح شده در کتاب آقاي ملکيان را در موضوعات مختلف فلسفي، ديني و سياسي مورد تجزيه و تحليل و نقادي قرار دهد. اين اثر يکي از جديدترين و قويترين چالش هاي تفکر تجددگرا در قبال تفکر اسلامي سنتي را به نقد کشيده است. چنانکه از عنوان اثر بر مي آيد بيشترين توجه مؤلف به نقد مباني معرفت شناختي ملکيان است. نويسنده بر اين باور است که يکي از ريشه هاي اصلي نظريات ملکيان در حوزه هاي مختلف، جدايي معرفت شناختي او از متفکران سنتي اسلامي است.
بحران معرفت با اينکه داراي نثري روان و بدون اغلاق است، اما در عين حال ايجاز و فشردگي آن توجه و تعمق ويژه خواننده را مي طلبد. رويکرد فنائي را مي توان تحت مقوله نوانديشي ديني در عين پايبندي به اصول سنتي دانست و دنباله روشي است که علامه طباطبائي، شهيد مطهري و شهيد صدر از پيشروان آن هستند. آگاهي و توجه به دستاوردهاي جديد در معارف بشري در عين پايبندي به اصول و معيارهاي اسلامي از ويژگي هاي اين رويکرد است.
با اينکه چند سال از چاپ نخست اين کتاب مي گذرد و نويسنده اصول نظريات آقاي ملکيان را در حوزه هاي مختلف مورد نقادي قرار داده است، اما تاکنون آقاي ملکيان پاسخي به اين نقد نداده است.
آنچه شايان توجه است اين است که به رغم جدي بودن بحث و اختلاف نظر عميق طرفين در بنيادي ترين مسائل فکري، نشاني از خشم و پرخاشگري و تندي در اين نقد به چشم نمي خورد و مناقشه و نقض و ابرام محترمانه و در چارچوب منطقي است. اين نخستين بار نيست که شاهد چنين نقدي از سوي فنائي هستيم. او در کتاب معرفت شناسي ديني، که در سال 1374 منتشر گرديد،انديشه هاي عبدالکريم سروش را به همين شيوه مورد نقادي قرار داد. آن کتاب در آن دوره پر التهاب تأثير محسوسي بر سالم سازي فضا و ادبيات نقد و گفتگو نهاد. عجيب است که به مواضع انتقادي آن کتاب نيز هيچگاه پاسخي داده نشد. اميد است اين اثر نيز در اين زمينه راهگشا باشد و سنت گفتگوي علمي و نقد منطقي همراه با احترام متقابل را در جامعه علمي ما تقويت نمايد. بحران معرفت مشتمل بر مباحثي است چون: معرفت شناسي، علم و دين، اسلامي سازي علم، اسلامی سازی دانشگاه، گفتگوی تمدن ها، لیبرالیسم، مدرنیته، عقلانیت، معنویت.… .
اللهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَمْلَأ قَلْبِی حُبّاً لَکَ وَ خَشْیَةً مِنْکَ وَ تَصْدِیقاً بِکِتَابِکَ وَ إِیمَاناً بِکَ..
خدایا از تو می خواهم دلم را از محبّت و خشیتت، و باور به کتابت، و ایمان به خودت، پر کنی.
فرازی از دعای ابوحمزهٔ ثمالی.
تأثیر فرهنگ و تمدن اسلامی بر جهان غرب در قرون وسطا.pdf
934.9K
تاثیر فرهنگ و تمدن اسلامی بر جهان غرب در قرون وسطا
👆👆👆ما و تمدن غربی
یکی از مهمترین پدیده های عصر جدید ظهور تمدن غرب و استیلای غرب بر جهان است. این استیلا چنان عمیق و همه جانبه است که موجب پیدایش پدیده ای بنام غربزدگی در میان بسیاری از مردم در کشور های غیر غربی از جمله در کشور ما شده است. این غربزدگی همراه با خودکم بینی و خودباختگی و پذیرش برتری غرب و غربیان و چشم امید به غرب دوختن و راه حل همه بدبختی ها و مشکلات را در غرب جستن است. در مقاله فوق به اختصار و با استناد به آثار محققان غربی نشان داده ایم که تمدن غرب بطور عمیقی وامدار فرهنگ و تمدن اسلامی است. در قرون وسطا که از سوی خود غربیان به عصر تاریکی (dark age) معروف است، مسلمانان از حیث علم و تمدن در جهان پیشتاز بودند بطوری که جهان غرب با مشاهده پیشرفت های مسلمین نهضتی را در انتقال علم و فرهنگ از جوامع اسلامی به غرب آغاز کرد و با انتقال علوم و تجارب مسلمانان به غرب پایه های تمدن جدید غرب را پی ریزی نمود. غرض از طرح این بحث این نیست که عقبماندگی فعلی خود را با افتخار به گذشته بپوشانیم، بلکه غرض این است که نشان دهیم علم و فرهنگ و تمدن در ذات هیچ ملتی و وقف هیچ قومی نیست؛ بلکه هر ملتی اگر بخواهد و در این خواستن استقامت بورزد می تواند به پیشرفت و تمدن مطلوب دست یابند. پیشرفت مادی تمدن غرب نه ریشه در نژاد، نه جغرافیا، و نه مذهب غرب دارد، چرا که همین غرب با همین نژاد و جغرافیا و مذهب در روزگاری طولانی در فقر و فلاکت و عقبماندگی دست و پا می زد و حسرت جهان اسلام را می خورد. رسیدن به پیشرفت و تمدن بیش از هرچیزی محصول عزم استوار و اراده جمعی یک ملت است. شایان توجه است که اگر از پیشرفت مادی غرب سخن می گوییم هرگز مراد این نیست که چنین پیشرفت یک جانبه ای مطلوب ماست. این تمدن با همۀ دستاوردهای محیرالعقول مادی آن به جهت بی توجهی به معنویت و دین و اخلاق بحران های ویرانگری برای بشریت پدیدآورده است که نشان میدهد که راه طی شده گرچه در ابعاد مادی توفیقاتی داشته اما در نهایت به سود بشریت نیست و خلأ عظیمی در آن هست که هر ملتی که خواستار تعالی و سعادت و نیل به تمدن انسانی است باید به آن توجه داشته باشد و کورکورانه از غرب دنباله روی نکند. تنها راه مستقیم سعادت جامعه بشری از همراهی علم و معنویت، قدرت و اخلاق ، و پیشرفت و عدالت می گذرد.
@dreshkevari