هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
خب از این به بعد منو با #کتابفروش بشناسید🙂🙂خب...
داستان آشنایی با اژدها از دنیایی شروع میشه که توش اگه کسی نتونه با اژدها سواری کنه میمیره چون حکومت درگیر جنگ خیلی بزرگیه که توش داره شکست میخوره!منم نه میخواستم اژدها سوار باشم نه تو جنگ شرکت کنم...من میخواستم فرار کنم!تو این راه با رومن آشنا میشم،کسی که به شجاع ترین سرباز امپراتوری معروف بود!اون هم میخواست فرار کنه...اون یه اژدهای تربیت شده داد تا من رو از امپراتوری خارج کنه ولی اژدها وسط راه جونشو از دست میده و ما سقوط میکنیم! توی یه جنگل جادویی سقوط کردیم که توش بزرگترین جنگ جهان رخ داد،همونجایی که دشمن هدف بعدی حمله شه! اونجا یه طبیب_سرباز مرده میبینم و از تو جیبش یه نامه پیدا میکنم...نامه ای به بزرگترین اژدهای جهان! *ادامه داره
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
کمی که نامه رو میخونم،میفهمم بین طبیب و اژدها اتفاقی رخ داده و اژدها طبیب رو کشته! چجوری؟معلوم نیست...بعد چند ساعت پیاده روی ، از جنگل خارج میشم و دوباره به رومن بر میخورم!اون داره با اژدهاش فرار میکنه!منو میبینه و میاد کمکم...تو راه هستیم که سربازا ما رو پیدا میکنن،و اژدها وقتی این رو میفهمه رومن رو از روی خودش میندازه پایین تا سبک شه و سریع تر حرکت کنه...هنوز که هنوزه صدای رومن تو گوشمه...از اژدها وحشت میکنم،چجوری با صاحبش همچین کاری کرد؟
اژدها منو تو یه دهکده پیاده میکنه و میره...دهکده دشمن!اونجا همینجوری میگردم تا یه اژدهای مرده پیدا میکنم...صبر کن،چی؟همون اژدهای اولی که جلوی چشمم جون داد،اینجا چیکار میکنه!میرم کنار اژدها و میبینم که زنده است! ادامه...
#کتابفروش
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
📪 پیام جدید
میفهمم اون بچه اژدهای بزرگه و تیکه های پازل جمع میشن: امپراتوری اژدهای بزرگ رو بدست اورده و رومن اونو دزدیده!خدای من...باید چیکار کنم؟ درسته زنده است،ولی لب مرگه! میرم جلو ولی بهش دست نمیزنم...دست زدن به اژدها چه حسی داره؟نمیدونم...پس از کمی تامل بهش دست میزنم...نمیدانم آیا میتوانید تصور کنید که به دست نوازترین و البته سخت ترین چیز دنیا دست میزنید...بله همین حس را داشتم... تا دستم را برمیدارم اژدها چشمانش را باز میکند...آبی بیکرانی را میبینم ... و دمش رو میبینم...علامت قبیله خودم رو به همراه شماره ام میبینم(منظورش از عدد اینه که تو امپراتوری آدما به جای اسم یه عدد دارن) و او دیگر اژدهای من است...
#کتابفروش
#دایگو
هدایت شده از انباری کوچک اژدها سواران
اژدها سواران کتابخوان🏴
📪 پیام جدید میفهمم اون بچه اژدهای بزرگه و تیکه های پازل جمع میشن: امپراتوری اژدهای بزرگ رو بدست اور
داستان عجیبی بود.. اولاش این شکلی بودم که هان؟… چرا نمیفهمم ولی آخرش فهمیدم چی به چیه😔😂
از رفتارش چیزی نمیگی؟ ممکنه که ولت کنه؟ یا خیلی به هم نزدیکین؟