eitaa logo
اژدها سواران کتابخوان🏴
377 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
470 ویدیو
42 فایل
https://daigo.ir/secret/5952857640 اگه دایگو براتون نیاورد: https://harfeto.timefriend.net/17498898695442 پیامای ناشناس اینجا قرار میگیره : @anbaryyy_e
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید https://eitaa.com/picses/1591 هی سیلوانا تبریک به خاطر ۴۰۰ اژدها سوار و دزدان دریاییت. متاسفانه ما قادر به تخفیف نیستیم چراکه داریم پول ها را جمع می‌کنیم برای یک امپراطوری جدید. ولیکن نمی‌شه که هیچ کاری نکرد آخه شما سیلوانا هستید. به همین دلیل شما ۴۰ تا از اژدها سوارانتان و دزدان دریایی تان را به من می‌دهید. من آن ها را با اسلحه تجهیز می‌کنم و می‌دهم به امپراطوری کرم کتاب. او آن ها را سازمان بندی می‌کنه و برایشان ماموریت جور می‌کنه. در نتیجه این ۴۰ نفر بند هایی هستند که سرنوشت ما سه نفر را به هم گره می‌زنند و از هرگونه خیانت پاس می‌دارند. و البته که سود این کار بین ما تقسیم می‌شود. به رسم دوستی من نیز پک سم و اولین اسلحه ها را تقدیم شما می‌کنم. مایل به همکاری؟ ———— امممم شما الان ده درصد از افراد من رو میخواید؟ من حداقل چهل درصد از این سودی که ازش حرف میزنید رو میخوام در این صورت معامله قبوله چون جون خدمه های من برایم بسیار مهم است و نمیتونم با سهمی کمتر از این که اکثرش به خدمم میرسه به این معامله راضی باشم
📪 پیام جدید افسانه ای فراموش شده است که میگوید:در ازلی‌ترین تاریکی، ماه، آن بانوی نورانی، از غم رها شدن میان ستارگانی خوار و حقیر که جز غبارِ کهکشان نبودند ،آن هم در آسمانی که تاب زیبایی اورا نداشت،گریست. قطره‌های اشکش،در خلأ فروافتادند و به هم پیوستند تا اقیانوسی بی‌انتها بیافرینند؛ دریایی که عظمتش از عمق اندوه ماه سرچشمه گرفت تا تسلی بخش کسانی باشد که این دنیا برایشان ناکافی ست.
📪 پیام جدید من همیشه دنبال این بودم که پرستیده شوم. اما مردمی که روزی دوست میداشتم،مرا طرد کردند. پس عروس تاریکی شدم،ملکه اهریمنان و پرستیده شده توسط شیاطین‌.
📪 پیام جدید _از من نمی هراسی؟ +هراس؟ من عمری ست میان شیطان صفتان زیبارو می‌زیستم، چگونه از سایه ای بترسم وقتی زندگی ام را در روشنای دلفریب همین تاریکی به سر برده ام؟
📪 پیام جدید الماس ؛ ماده ای ناب و سخت، سنگی که هیچ چیزی تاب شکستنش را ندارد. اما آن روز، چیزی سخت‌تر از الماس شکست ،قلبی که عشق را باور کرده بود.او، میان سایه‌ کوه ایستاده بود؛ چشمانش چون دریایی، در حال طغیان بود. _من فقط… فقط می‌خواستم عشق را تجربه کنم... در سوی دیگر، مرد سیاه‌پوش با هیبتی چون کابوس، نزدیک شد. لبخندش زهرآگین بود، صدايش همچون وزش باد سرد در گورستان:تو فرق داری، این یک نفرین است. افرادی مثل تو، هرگز طعم عشق را نمی‌چشند.اما سکوت، بر جهان دختر چیره شد. صدای مرد دیگر مفهومی نداشت. دختر خیره به مکانی نامعلوم بود؛ گویی هادِس، خدای مرگ، از او قربانی طلب کرده است.خنجر کوچکش در نور خورشید درخشید، و سپس آرام و بی‌ تردید، در قلب مرد نشست. مرگ بی درنگ از میان سایه‌ها بیرون آمد و مرد را برزمین زد.دختر سر فرو آورد، چشمان باز مرد را بست،چشمانی که دیگر در آن،برق تمسخر لحظاتی پیش نبود.سپس در گوش مرد زمزمه‌ کرد، زمزمه ای خونسرد و سرد: آری درست است. افرادی مثل من و شیاطینی مثل تو، هرگز عشق را نمی‌فهمند. پس بگذار طعم عشق را با مزه تلخِ مرگ برایت جایگزین کنم.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/14107 اگر کرم کتاب موافق باشن بریم برای بستن قرارداد
اهم اهم به مناسبت اینکه اعضای کشتی از فقط خودم به چهارصد نفر تبدیل شدن تقدیمی داریم! -این تقدیم هم برای خدمه کشتی هست هم برای صاحبان کشتی⛵️🌊 -صاحبان کشتی لطف کنن و این پیام رو به دکل کشتیشون متصل کنن(فوروارد کنید )📜⚓️ -و نام و نشانیشون رو به کابین خلبان ارسال کنن 🗺📨 -و منتظر دریافت یک کشتی یا یک استایل یا… باشن + گنجی که در آخر این مسیر پیدا میکنند ناشناس توی بیو هست (به دایگو ارسال کنید فقط) ظرفیت : (تکیمله 💔۲۰ کشتی و خدمه) از طرف : @dragonbook
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/14109 مرسییی💗نچ😕
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dragonbook/14114 البته، اما مرکز مشاوره ما واقعا مشاوره هم میده ها البته تضمینی به درست بودنش نیستا.