<☆مجتمعِ عجیبناک~
من همیشه ی خدا تو رفتن به جاهایی که قراره زیادی شلوغ باشه محتاط بودم.
مثلا فکرشو بکن بری یه جایی و بعدش نادیده گرفته بشی یا حضورت کمرنگ باشه🦕
و از شوما چه پنهون
من واقعا نمیدونم باید تو اردوی چهارشنبه شرکت کنم یا نه🤷🏻♀️
<☆مجتمعِ عجیبناک~
چرا نربیبب -- IDK
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
<☆مجتمعِ عجیبناک~
بعد از ظهر قهوه خوردم و به هیچ وجه نمیتونم رو خوابیدن تمرکز کنم
*قرار بود درس بخونم*
<☆مجتمعِ عجیبناک~
*برداشتن کتابی که دوماه پیش از سامیه قرض گرفته بودم*
نیکولا نیستم اگه امشب همشو نخونم✋🏻