9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خواب عجیب
🔻استاد شجاعی از قیامت!
🔻بسیار تاثیر گذار...
✍نبرد هرمز،نبرد دو انتظار و دو فرجام
براساس سنت ثابت خداوند سقوط فراعنه از زمانی شتاب می گيرد که آنان درجایگاهی قرار می گیرند که آن جایگاه را مستحکم و غیرقابل شکست می دانند و احساس و تصور قدرت تمام کننده گی و پیروزی قطعی به آنان دست می دهد.نمرود،فرعون،شداد از نمونه های قرآنی این سنت الهی هستند و دقیقا سقوط این فراعنه از جایی کلید خورد که تصورشان این بود که در اوج قدرت قرار دارند. هیتلر،موسولینی،شاهنشاه ایران و صدام از نمونه های تاریخ معاصرند.امروز ما ایرانیان نیز منتظریم تا بزودی شاهد افول و سقوط ترامپ و نتانیاهو این دو بت بزرگ باشیم،زیرا این دو جرثومه ی فساد و ظلم امروز خود را بیش از هر زمان دیگر در اوج قدرت می بینند و ایران و جبهه مقاومت را در اوج تنهایی و ضعف، پس بنا بر آیه شریفه؛
وَانْتَظِرُوا إِنَّامُنْتَظِرُونَ ( هود، ۱۲۲)
و منتظر باشيد كه ما [نيز] منتظر خواهيم بود. ما ملت امام حسینیم( شهید قاسم سلیمانی)
یادداشت مدیر کانال،دوشنبه،۲۷ مهر ۱۴۰۵
https://eitaa.com/drfatehi
پیمان مکه و افول هژمونی آمریکا؛ ایران، محور نظم امنیتی جدید غرب آسیا
قسمت سوم
وجوه تشابه و تمایز راهبردی با پیمان سنتو
بررسی تاریخی پیمان مکه، ناخواسته ذهن را به پیمان سنتو معطوف میسازد؛ ائتلافی که در دوران جنگ سرد با محوریت آمریکا و با عضویت ایران، ترکیه، پاکستان، عراق و بریتانیا برای مهار کمونیسم و شوروی سابق شکلگرفته بود. شباهت ساختاری این دو پیمان در ترکیب بازیگران و ماهیت ائتلافی آنها غیرقابلانکار است، اما تفاوتهای بنیادین نیز به چشم میخورد.
- نخستین و مهمترین تفاوت، در فقدان محوریت آمریکا در پیمان مکه است؛ به گونهای که این توافق با ابتکار منطقهای و بدون فرماندهی واشنگتن منعقدشده و نشان از استقلال عمل کشورهای منطقه دارد.
- دومین تفاوت، در تغییر جایگاه ایران و عربستان است؛ در سنتو، ایران عضو اصلی و عربستان عضو حاشیهای بود، اما در پیمان مکه، عربستان بهعنوان عضو محوری و ایران بهعنوان هدف غیرمستقیم تعریفشده است.
- سومین تفاوت، در تغییر تهدید فرضی است؛ در سنتو، تهدید کمونیسم و شوروی بود، اما در پیمان مکه، تهدید پنهان، شبکه محور مقاومت بهویژه انصار الله یمن و عمق استراتژیک ایران تعریفشده است.
این تغییر جایگاه و هدف، هشداری جدی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود که پیمان مکه، هرچند در ظاهر علیه آمریکا شکلگرفته، اما در باطن میتواند به ائتلافی برای مهار ایران تبدیل گردد.
3- خوانش دوگانه از پیمان مکه؛ فرصتی راهبردی یا تهدیدی آیندهنگر
فرصت: تضعیف هژمونی آمریکا و تأیید محوریت ایران
نخستین و مهمترین دستاورد پیمان مکه برای جمهوری اسلامی ایران، به حاشیه راندن نظم امنیتی آمریکا-پایه و کمرنگشان نفوذ واشنگتن در معادلات منطقهای است. عربستان سعودی با امضای این پیمان، عملاً ناامیدی خود از تضمینهای امنیتی آمریکا را به نمایش گذاشت و پیامی روشن به جهان مخابره کرد که دیگر برای تأمین امنیت خود، دستبوسی ترامپ و تکیهبر وعدههای واهی واشنگتن را برنمیتابد.
این پیمان، از زاویهای دیگر، مهر تأییدی بر حقانیت استکبارستیزی و صهیونیسمستیزی ایران است و نشان میدهد که کشورهای منطقه به این درک راهبردی رسیدهاند که ایران ستون اصلی امنیت منطقهای است و هرگونه معماری امنیتی بدون حضور یا تعامل با ایران، ناقص، شکننده و ناپایدار خواهد بود. به همین دلیل، همواره مقامات کشورهای منطقه، ازجمله عربستان، ترامپ را برای مذاکره با ایران تشویق نموده و به دنبال برونرفت از نظم آمریکا-پایه هستند.
بنابراین، پیمان مکه در کوتاهمدت و میانمدت، فرصتی راهبردی برای ایران فراهم میآورد تا ضمن تضعیف جایگاه آمریکا، نقش خود را بهعنوان معمار اصلی امنیت منطقه تثبیت نماید. این پیمان، عملاً شکست استراتژی نظامی آمریکا در جنگ تحمیلی سوم را عینیت بخشیده و آغازی بر روند خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از غرب آسیا خواهد بود.
تهدید: بازتولید پیمان سنتو برای مهار عمق استراتژیک ایران
اما نگاه دقیقتر و راهبردیتر به بندهای پنهان و اهداف بلندمدت پیمان مکه، هشداری جدی برای آینده امنیت ملی ایران به همراه دارد. سه محور تهدیدآمیز این پیمان عبارتند از:
- نخست، همسویی ایدئولوژیک سه کشور سنی در مقابل یک کشور شیعه که بستری برای تقابل هویتی و مذهبی، فراتر از تقابل امنیتی، ایجاد میکند و میتواند زمینهساز شکافهای عمیقتر در منطقه گردد.
- دوم، مهار انصار الله یمن بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای عمق استراتژیک ایران که با توجه به نقش کلیدی یمن درتهدید تنگه باب المندب و موازنه قدرت در جنوب غرب آسیا، هدف اصلی پیمان را محدودسازی میدان مانور محور مقاومت ترسیم مینماید.
- سوم، محدودیت بانک اهداف ایران در صورت تداوم جنگ یا تشدید تنش، به گونهای که پیمان مکه میتواند ایران را در پاسخگویی به تهدیدات با محذوریتهای بیشتری مواجه ساخته و هزینههای راهبردی عملیاتهای متقابل را افزایش دهد.
بنابراین، پیمان مکه همانند شمشیری دو لبه است که از یکسو، روند کمرنگشان نفوذ آمریکا را تسریع میکند و از سوی دیگر، در بلندمدت میتواند به ائتلافی منسجم برای مهار ایران تبدیل شود. این تهدید آیندهنگر، نیازمند هوشیاری راهبردی، دیپلماسی فعال و طراحی سازوکارهای بازدارنده از سوی جمهوری اسلامی ایران است.
شنبه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۵
پیمان مکه و افول هژمونی آمریکا؛ ایران، محور نظم امنیتی جدید غرب آسیا
قسمت سوم
وجوه تشابه و تمایز راهبردی با پیمان سنتو
بررسی تاریخی پیمان مکه، ناخواسته ذهن را به پیمان سنتو معطوف میسازد؛ ائتلافی که در دوران جنگ سرد با محوریت آمریکا و با عضویت ایران، ترکیه، پاکستان، عراق و بریتانیا برای مهار کمونیسم و شوروی سابق شکلگرفته بود. شباهت ساختاری این دو پیمان در ترکیب بازیگران و ماهیت ائتلافی آنها غیرقابلانکار است، اما تفاوتهای بنیادین نیز به چشم میخورد.
- نخستین و مهمترین تفاوت، در فقدان محوریت آمریکا در پیمان مکه است؛ به گونهای که این توافق با ابتکار منطقهای و بدون فرماندهی واشنگتن منعقدشده و نشان از استقلال عمل کشورهای منطقه دارد.
- دومین تفاوت، در تغییر جایگاه ایران و عربستان است؛ در سنتو، ایران عضو اصلی و عربستان عضو حاشیهای بود، اما در پیمان مکه، عربستان بهعنوان عضو محوری و ایران بهعنوان هدف غیرمستقیم تعریفشده است.
- سومین تفاوت، در تغییر تهدید فرضی است؛ در سنتو، تهدید کمونیسم و شوروی بود، اما در پیمان مکه، تهدید پنهان، شبکه محور مقاومت بهویژه انصار الله یمن و عمق استراتژیک ایران تعریفشده است.
این تغییر جایگاه و هدف، هشداری جدی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود که پیمان مکه، هرچند در ظاهر علیه آمریکا شکلگرفته، اما در باطن میتواند به ائتلافی برای مهار ایران تبدیل گردد.
3- خوانش دوگانه از پیمان مکه؛ فرصتی راهبردی یا تهدیدی آیندهنگر
فرصت: تضعیف هژمونی آمریکا و تأیید محوریت ایران
نخستین و مهمترین دستاورد پیمان مکه برای جمهوری اسلامی ایران، به حاشیه راندن نظم امنیتی آمریکا-پایه و کمرنگشان نفوذ واشنگتن در معادلات منطقهای است. عربستان سعودی با امضای این پیمان، عملاً ناامیدی خود از تضمینهای امنیتی آمریکا را به نمایش گذاشت و پیامی روشن به جهان مخابره کرد که دیگر برای تأمین امنیت خود، دستبوسی ترامپ و تکیهبر وعدههای واهی واشنگتن را برنمیتابد.
این پیمان، از زاویهای دیگر، مهر تأییدی بر حقانیت استکبارستیزی و صهیونیسمستیزی ایران است و نشان میدهد که کشورهای منطقه به این درک راهبردی رسیدهاند که ایران ستون اصلی امنیت منطقهای است و هرگونه معماری امنیتی بدون حضور یا تعامل با ایران، ناقص، شکننده و ناپایدار خواهد بود. به همین دلیل، همواره مقامات کشورهای منطقه، ازجمله عربستان، ترامپ را برای مذاکره با ایران تشویق نموده و به دنبال برونرفت از نظم آمریکا-پایه هستند.
بنابراین، پیمان مکه در کوتاهمدت و میانمدت، فرصتی راهبردی برای ایران فراهم میآورد تا ضمن تضعیف جایگاه آمریکا، نقش خود را بهعنوان معمار اصلی امنیت منطقه تثبیت نماید. این پیمان، عملاً شکست استراتژی نظامی آمریکا در جنگ تحمیلی سوم را عینیت بخشیده و آغازی بر روند خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از غرب آسیا خواهد بود.
تهدید: بازتولید پیمان سنتو برای مهار عمق استراتژیک ایران
اما نگاه دقیقتر و راهبردیتر به بندهای پنهان و اهداف بلندمدت پیمان مکه، هشداری جدی برای آینده امنیت ملی ایران به همراه دارد. سه محور تهدیدآمیز این پیمان عبارتند از:
- نخست، همسویی ایدئولوژیک سه کشور سنی در مقابل یک کشور شیعه که بستری برای تقابل هویتی و مذهبی، فراتر از تقابل امنیتی، ایجاد میکند و میتواند زمینهساز شکافهای عمیقتر در منطقه گردد.
- دوم، مهار انصار الله یمن بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای عمق استراتژیک ایران که با توجه به نقش کلیدی یمن درتهدید تنگه باب المندب و موازنه قدرت در جنوب غرب آسیا، هدف اصلی پیمان را محدودسازی میدان مانور محور مقاومت ترسیم مینماید.
- سوم، محدودیت بانک اهداف ایران در صورت تداوم جنگ یا تشدید تنش، به گونهای که پیمان مکه میتواند ایران را در پاسخگویی به تهدیدات با محذوریتهای بیشتری مواجه ساخته و هزینههای راهبردی عملیاتهای متقابل را افزایش دهد.
بنابراین، پیمان مکه همانند شمشیری دو لبه است که از یکسو، روند کمرنگشان نفوذ آمریکا را تسریع میکند و از سوی دیگر، در بلندمدت میتواند به ائتلافی منسجم برای مهار ایران تبدیل شود. این تهدید آیندهنگر، نیازمند هوشیاری راهبردی، دیپلماسی فعال و طراحی سازوکارهای بازدارنده از سوی جمهوری اسلامی ایران است.
شنبه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۵
✍هر ایرانی،یک ایران
امروز جهان فهمید هر دو تجاوز و جنگ تحمیلی دوم و سوم سال گدشته هیات حاکمه آمریکا و متحدان غربی عبری و عربی آنان بر علیه ایران،جنگی هویتی،فرهنگی و تمدنی است.آمریکایی که براساس اقتصادی سرمایه داری،فرهنگی لیبرال و سکولار و تاریخی کوتاه اما سراسر جنگ و غارت و کشتار در ۲۵۰ سال گذشته که با اتحاد ایالات پنجاه گانه،تاسیس شد بر علیه ایرانی که سابقه فرهنگی و تمدنی و تاریخی آن فراتر از چند هزاره است.فرهنگ،تاریخ و تمدندرخشان ایران از پیش از اسلام آغاز شده است،با اسلام در حدود ۱۴ قرن پیش پیوند خورد و مستحکم تر شد.در فراز و فرودهای هجوم اقوام مهاجمی چون مغول ها و فاتحان دو جنگ جهانی اول و دوم اگر چه آسیب دید اما مقاوم ایستاد و با انقلاب اسلامی از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا کنون خار چشم صهیونیزم بین الملل شد.هیات حاکمه فعلی آمربکا هرگز تصور نمی گردند ایرانی که ۵۰ ساله تحربم است. سه جنگ بزرگ را پشت سر گذاشته است، عالی تربن مقام سیاسی و مذهبی خود و بسیاری از فرماندهان نیروهای مسلح خود را در کمتر از یک روز از دست داد.صدها نقطه استراتژیک اقتصادی و سیاسی و نظامی آن بمباران و موشک باران شد بتواند پنجه در پنجه ابرقدرت جهان آمربکا بیندازد و طعم تلخ شکست را به آنان بچشاند و سیلی محکمی به آنان بزند اکنون نیز در صورت بندی نظم سیاسی جدید در طراز قدرت چهارم جهان و قدرت اول منطقه ظاهر بشود.این دگرگونی بنیادین در نظم سیاسی موجود البته که بها و هزینه ای متناسب با دستاوردها و نتایج آن دارد.از یک سوی نظام سرمایه داری آمریکایی صهیونی با تمام قوا می کوشد سلطه و هژمونی خود را بر جهان و بخصوص برمنطقه حساس غرب آسیا حفظ کند و از دیگر سوی ایران با شکوه و با تاریخ و فرهنگی کهن که بواسطه انقلاب اسلامی، اکنون ۵ دهه است،در کانون و محور سیاست جهان قرار گرفته است با تمام قوا می کوشد تا با تابآوری ملی در عرصههای اقتصادی فرهنگی، سیاسی، روانی و اجتماعی پایان ابرقدرتی آمریکا را اعلام کند.
همهی این ها به این دلیل است که زن و مرد ایرانی،بزرگ و کوچکشان احساس می کنند امروز هرکدامشان یک ایران هستند که هویت فردی شان با هویت ملی و سرزمینی شان گره خورده است. ابن درک معنایی این همانی ایرانیان از خود و از کشورشان ریشه در فرهنگی عمیق ایراتی اسلامی دارد که انقلاب اسلامی ۵۷ آن را با تولید کرد. بنا بر گفته شهید سلیمانی، ملت آن امام حسینی است. کشورش، حرم الهی است و عشق به اهل البیت علیهم السلام با خون و گوشت ایرانی جماعت از کودکی عجین شده است. امروز ایرانی جماعت خاک می خورند اما خاک نمی دهند.
یادداشت مدیر کانال پنجشنبه ۳۰ مهرماه ۱۴۰۵
https://eitaa.com/drfatehi
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سزاوراست ابن اعتراف تلخ فردی که رئیس جمهور بوده را ببینیم،منتشر کنیم، تحلیل کنیم و به روح پرفتوح امام خمینی و امام شهید هزاران بار درود و صلوات بفرستیم که راهبرد دفاعی ایران را بر مبنای علم،قدرت و اقتدار سخت افزاری و نرم افرازی بنا نهاد که امروز توانسته است اشک آمریکایی ها و اسرائیلی ها را دربیاورد.
🖊 چگونه ملتی میمیرد؟
هسته طلایی برای «عصر بعدیِ تاریخ» در شرف تکوین است
✍️ مقاله اختصاصی دکتر سیدحسین نصر، مجله نقد اندیشه، شماره ۴ و ۵، پاییز ۱۴۰۴، ص ۳۱۷ و ۳۱۸
🔷 همیشه ممکن است ملتی از بین برود، به معنای آنکه هویت دینی و فرهنگی آن نیست شود. در تاریخ این اتفاق افتاده که ملتی یا مردمی جسماً نابود شوند، مانند مردمان پوم پی در اثر آتشفشان مهیبی که همهچیز را در اطراف خود منهدم کرد. بر این اساس میتوان گفت وقتی ملتی دین و فرهنگ خود را از دست میدهد، میمیرد. پس این خطر وجود دارد که در اثر استیلای تجدد، ملتی بمیرد و هویت خود را از دست بدهد.
🔷 بنده اعتقاد ندارم که در آینده نزدیک، تمدن سنتی ایران به رده تمدنهای مرده در جهان سقوط خواهد کرد، اما باور دارم که این تمدن مانند سایر تمدنهای سنتی، ضربه خورده و تضعیف شده است، اما همچنان زنده است و ما وظیفه داریم که آن را تقویت کنیم و از نیستی نجات دهیم. امکان گذر از مخاطرات و چالشها وجود دارد و باید به ارزشهای تمدن خودمان اعتقاد قوی داشته باشیم و با هرچه آن را تهدید میکند، مبارزه کنیم.
🔷 از «تمدن سنتی ایران» خیلی بیشتر از آنچه متجدّدین فکر میکنند، باقی مانده و زنده است: اول، حوزه دین اسلام با ابعاد و ساحتهای گوناگون آن از شریعت گرفته تا عرفان و تصوف؛ سپس یک سنت قوی فلسفی که از مهمترین سنتهای فلسفی جهان است؛ بعد از آن باید از ادب فارسی سخن گفت که از غنیترین ادبیات جهان است، مخصوصاً در وادی شعر و بعد از آن باید به هنرهای مختلف اسلامی ایرانی اشاره کرد.
🔷 تمدن سنتی ایران نه فقط متعلق به خود ایران، افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز است، بلکه قلمرو آن به پاکستان، هند و بنگلادش و تا حدی جنوب شرقی آسیا و غرب چین کشیده میشود و نفوذ آن در بلادی که جزء امپراتوری عثمانی بوده تا قلب اروپا در آلبانی و بوزینه به طور کامل آشکار است و حضور این تمدن از کاشغَر تا بصره همچنان باقی است.
🔷باید تمدن ایرانی را به معنای تمدن اسلامی ایران یا «ایران اسلامی» تعبیر کنیم. اگر به چنین تعریفی اکتفا کنیم، میتوان گفت که این تمدن هنوز زنده است، اما از جهاتی تضعیف شده است؛ هرچند که نمیتوان این ضعف را که علل مختلف تاریخی و اجتماعی دارد، «فقر» دانست، زیرا این تمدن در ذات خود نه تنها فقیر نیست، بلکه بسیار غنی است و امکان احیای آن همواره وجود دارد.
🔷 بدون توجه به تمدن و فرهنگ یک ملت و کوشش در حفظ آن، هویت آن ملت مورد مخاطره قرار میگیرد. این امر به معنای انکار تمدنهای دیگر نیست و ما ایرانیان نباید فکر کنیم که تأکید بر اصالت و ارزش تمدن خودمان، به معنای انکار ارزش تمدنهای دیگر است. ما در این امر میتوانیم از تجربه دیگر تمدنها بهره ببریم، اما نمیتوانیم صرفاً مقلد باشیم و در عین حال باید اصالت تمدن خود را حفظ کنیم.
🔷 برخی میگویند در جهان آینده، تمام تمدنها خواهند مرد و این اختصاص به تمدن ایرانی یا شرقی یا اسلامی ندارد؛ حال آنکه تمام تمدنهای سنتی تهدید میشوند، اما نخواهند مرد و مشعل معرفت راستین تا پایان زمان باقی خواهد ماند و طبق نظر ادیان سنتی توسط مهدی موعود که هندوان او را «کالیآواتار» مینامند، احیا خواهد شد.
🔷 خطرهای موجود و پیش روی تمدن ایرانی اسلامی دوگونه است: یکی خطرهای جهانی که شامل تمدن ایرانی اسلامی نیز میشود، مانند بحران محیط زیست و از بین بردن هماهنگی و تعادل بین انسان و طبیعت که از تمدن متجدد غرب آغاز شد و اکنون جهانی شده است و دیگر خطراتی که به طور خاص تمدن ما را تهدید میکند.
🔷 بزرگترین خطر از شق ثانی این است که ما اعتماد و اعتقاد خود را نسبت به تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی از دست دهیم و به صورت کورکورانه مقلد غرب باشیم، حتی بکوشیم خطاهای آن را تکرار کنیم و تجدد را بدون بررسی و از دید انتقادی، جایگزین «تمدن سنتی» خود سازیم و به جای جستن راه حل در تعالیم فرهنگی، علمی و اخلاقی خودمان اسیر نظرگاهی بیگانه و ضد جهانبینی خود شویم.
🔷 از یک سو خیز بحرانها رو به ازدیاد است، حتی بحران محیط زیست و گسترش لاادریگری در غرب و از سوی دیگر بیداری درباره بحرانهای امروزی بیشتر شده و کوشش برای حفظ و احیای سنت در بسیاری از نقاط جهان دیده میشود. در عین حال که ما در عصری هستیم که هندوان آن را عصر تاریکی مینامند، حقایق سنتی نیز احیا میشود و «هسته طلایی» برای عصر بعدی تاریخ و دوران طلایی جدید در شرف تکوین است.
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ رسانه ای کوتاه تر،موثرتر،تحقیرکننده تر و طنزآمیزتر از این در باره اصل موجودیت رژیم جعلی اسرائیل و در مقابل ایجاد غرور و حس موجودیت برای ایران عزیر تاکنون با نماد سن و عمر، آن هم از یکی از شخصیت های انقلابی و مذهبی مقاوم و مجاهد ندیده ام.
یادداشت مدیرکانال، سه شنبه، ۵ آبان ۱۴۰۵
https://eitaa.com/drfatehi
هدایت شده از ایکناقم
ایران؛ قدرت چهارم جهان در نظم سیاسی جدید
به قلم ابوالقاسم فاتحی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
🔹امروز جهان فهمید هر دو تجاوز و جنگ تحمیلی دوم و سوم سال گذشته هیئت حاکمه آمریکا و متحدان غربی عبری و عربی آنان علیه ایران، جنگی هویتی، فرهنگی و تمدنی است.
🔹آمریکایی که براساس اقتصاد سرمایهداری، فرهنگی لیبرال و سکولار و تاریخی کوتاه، اما سراسر جنگ و غارت و کشتار در ۲۵۰ سال گذشته داشته و با اتحاد ایالات پنجاهگانه تاسیس شد علیه ایرانی که سابقه فرهنگی و تمدنی و تاریخی آن فراتر از چند هزاره است.
مطالعه بیشتر👇
https://iqna.ir/00IOdd
🌐خبرگزاری #ایکناقم | عضو شوید👇🏻
@iqnaqom
فواد ایزدی
ده توصیه اندیشکده آمریکایی برای سوریهسازی ایران:
۱- گذار سیاسی در ایران مستلزم راهبردی یکپارچه است: نه عملیات نظامی، نه فشار اقتصادی و نه اعتراضات مردمی، هیچیک بهتنهایی نمیتوانند موفق شوند. باید همزمان با تقویت مخالفان، تواناییهای جمهوری اسلامی برای حکمرانی نیز تضعیف شود.
۲- اهمیت اصلی اعتراضات در این است که میتواند محاسبات نخبگان را تغییر دهد. جنبشهای اعتراضی از سال ۲۰۰۹ تاکنون نتوانستهاند سازمانی یکپارچه ایجاد کنند یا موجب ریزش در میان نخبگان شوند؛ دو مؤلفهای که برای تحقق گذار ضروریاند.
۳- ضعف اصلی مخالفان، فقدان یک تشکل سیاسی واحد است. چنین تشکلی باید فعالیتهای کنشگران داخل کشور و خارجنشین، گروههای کارگری، زنان، دانشجویان، جوامع قومی، فنسالاران، فعالان اقتصادی و چهرههای دینی اصلاحطلب را هماهنگ کند.
۴- حمایت آشکار آمریکا یا اسرائیل میتواند به گزاره مربوط به نفوذ خارجی اعتبار ببخشد، مشروعیت مخالفان را تضعیف کند و مانع ریزش در میان نخبگان شود. ازاینرو، کمکها باید محرمانه باشد.
۵- مناطق امنِ تحت حفاظت میتوانند فضای مطمئنی برای ایجاد نهادهای جایگزین حکمرانی فراهم کنند، مانند اتفاقی که در منطقه ادلب در سوریه افتاد. چنین مناطقی ممکن است ابتدا در کردستان یا بلوچستان ایران شکل بگیرند؛ اما اتکای صرف به پایگاههایی در مناطق اقلیتنشین میتواند روایتهای تجزیهطلبی را تقویت کند. این مناطق باید به پایگاهی برای جنبشی که توانایی گسترش نفوذ خود به مناطق فارسیزبان را نیز داشته باشد تبدیل شوند.
۶- این مناطق امن به دسترسی مرزی، منابع مالی، ارتباطات امن، رسانههای مستقل، تخصص حقوقی و ظرفیت اداری نیاز خواهند داشت. مهمترین ارزش این مناطق، سیاسی و روانی خواهد بود. از دست رفتن کنترل بلامنازع حکومت بر بخشی از سرزمین میتواند تصور ماندگاری نظام را تضعیف کند، اعتماد نخبگان به آن را کاهش دهد و مقامات، فعالان اقتصادی و نیروهای امنیتی را به جدایی از حکومت ترغیب کند.
۷- برای رسیدن به این اهداف ایالات متحده باید از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و اطلاعاتی استفاده کند. اولویت باید تسهیل شکلگیری مخالفانی برخوردار از نمایندگی گسترده، حمایت از رسانههای فارسیزبان و ارتباطات امن، و معرفی یک بدیل معتبر و قادر باشد.
۸- سیاست آمریکا باید میان مقامات ارشد مسئول سرکوب و فنسالاران، کارمندان دولت، مدیران استانی، فعالان اقتصادی و نیروهای امنیتی تمایز قائل شود؛ زیرا همکاری گروه دوم با حکومت ممکن است ناشی از تردید و نااطمینانی باشد، نه وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی.
۹- نقش اسرائیل، اعمال فشار مستمر نظامی و اطلاعاتی علیه فرماندهان سپاه پاسداران، موشکها، پهپادها، سامانههای فرماندهی و زیرساختهای تولیدات نظامی خواهد بود.
۱۰- فعالیتهای اطلاعاتی باید شکافهای درون نخبگان، فرصتهای ریزش و شرایط مساعد برای ایجاد فضاهای سیاسیِ تحت حفاظت را شناسایی کنند. اسرائیل همچنین باید حزبالله، گروههای مسلح عراقی، انصارالله یمن و دیگر شرکای منطقهای را که برای تهران عمق راهبردی فراهم میکنند، مختل سازد.
--------------
بعد از اینکه ایران سوریهسازی شد چه میشود؟
این پاراگراف از مصاحبه هفته پیش تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه ترامپ در امور سوریه را ببینید:
خبرنگار: اما یکی از بزرگترین چالشهایی که سوریه با آن روبهروست، از جانب متحد شما، اسرائیل، ناشی میشود. اسرائیل بخشهایی از خاک سوریه را اشغال کرده و به گفته رئیسجمهور الشرع، بیش از ۵۰۰ بار زیرساختهای سوریه را بعد از فروپاشی دولت اسد بمباران کرده است. آیا وقت آن نرسیده است که ایالات متحده با قاطعیت وارد عمل شود و بگوید: «دیگر بس است»؟
باراک: اسرائیلها حق داشتند صبر کنند و ببینند که آیا این حکومت رویکردی تهاجمی در پیش خواهد گرفت یا رفتاری آرام خواهد داشت. به نظر من، الشرع در شرایطی بسیار دشوار عملکرد بسیار خوبی داشته است. او خطاب به اسرائیل گفته است: «من قصد تجاوز و زیادهخواهی ندارم؛ مشکلی با اسرائیل ندارم و خواهان عادیسازی روابط با اسرائیل هستم.» اما اسرائیل، با توجه به همه مسائل دیگری که با آنها درگیر بوده، میگوید: «هنوز مطمئن نیستیم و برای تصمیمگیری به زمان نیاز داریم.» این مسائل در رابطه با لبنان، سوریه و عراق برای اسرائیل، مسائل دشواری هستند و امیدواریم اوضاع آرام شود.
خبرنگار: اما جناب سفیر، مسئله تنها به مرزهای جنوبی سوریه محدود نمیشود؟ اسرائیل در ماه اوت، یک پایگاه هوایی در نزدیکی مرز ترکیه را نیز هدف حمله قرار داده است.
ویدئو مصاحبه با باراک:
virasty.com/IzadiFoad/1792…
متن مقاله اندیشکده میدل ایست فوروم:
meforum.org/mef-reports/fr…
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل.قرآن،کتاب خدا فرازمان، فرامکان اقیانوسی بی کران و بی عمق برای عرفا فلاسفه،فقها،ادیبان،سیاستمداران تا مردم عامی کوچه و بازا.شفا دهنده دردهای مزمن بشر در بی عدالتی،درجهل و جنگ،در سلطه گری و سلطه پذیری و در آن چه امروز مردم در سراسر جهان بدان گرفتار شده اند.قرآن، کتاب مردگان نیست.کتاب زندگان و زندگی است.بله همین قرآنی که متاسفانه اکثر ما مسلمانان و شیعیان در قرائت ساده آن هم کاهلی و سستی می کنیم، چه رسد به فهم و عمل بدان.
یادداشت مدیر کانال،یکشنبه،۱۰ آبان ۱۴۰۵
https://eitaa.com/drfatehi