خاطرات علم قسمت ۱
📖 کمبود
امشب داشتم مجددا پس از سالها کتاب خاطرات علم را بازخوانی میکردم در صفحه ۹۱ به مطب ذیل رسیدم:
من درقلبم افسوس ميخورم براي غفلتهاي كوچك دولت كه مردم را ناراضي ميكنند. مثلاً يك روز #پياز نيست، يك روز #گوشت نيست، يك روز #تخم_مرغ نيست. چرا بايد اين مسائل جزئي در مسير يك پيشرفت بزرگ كلي و ملي، مردم را ناراضي نگاه دارد؟ يا مثلاً #رفتار_مأمورين با مردم؟ واقعاً گاهي همان اندازه كه از صميم قلب به شاه دعا ميكنم، به دولت #پدرسگ نفرين ميفرستم.
https://eitaa.com/drm_mirshamsi
خاطرات علم قسمت ۱۱
📖 باز کمبود
دوشنبه ۱۳۵۵/۶/۱۵: عرض كردم، هرچه محصول خوب باشد، پول هم زياد است، مردم ميخرند و ميخورند و لازم است يك نكته[اي] را به عرض مبارك برسانم كه در اين #ماه_رمضان در شهر، نه #گوشت، نه #مرغ، نه #تخممرغ، پيدا نميشود و اين بسيار بد است. فرمودند، آخر ميخرند و احتكار ميكنند. عرض كردم، اگر برنامهاي باشد و مردم اطمينان پيدا كنند كه آنچه به دستشان ميرسد، دنباله دارد، هيچكس احتكار نميكند.(ص۲۳۵)
برای دیدن مطالب وتحلیهای محمدرضامیرشمسی عضو کانال شوید
https://eitaa.com/drm_mirshamsi