🔰ادامه قبل
قسمت پنجم
🔷یکی از واقعیتهای دنیای امروز تجدد و مواجهه با غرب است، خودمان را در برابر این تجدد چگونه باید تعریف کنیم؟
🔶دکتر نجفی: دغدغهای که شما طرح کردید به نوعی شبیه مسألهای است که ما در بانکداری با آن مواجه هستیم. ما با یک بانکداری پیشرفته و قدرتمند غربی مواجهیم و عدهای میکوشند تا این بانکداری را در برابر صندوق قرضالحسنه مساجد قرار دهند. معلوم است که این دو اصلاً باهم قابل مقایسه نیستند.
جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته کوشیده است تا بانکداری پیشرفته غربی را دستکاری کرده و بهنوعی آن را اصلاح کند. راهحل آنهم همین است چراکه ما یا باید از صفر شروع کنیم و یک بانکداری از نو تأسیس کنیم که دراین صورت این پرسش مطرح میشود که تکلیف این همه دستاوردهایی که بشر در طول این سالها در زمینه بانکداری داشته است، چه میشود؟ از طرف دیگر، جامعه هم منتظر ما نمیماند تا بیست سال دیگر ما از نو یک بانکداری اسلامی تأسیس کنیم. این امر شدنی نیست.
قبول کنیم که باید به یک دوره برزخی فکر کنیم. فرهنگ ما در دوره برزخ است و ایدهآل ما نیست. شاید بتوانیم برای همه نهادهای دنیای مدرن، نمونههایی درست کنیم اما غرب در خصوص نمونهها و نهادهای دنیای امروز 200 سال کار کردهاند، اما نمونههای ما پیشرفت نکرده است. با این حال، در حوزه بانکداری، طی 40 سال اخیر، از خیلی از کشورهای اسلامی جلوتر هستیم. کار سختی است، جنبش نرمافزاری و متخصص میطلبد. با این حال نشدنی نیست اما امری زمانبر است.
نمیتوانیم برای هرچیزی مشابه درست کنیم، آیا مشابه سینما، تئاتر روحوضی یا تعزیه است؟ خیر. آیا میتوان به یک نوع هنر اسلامی رسید که زایش آن «سینمای اسلامی» باشد؟ در خصوص امکان این امور باید اندیشید اما اندیشه و فکر، امروز نتیجه نمیدهد. از طرفی همت افرادی را که به این مهم (اسلامی کردن نهادهای جامعه) اعتقاد داشته باشند، میطلبد. متأسفانه در برهههایی از انقلاب اسلامی ما اعتقادی به این مسائل وجود نداشت بنابراین به یک روبنا و شکل ظاهری از اسلام بسنده شد درحالی که در باطن شیفتگی به تمدن غربی وجود داشت. بنابراین هیچ گاه برای تبدیل «فرهنگ ابتدایی» به «تمدن» فکر اساسی نشد و اینچنین فرهنگ در مرحله بالقوه باقی ماند و هیچ وقت به فعلیت خود نرسید.
اگر در پی تحول فرهنگی هستیم باید فرهنگ دینی را از حالت بالقوه خارج و به تمدن تبدیل کنیم. تبدیل «فرهنگ» به «تمدن» به زیرساختها و پروژههای خاصی نیاز دارد، از آن جمله میتوان به تحول علومانسانی و هنر و... اشاره کرد. اما از آنجا که عملیاتی شدن این جنس از پروژهها زمانبر است، امروز باید آنچه را از غرب وارد شده اصلاح کنیم. خود شهرنشینی یکی از مسائلی است که باید مورد اصلاح قرار گیرد، پرسش اصلی اینجا است که آیا اصلاً «شهر اسلامی» داریم؟ تهران شهر اسلامی نیست. یک شهر بزرگ است که سعی میکنیم بعضی از قسمتهای آن را رتوش کنیم، البته این امر، خاص جامعه ما نیست؛ خود کعبه در محاصره آسمانخراشهای غربی است.
تهران شهر بیرحمی است، پایتخت جمهوریاسلامی است اما جنس بیرحمی آن، از جنس تمدن غربی است و انسانها در آن احساس عزت نمیکنند، نخستین ویژگی یک شهر اسلامی باید این باشد که مردم در آن احساس عزت کنند. مسجد و مکان مقدس در آن احساس غربت نکند. در تهران مصلی هست اما مرکز شهر نیست. در کربلا، مشهد، قم و سایر شهرهای مذهبی با اینکه مظاهر تمدن غربی در آنها زیاد شده اما هنوز هم فاصله تا حرم حرف اول را میزند و پیدا است که حرم مرکزیت شهر را در دست دارد.
نباید با همان ذهنیتهای دهه شصت در سال 1400 با فرهنگ غرب بجنگیم. شعاری که رهبری در سال 1400 دادند «تمدن نوین اسلامی» است. با این تفکر و در پس این شعار نباید با مظاهر تمدن غرب بجنگیم بلکه نسبت برقرار کنیم. این نسبت برقرار کردن ممکن است، حذف، گرفتن یا اصلاح باشد. بستگی دارد که ما به چه چیزی نیاز داریم و این ما هستیم که تعیین میکنیم نه آنها.
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰ادامه قبل
قسمت ششم
🔶دکتر غلامی: مهمترین عامل آشفتگی در هویت ما و سایر جوامع اسلامی و بهطور کل جوامع شرقی، مواجهه ناصحیح با تجدد است. تجدد و غلبه فرهنگ تجدد بر بخش مهمی از جهان، مسألهای نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. ما ایرانیها بیش از یک سده است که با مسأله تجدد روبهرو شدهایم و البته هنوز هم این مسأله را بدرستی حل نکردهایم. در چند دهه اخیر، پدیده جهانی شدن را هم تجربه کردهایم. من در اینجا کاری به وجه پروژهای جهانی شدن ندارم ،لکن اگر به جهانی شدن از منظر یک پروسه نگاه کنیم، این پدیده به مدد فضای مجازی، بهطور طبیعی مواجهه ما با تجدد را بسط و عمق چشمگیری داده است.
در پاسخ به سؤال شما، من دوباره روی «خودآگاهی» تأکید میکنم. وقتی از خودآگاهی سخن میگوییم، منظورمان هم جنبه فردی خودآگاهی است و هم جنبه اجتماعی آن. به نظر میرسد اگر جامعهای به وحدت و انسجام نسبی برسد و در این شرایط در مسیر یک تعامل و همافزایی، تولید هوشیاری بشود جامعه به خودآگاهی خواهد رسید و همین خودآگاهی میتواند زمینهساز یک تحول بزرگ باشد. در خودآگاهی اجتماعی، جامعه به ظرفیتها و داراییهای خود ملتفت میشود، بهعنوان مثال ما ایرانیها از یک پیشینه تمدنی چند هزار ساله برخورداریم. اینکه جناب استاد نجفی، ایران باستان را یکی از مؤلفههای تمدنی ما ایرانیها معرفی کردند، سخن بجایی بود. در سابقه ایران باستان ما حکمت خسروانی قرار دارد، دینداری وجود دارد، یک نظم مدنی بسیار پیشرفته قرار دارد و همانطور که فرمودند، یکی از مهمترین عوامل ورود سهل اسلام به ایران و خدمات عظیم و منحصربهفرد ایرانیان به اسلام، زمینههای فکری و فرهنگی مساعدی بود که از گذشتههای دور در ایران وجود داشت،البته بعداز ورود اسلام به ایران شکوفایی فرهنگی و تمدنی ایرانیان دو چندان شد که باید در فرصت دیگری درباره آن صحبت کنیم.
جدای از بحث خودآگاهی، من معتقدم در گام اول، باید با تجدد یک مواجهه منطقی داشته باشیم. تجدد از منظر تفکر اسلامی یک پدیده کاملاً سیاه نیست. در تجدد، هم اشکالات، معایب و نقاط ضعف جدی و مخرب وجود دارد و هم نقاط قوت فراوان. دأب اسلام این نیست که ارتباط و تعامل بین تمدنی را کنار بگذارد، لذا طبیعی است که ما میتوانیم با یک رویکرد کاملاً گزینشی با تمدن غرب روبهرو شویم و تا کنون هم تا حدودی این کار را کردهایم.
از طرف دیگر، باید با کنار گذاشتن انفعال و وادادگی در برابر غرب، توجه داشته باشیم که غربی شدن سرنوشت محتوم ما نیست. این حرف روشنفکرانه، یکی از مصایب ما طی سده اخیر بوده است. دائماً در ذهن مردم ایران خواندهاند که شما چارهای جز غربی شدن ندارید و اگر هم نخواهید غربی شوید، غرب شما را در درون خود بلع و هضم خواهد کرد!
مسأله دیگر این است که نه تنها غربی شدن سرنوشت برگشتناپذیر ما نیست، بلکه رقابت با غرب نیز ناممکن نیست. ما میتوانیم با اعتماد به سرمایههای عظیمی که در اختیار داریم و خودباوری که انقلاب اسلامی به مردم ایران بازگردانده است، در مسیر شکلگیری یک تمدن جدید در عرض تمدن غرب قدم برداریم. این در حالی است که تمدن غرب به اذعان خود غربیها در شرایط افول و غروب قرار گرفته و این شرایط فرصت خوبی را در اختیار ما قرار داده است. به نظر من، این طرز تلقی میتواند صیانتبخش و مقوم هویت ایرانی و اسلامی ما در برابر تجدد باشد.
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰ادامه قبل
✅قسمت آخر
🔴نیم نگاه
🔷دکتر نجفی: اگر در پی تحول فرهنگی هستیم باید «فرهنگ دینی» را از حالت بالقوه خارج و به «تمدن» تبدیل کنیم. تبدیل «فرهنگ» به «تمدن» به زیرساختها و پروژههای خاصی نیاز دارد، اما از آنجا که عملیاتی شدن این جنس از پروژهها زمانبر است،
امرروز باید آنچه را از غرب وارد شده اصلاح کنیم. نباید با همان ذهنیتهای دهه 60 در سال 1400 با فرهنگ غرب بجنگیم. شعاری که رهبر معظم انقلاب در سال 1400 دادند «تمدن نوین اسلامی» است. با این تفکر و در پس این شعار نباید با مظاهر تمدن غرب بجنگیم بلکه باید نسبت برقرار کنیم؛ این نسبت برقرار کردن ممکن است، حذف، گرفتن یا اصلاح باشد. بستگی دارد که ما به چه چیزی نیاز داریم و این ما هستیم که تعیین میکنیم نه آنها
🔵نیم نگاه
🔶دکتر غلامی: مهمترین عامل آشفتگی در هویت ما، مواجهه ناصحیح با تجدد است. تجدد و غلبه فرهنگ تجدد بر بخش مهمی از جهان، مسألهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. ما ایرانیها بیش از یک سده است که با مسأله تجدد روبهرو شدهایم و البته هنوز هم این مسأله را بدرستی حل نکردهایم. «خودآگاهی» نه تنها به معنای شناخت خود و هویتمندی است، بلکه به معنای هوشیاری است. وقتی خودآگاهی باشد، نه انفعال و وادادگی وجود خواهد داشت و نه مستی و خوابآلودگی. باید قبول کرد که اکثر کسانی که امروز در جامعه ما سبک زندگی غربی را تقلید میکنند خودآگاهی خود را از دست دادهاند و اگر بتوانیم خودآگاهی را به آنان برگردانیم، دوباره به سبک زندگی ایرانی و اسلامی باز خواهند گشت
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰به مناسبت ۱۰ آذر ماه سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرس :
✅دیانت در سیاست بالاتر از دین در سیاست است
🔴دکتر موسی نجفی : اینکه مدرس گفته : دیانت ما عین سیاست ماست ، شاید معنای وسیع تر و عمیق تر از این جمله را می دهد، اگر می گفت "دین" ما عین سیاست ماست ۰ "دیانت" اعتقاد قلبی و عملی و واقعی است ۰ در سیاست امروز ما می بینیم برخی در نظر و گفته ، ورود دین در سیاست را قبول دارند ولی متدین به این مطلب نیستند ۰ یک از عللی که سیاستمداران غربی سیاست های خود را با تلاش و جدیت به پیش می برند این است که متدین و عامل به همان عقیده ای (سکولار) هستند که قبول دارند ۰ در حقیقت جمله شهید مدرس می تواند نقد برخی مدیران در چهار دهه گذشته و ریشه بسیاری از ضعف ها و ناکارآمدهای سیاست در ایران باشد ، چرا که متدین بودن و دیانت داشتن در سیاست بالاتر از صرفا دین را قبول داشتن است ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰درس دیروز برای سیاست امروز
✅پیش بینی شهید مدرس در مورد عدم فهم قرادادها و معاهدات و عواقب سوء آن برای ملتی که این موارد را نفهمند ۰
🔴درسی که امروز با همه وجود در مورد فرجام برجام به اثبات رسید ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
https://ble.ir/drmousanajafi.
https://rubika.ir/drmousanajafi
دکتر موسی نجفی
#منتشر_شد ✅ به کوشش گروه تاریخ اندیشه معاصر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) 📚 کتاب سكولاريسم
🔰نقد و نظر یکی از مخاطبین
❇️ انتشار کتاب «سکولاريسم پنهان» و پاسخ به برخي ايرادات
◀️ پس از انتشار کتاب «سکولاريسم پنهان: بررسي انتقادي انديشههاي دکتر داود فيرحي»، برخي دوستان و همفکران دکتر فيرحي به نقد کتاب پرداخته، چنين نوشتند:
◀️«جمعي از ناآشنايان به اسلام و انديشه سياسي، دکتر فيرحي عزيز را متهم به سکولاريسم پنهان کردهاند. من نميفهمم کسي که فقه سياسي را معتبر ميداند، چگونه سکولار (به تعبير ايشان) است!»
❇️ در مباحث کتاب، از جمله مقدمه و بويژه مقاله پاياني، پاسخ اين ايراد آمده است. در ذيل، بخشي از مطالب مقدمه ذکر ميشود:
«... دکتر فيرحي در تلاشي ظاهراً دغدغهمندانه نسبتبه اسلام، بهدنبال سازگار کردن گزارههاي اسلامي ـ شيعي با عناصر مدرن، بهويژه اصل آزادي بود؛ اما تفسير رسمي و رايج از گزارههاي اسلامي که تفاوتها و تضادهايي با مؤلفههاي مدرن، از جمله اصل آزادي داشت، مانعي مهم در مقابل رويکرد او بود. بر اين اساس بايد اين مانع برداشته ميشد. راهکار فيرحي، پذيرش نظرية «تقدم اراده بر علم» بود که نسبيتگرايي معرفتي از لوازم آن است. او با اخذ اين نظريه از انديشمندان غربي، بهويژه ميشل فوکو، و تلاش براي نسبت دادن آن به معدودي از انديشمندان اسلامي، آن را مبناي اصلي خود قرار داد.
فيرحي، که به آزادي مدرن (Freedom / Liberty) باور داشت و طالب آن بود تا «آزادي» در «مركز معنا»ي كاوشها در باب سياست قرار گيرد تا نظريه و سپس نظام سياسي ـ اجتماعي «آزادمنش، فردگرا و مردمسالار»ی شکل گيرد و «اقتدارگرايي» به حاشيه رانده شود، اينک با اتخاذ مبناي «تقدم اراده بر علم» ميتوانست بگويد: همانگونهکه قدرت و ارادة منبعث از وضعيت مسلمانان در قرون اوليه موجب شکلگيري تفسير «اقتدارگرايانه» و ضد آزادي از تعاليم ديني شد، وضعيتِ جهانِ اسلام در عصر حاضر اقتضا ميکند تا تفسير «آزاديمحور» و ضداقتدارگرايي از نصوص اسلامي ارائه گردد.
طبعاً با اين رويکرد ـ که «تحميل نظريه بر نص» در آن صراحت دارد و فيرحي خود با تعبير «تقدم نظريه بر نص» از آن ياد کرده بود ـ بايد روشها و راهکارهايي چون «گزينش برخي تعاليم و ناديده گرفتن برخي ديگر»، «برجستهسازي بخشي از گزارهها و بهحاشيهراني بخشي ديگر» و «توسل به متشابهات و متشابه نمودن محکمات» مورد توجه قرار گيرد. دکتر فيرحي نيز در پروژة فکري خويش از چنين راهکارهايي استفاده کرده است: گزارههايي از تعاليم اسلام و آثار و انديشههايي از متفکران و فقهاي شيعه را که بهنوعي در آنها سخن از حقوق و آزادي مردم به ميان آمده است يا اين ظرفيت را از نظر وي دارد، گزينش و برجسته کرده و در مواردي تفسيرهاي غيرعقلايي ارائه نموده است؛ و متقابلاً موارد فراوان ديگر با مضمون لزوم اطاعت از قوانين و حاکمان الهي و نداشتن اختيار در حوزة تشريع و انتخاب حاکمان را ناديده گرفته يا بهصورت حاشيهاي طرح کرده و بعضاً برداشتهاي ناصواب از آنها ارائه نموده است.
روشن است که با اين رويکرد، بسياري از احکام سياسي اسلام که در تضاد با ليبراليسم هستند، مانند لزوم پذيرش و اطاعت از حاکمان الهي، جهاد، اجراي حدود، امربهمعروف و نهيازمنکر، جلوگيري از فعاليت و ترويج فرقهها و کتب ضالّه و...، کنار گذاشته يا به حاشيه رانده میشوند و بهصورت کمرنگ تحقق مييابند؛ و اين امر، معنايي جز سکولاريسم نميتواند داشته باشد. بر اين اساس، براي انتساب يک فرد به سکولاريسم، لازم نيست خود فرد بدان تصريح کند يا به انکار گزارههاي سياسي اسلام بپردازد؛ بلکه اين انتساب، حتي با پرداختن به فقه سياسي نيز ميتواند سازگار باشد.
بااينحال، از ويژگيهاي شخصيتي و علمي دکتر فيرحي در کنار استعداد و نبوغ بالا، تلاش براي طرح مباحث علمي بدون ايجاد حساسيت منفي و تنشآفريني بود؛ ازهمينرو، با توجه به اينکه انتساب به سکولاريسم ميتوانست تأثير منفي بر وي و انديشههايش بگذارد، او سعي وافر داشت تا عبارات و جملاتي را به کار نبرد که دلالتِ صريح و مستقيم بر سکولار بودن وي داشته باشد. با توجه به آنچه ذکر شد، ميتوان سکولاريسم موجود در آثار دکتر فيرحي را «سکولاريسم پنهان» دانست».
کانال سیاست ودیانت|حجتالاسلام ابوطالبی
@aboutalebi57
1400.08.27 - همايش جريان شناسي فکري سياسي ايران - دکترموسي نجفي .mp3
زمان:
حجم:
35.88M
🔰جریان شناسی تعالی در نقد اندیشه ترقی درتاریخ تحولات ایران
✅سخنرانی دکتر موسی نجفی
🔴تاریخ ۲۸ آبان ۱۴۰۰
🔵قم - موسسه آموزش،و پژوهشی امام خمینی
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰متن ارسالی و پرسش یکی از مخاطبین محترم
تاریخ نگاران به دستهای از خادمان شاهان صفوی اشاره میکنند که مجرمین و کسانی که به مذهب تشیع نمیگرویدند را زنده زنده میخوردند. همچنین ایشان روشهای دیگری برای مجازات بکار میبردند همچون انداختن مجرمین جلوی سگانی که آدمخوار بودند. همچنین ذکر شده که بسیاری از این مجازات و شکنجهها ریشه در رسوم قبایل چادرنشین ترک آسیای میانهای داشت، که از حامیان شاه اسماعیل صفوی بودند و او را در به قدرت رسیدن یاری کردند.[۳] از جمله این رسوم که این حامیان وارد نمودند، زندهخواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان به عنوان جام بود.[۳] در دوران حکومت صفویان دستهای جلاد خامخوار وجود داشتهاست که به فرمان شاه، مقصرین را زندهزنده میخوردند.[۴] گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند. این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند چیک (چگیین) نام داشتند.[۵] گفته میشود که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند.[۶] کریم نجفی برزگر، استاد تاریخ صفوی، عنوان میکند که بسیاری از این اعمال تحت عنوان گسترش شیعه توجیه میشد.
wart R. Sutherland (1998). The World's Religions Published by G.K. Hall, Original from the University of California Digitized 8 Apr 2008 ISBN 0-8161-8978-1, 9780816189786، Page 362
The Crowned Cannibals: Writings on Repression in Iran - Page 22 by Reza Baraheni - Political Science - 1977 - 279 pages
A Persian Odyssey: Iran Revisited By Rami Yelda Edition: illustrated Published by A. Pankovich Publishers, 2005 Original from the University of Michigan Digitized Aug 29, 2008 ISBN 0-9672101-5-1, 9780967210155 , Page 325
ادامه👇👇👇
🔰ادامه پرسش یکی از مخاطبین محترم
✅سلام علیکم و با آرزوی سلامتی
در رابطه با آدم خواری در دوره صفوی لطفا نظر خودتون رو مطرح کنید ، که آیا این مورد ار قطعیات است و مورد اتفاق منابع دست اول تاریخی و این اتفاق می افتاده است اگر این گونه است آیا علمای شیعه در آن دوره واکنشی به این عمل داشته اند یا خیر ؟ یا صرفا یک شایعه ای است از سوی جنگ روایی مخالفان صفوی یا شایعه ای است ساخته خود دستگاه پروپاگاندای حکومت صفوی برای ایجاد رعب و وحشت در بین دشمنان ؟
باتشکر🍀
🔴جواب :
🔵نجفی:
با تشکر از شما ، در جواب پرسش تان می توان این چنین گفت که غالب حملات به صفویان به خصوص در کتب مورخین سکولار بخاطر تاثیر شیعی صفویه بر هویت و وحدت ملی ایرانیان باز می گردد۰ البته در زمان خود آنها نیز دشمنانشان که عمدتا وابسته به عثمانی ها بوده نیز ، "صفویه هراسی " را تبلیغ می نمودند ۰ سلاطین بعد از صفویه هم گاهی از محبوبیت مردمی برخی از آنان در اذهان ملی مطلع می شدند نسبت به آنها طریق کینه ورزی و عناد را در پیش می گرفتند؛ فلذا صفویه از بدو تولد تا به امروز در معرض انتقام جویی فرهنگی و سیاسی و اعتقادی و ملی قرار داشته است ؛ اما این همه باعث نمی شود که همه کارها و اعمال و شیوه های آنها را در حکومت داری ، درست و بی عیب و نقص بشماریم ۰ البته مسائلی مثل آدمخواری و این سنخ مطالب از عقل سلیم و باور آدمی به دور است ولی می توان گفت روشهای حکومتی و شیوه مجازات ها در قرون گذشته با دنیای معاصر متفاوت بوده و میزان اعمال قدرت آن در مناطق مختلف دنیا فرق می نموده است ۰ این نکته را هم دقت نمایید که دفاع از معدل عصر صفویه با دفاع از جزء جزء عملکرد برخی از آنان قابل تفکیک است ۰ در این مورد در زمان خود ما هم دفاع از کلیت نظام جمهوری اسلامی با دفاع از عملکرد ضعیف برخی دولت ها مثل دولت قبلی بسیار فاصله داشت و متفاوت است و انتقاد از جزئیات این دسته از رجال دولتی با معیارهای اصولی در خود نظام جمهوری اسلامی تباین در خور توجهی را نشان می دهد۰
موفق باشید۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰بررسی تاریخی اصول اخلاق سیاسی غرب
✅قسمت اول
ضرورت مذاکره با قدرت به جای لبخند
🔶🔶یکی از موضوعات چالش برانگیز امروز ما دیدگاه کسانی است که فکر می کنند صرف مذاکره و لبخند و کوتاه آمدن از مواضع اصولی انقلاب باعث نرمی و انعطاف طرف غربی می شود و در این رابطه حتی به ابزارهای قدرت در زمان مذاکره هم بی اعتنا هستند ! برای بحث از میزان اعتبار این دیدگاه کمی درباره ابعاد مطلب مذکور و واقعیات تاریخی پیرامون آن سخن می گوییم ۰
🔷 وقتی با کشورهای غربی طرف می شویم و مثل امروز از فضای گفتگو و مذاکره به جای موشک و قدرت نظامی سخن گفته میشود ، این مطالب سربسته و ساده انگارانه به عنوان اصول خدشه ناپذیر پذیرفته میشود ۰
🔴در سیاست همانقدر که تجربه یک دیپلمات و هنر مذاکره و اطلاع از حقوق بین الملل مهم است ، بایستی به تجربه تاریخی و اصولی که سیاستمد اران اروپایی به آن معتقد بوده و عملا در طول سالها و دهه ها و یا قرون مختلف از خود بروز داده اند به عنوان نوعی قوانین و آئین نامه های پنهان ولی تکرار پذیر توجه نمود۰
🔵 از این زاویه ، فهم تاریخی و علم تاریخ برای کارشناسان و تحلیل گران روایط بین الملل و سیاست خارجی نه فقط به مثابه تاریخ نقلی بلکه نوعی فلسفه تاریخ و شناخت قوانین حاکم بر سیاست کشورها معنا و مفهوم پیدا میکند ۰
🔴 متاسفانه در ارزیابی ، دفاع و حتی نقد مسائل مهمی مثل برجام این سطح از دانش تاریخی مفقود بوده و اصولا ضرورت واقعی آن هم در نظر گرفته نمیشود ۰
🔵اما برای استناد بخشیدن به اهمیت مطالب گفته شده مناسب است سری به اسناد و تحولات تاریخی دوره جنگ اول جهانی زده تا ببینیم در نوشته های محرمانه و گزارشات خصوصی آنان در مورد مذاکرات سیاسی و امتیاز دادن و امتیاز گرفتن و یا به اصطلاح امروزیها مسابقه برد - برد در ذهنیت غربیها آنهم از نوع انگلیسیش چه منطقی حاکم و اصول اخلاق سیاسی آنها از چه اولویت هایی برخوردار بوده است.
🔴در سال ۱۹۱۴ که دول متفق به جنگ با رقیب اروپایی خود یعنی آلمان مشغول بودند و امپراطوری بیمار عثمانی نیز در جبهه مقابل فرانسه و انگلیس قرار گرفته بود به ناگاه اعراب ساکن عثمانی ارزش استراتژیک بالایی یافتند و چون برخی از اعراب از رفتار ترکها ناراحت بودند نوعی جنبش های ناسیونالیستی عربی و سازمانهای سری به تدریج ظهور و بروز نمود؛ این وضعیت از چشم روباه مکار و سیاستمداران و کارشناسان بین الملل انگلیسی پنهان نمانده و با تحریک و حمایت ضمنی از خلافت خود خوانده شریف حسین در مکه و حمایت ظاهری و صوری از استقلال اعراب سعی نمودند در پشت جبهه عثمانی مانع و شکاف ایجاد نمایند؛
🔵 اما این تحریکات و قول و قرارهای سیاسی با این جنبش عربی نه تنها واقعی نبوده بلکه امروز به برکت چاپ اسناد و خاطرات رجال سیاسی آن زمان معلوم میگردد حتی شرافتمندانه هم نبوده بلکه غالبا فریبکارانه و فرصت طلبانه بوده است ۰
🔴از نظر سیاستمداران ارشد انگلیسی فقط تا زمانی که مسئله عثمانی برایشان اولویت نظامی و سیاسی داشته با گرفتن نقد از اعراب( تحریک قومی علیه امپراطوری عثمانی) و دادن نسیه ( وعده های تو خالی و مبهم و کلی و غیر شفاف به عربها ) منتظر پایان جنگ و تقسیم غنائم آن بین خودشان و فرانسویان بوده اند ؛
🔵 اعراب که تازه میخواستند با خروج از سلطه ترکهای عثمانی نفسی تازه کننند خیلی زود فهمیدند بازی انگلیسی های را خورده و آنان میراث ارضی عثمانی را بین خودشان تقسیم کرده و منطقه غرب آسیا یا همان خاور میانه با استعمارگران متجدد و نو ظهور ی روبرو شد که بعد از هندوستان دنبال منافع جدیدی در این جا می گشت ۰
ادامه 👇
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰بررسی تاریخی اصول اخلاق سیاسی غرب!!
✅قسمت ۲
(دانش تاریخی مکمل تجربه سیاسی در دیپلماسی)
🔶🔶پایان بخش این قسمت نقل از کار بدستان ارشد سیاسی انگلیسی است که نسبت به این موضوع مینویسند: خواهیم دید چون زمان قول و قرار فرا رسد ، باید حیله گرانه از عبارات چند پهلویی استفاده کرد تا خود را به چیزی متعهد نکند ۰
و اما در مورد سرنوشت اعراب بعد از جنگ و حل مسئله عثمانی اظهار می دارد : باید زبانی دو پهلو در پیش گرفت از یک طرف پذیرفت که عربها بعد از جنگ باید به استقلال برسند و از سوی دیگر مطرح کرد که برای تاسیس دولت های عرب به مستشار و مقامات اروپایی نیاز است و البته این مقامات باید منخصرا انگلیسی باشند !! به سخن دیگر هر دولت عرب مستقل در خاورمیانه بعد از جنگ در واقع تحت الحمایه بریتانیا می شد.
🔴و در جای دیگر می خوانیم که : دولت بریتانیا خود را علاقه مند به استقلال آسیای عرب زبان نشان داد بی آنکه درباره شکل دولتی که آنجا به وجود می آمد یا مرزهایی که برایش تعیین می شد قولی بدهد ۰
و در نهایت با این جملات میتوان به عمق سیاست و اخلاق دیپلماسی انگلیسی پی برد که : هر تعریف دقیقی از خواسته های ما عرب ها را رم می دهد لذا در مذاکرات با شریف حسین نه حقی برای ما به بار می آورد و نه دست ما را می بندد ۰
🔵دیوید فرامکین نویسنده کتاب "صلحی که همه ی صلح ها را بر باد داد " در ص ۱۷۶ در یک جمع بندی از قول اسناد آن دوران می نویسد : بریتانیا سخت به دنبال کسب حمایت اعراب بودند اما تمایلی به پرداخت بهایی نداشتند ۰۰
و اما چیزی هم که می پرداختند در واقع سکه ی تقلبی زبانی بی معنی بود ۰
🔴این اقوال و اسناد یک پیام روشن برای همه ما ایرانیان دارد و آن این است که کسانی که از تاریخ درس نمی گیرند محبور به تکرار تاریخ می شوند۰
با توجه به تمهیدات مذکور در میز مذاکره با این روباه های خوش خط و خال ظاهرا متمدن ، باید توجه داشت که آنها غیر از منافع خود به هر قیمت و هر وسیله ، به چیز دیگری فکر نمی کنند و لذا داشتن قدرت ملی از هر نوع سخت افزار و نرم افزار در برابر آنها برای بالا بردن چانه زنی امری واجب است ۰ اگر دیپلماتی در درستی این صورت مسئله تردید داشته باشد ، بهتر است یک سیر مطالعات تاریخی برای خودش تعریف کند ۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰۲۱ آذر ماه سالگرد رحلت آیت الله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی زعیم نهضت مشروطیت ایران
✅تفاوت جریان علمای آزادیخواه مشروطه ( آزادیخواهان مقدس ) با متجددین غربگرا در تاریخ تحولات فکری و سیاسی ایران
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi