دیدی قرار بود باشم سرد ترین دونه ی برفت؟
زمستون نزدیکه و حالا دارم تیره ترین میشم.
603.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر سال زمستون که میاد ، من دوباره برمیگردم به اون روزی که رفتی ، تو گرم بودی ولی سرمای رفتنت یخ زد تو وجودم عزیزکرده ی قلبِ نعنا.
داره از قلبت گلوله های برفی میباره نعنأ،
منم همراهشون دفن کردی که هیچی ازم به یاد نداری؟
"چی صدام کردی؟"
'ارکیدهی آبی'
"چرا ارکیدهی آبی؟..."
'چون ارکیدهی آبی یعنی
کمیاب و دستنیافتنی؛احساسی که نباید وجود داشته باشه'
"یعنی نمیخوای این احساس بینمون وجود داشته باشه؟.."
'اتفاقا چون وجود داره بهت میگم؛
احساس بینما<نباید و به باید>تبدیلکرد ارکیدهی آبی من(((:....'
_Accused of sin
سـنیور،
یه روزی من برای تو از رنگها میگفتم
اما حالا، همه چی خاکستـریه!
_کالرز؛