اسلـحه
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ببخشیددد نمیدونم چرا اینجوری فرستاده میشه:))
در نهایت آدمها فقط بلدن گند بزنن، به تصوراتی که ازشون ساختی. همون تصوراتی که با وسواس و دقت، مثله تکههای یه پازل آرومآروم تو ذهنت چیدی. تصویرهایی که گاهی شبها باهاشون خوابیدی، روزها بهشون پناه بردی، و توی سکوتت بزرگشون کردی. آدمها همیشه همونی نیستن که تو با چشمِ دل دیدی. اونا فقط همونیان که زندگیشون اجازه داده باشه. و تو، احمقانهترین نقش رو بازی کردی. معمار یک رویاروی زمینی که هیچوقت مال تو نبود. یه روزی فکر میکنی شناختیشون، چون یه لبخندشون رو هزار بار تو آینهت تمرین کردی. چون سکوتشون رو بهتر از هر صدایی میفهمیدی. ولی درست همونجایی که مطمئنی، درست همون لحظهای که دلتو میسپری، یه چیزی از درون میشکنه. نه چون آدم بدین. نه حتی چون خواستن اذیتت کنن. فقط چون آدمان. و آدمها بلد نیستن همیشه اندازهی تصویرهایی باشن که ازشون توی قلبت ساختی. و بعدش چی؟ میمونی با یه خلأ. با یه اتاق توی قلبت که یه روزی پر بود از حضورشون، حالا خالیتر از همیشهست. با یه مشت خاطرهی نصفهنیمه، با حرفهایی که هیچوقت گفته نشدن، و نگاهی که دیگه حتی بهت نگاه نمیکنه. اما تو باز هم دوست داشتی. حتی بعدِ گند زدنشون. چون اون تصویر لعنتی هنوز یه گوشهی دلت زنده بود. چون تو آدمِ ساختن بودی، نه خراب کردن. چون تو فرق داشتی. و این فرق، خاصترین دردِ دنیاست.