🔰کشتار مدرسه میناب لکه ننگی بر دامان آمریکاست
تاکر کارلسون، مجری و تحلیلگر آمریکایی، با انتقاد شدید از عملکرد دولت آمریکا در جنگ با ایران، جنایت حمله به دانشآموزان در مدرسه شجره طیبه میناب که منجر به شهادت ۱۶۸ کودک شد را «لکه ننگی بر دامان» آمریکا توصیف کرد و گفت که از این اتفاق و از اینکه دولت آمریکا بابت آن عذرخواهی نکرده، احساس شرم میکند. کارلسون اظهار کرد: «کشتار مدرسه میناب در ایران، لکه ننگی بر دامان کشور ماست. من بهعنوان یک آمریکایی احساس شرم میکنم، نه فقط به خاطر اینکه چنین اتفاقی افتاد، بلکه به این دلیل که دولت آمریکا بابت آن عذرخواهی نکرده است.» وی افزود: «اینکه دولت آمریکا، وزیر جنگ، رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو بابت این اتفاق عذرخواهی نکردهاند، شرمآور است و فکر میکنم هر آمریکایی باید با دانستن این موضوع احساس شرم کند.» کارلسون با اشاره به شناخت طولانیمدت خود از دونالد ترامپ گفت: «در مدتی که دونالد ترامپ را میشناسم او هیچوقت نسبت به کشتن آدمها اشتیاقی نداشته است. ترامپ همیشه نوعی اکراه غریزی نسبت به کشتن غیرنظامیان داشته است.» این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به ترور رهبر شهید انقلاب، ادامه داد: «اینکه ترامپ چنین جنگی انتخابی را آغاز کند، آن هم به خواست اسرائیل و با ترور رهبر ارشد دینی دست به این کار بزند؛ کسی که نهفقط در ایران بلکه در میان مسلمانان شیعه جایگاهی مذهبی داشت؛ مثل اینکه پاپ شیعیان را بکشید و این کار را در جریان مذاکرات و در قالب یک حمله غافلگیرانه انجام دهید... اینکه او دست به چنین کاری بزند و بعد ما یک حمله دوم به یک مدرسه دخترانه انجام دهیم و نزدیک به ۲۰۰ دختر خردسال را بکشیم، و بابت آن عذرخواهی هم نکنیم... واقعاً نمیدانم با چه چیزی طرف هستم. این یک تغییر بسیار بزرگ است.» کارلسون در پایان با اشاره به مواضع پیشین خود درباره ترامپ گفت: «من شب سخنرانی او در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان سخنرانی کردم و گفتم این مرد واقعاً به صلح باور دارد و قرار نیست تریلیونها دلار از مالیات مردم آمریکا را روانه جنگهای خارجی کند، اما معلوم شد که واقعیت کاملاً برعکس آن بوده است. هنوز هم نمیفهمم.»
@e_beman
🔰کشورهای خلیج فارس باید جمعی با ایران گفتوگو کنند
حمد بنجاسم آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نشست آتی در عمان میان ایران و کشورهای ساحلی خلیج فارس میتواند «آغاز قرار گرفتن روند حلوفصل مسائل در چارچوبی درست باشد» و ابراز امیدواری کرد که این نشست با موفقیت برگزار شود، چراکه به گفته او کشورهای شورای همکاری باید بهصورت جمعی و مستقیم با ایران گفتوگو کنند تا از بحرانی که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتند، خارج شوند. این نشست با حضور ایران، عراق و کشورهای ساحلی خلیج فارس روز دوشنبه در عمان برگزار خواهد شد و در آن علاوه بر دیگر مباحث منطقهای، درباره نتایج مذاکرات ایران-عمان راجع به تعیین مسیرهای امن برای دریانوردی تجاری در تنگه هرمز نیز بحث و تبادل نظر خواهد شد. حمد بنجاسم در ادامه نوشت که امیدوار است مذاکرات ابتدا بر راههای حل مشکلات موجود تمرکز کند و پیش از ارائه هرگونه پیشنهاد، نقشه راهی برای آینده روابط ترسیم شود که ثبات هر دو طرف را تضمین کند و این روابط باید بر اساس تبدیل خلیج فارس به یک پهنه اقتصادی مهم برای تبادل منافع مشترک بنا شود. وی همچنین ادعا کرد که ایران باید تنگه هرمز را مانند گذشته باز نگه دارد و کشورهای خلیج فارس را گروگان مذاکرات خود با آمریکا قرار ندهد.
@e_beman
English
العربیة
فارسی
Toggle navigation
صفحه نخست >> عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴ ،
کد خبر : ۳۹۶۱۳۳
نشریه اخبار و تحلیل ها 22 شهریور 1405
امام خامنهای(ره): این حوادث برای جمهوری اسلامی بیسابقه نبود؛ از اوّل انقلاب بارها از این حوادث برای کشور رخ داده؛ علاوهی بر جنگ تحمیلیِ هشتساله، فتنهانگیزیها، کشاندن افراد سستعنصر در مقابل ملّت، فتنههای گوناگونِ نظامی، سیاسی، امنیتی و غیره، کودتا و امثال اینها [رخ داده؛ امّا] جمهوری اسلامی بر همهی اینها فائق آمد؛ جمهوری اسلامی توانست همهی توطئههای دشمن را با تحمّل سختیهایش خنثی کند، و توانست بر همهی دشمنان در این زمینهها فائق بیاید. 07/05/1404
صبح صادق آنلاین
دانلود نسخه موبایلی
دانلود PDF
دانلود WORD
▼ حرف روز
سوریه جولانی؛ زمین بازی رژیم صهیونی
✍ حسن نعیم آبادی
روند «دیپلماسی» در پیش گرفته شده توسط شورشیان حاکم بر سوریه نه تجاوزهای رژیم صهیونی را متوقف کرد و نه گره سویدا را گشود؛ در حالی که نتانیاهو از «تسلط مطلق» رژیم صهیونی بر جنوب سوریه سخن میگوید، الجولانی خود را برای سفر به آمریکا آماده میکند. این در حالی است که سیاست دیپلماسی و اتکا بر واشنگتن طی دو سال، نه به توقف تجاوزهای رژیم صهیونی انجامیده و نه به گشودن گره پرونده سویدا کمک کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر، در جریان بازدیدش از قله کوه حرمون که تلآویو از پایان سال ۲۰۲۴ آن را اشغال کرده است، با افتخار گفت: «اسرائیل اکنون بر منطقهای گسترده از کوه حرمون تا رود یرموک، و از اینجا تا دریای مدیترانه، به شکلی مطلق و بیسابقه تسلط یافته است.» این اظهارات بهطور مستقیم بیانگر سیاستی است که رژیم صهیونی در سوریه در پیش گرفته است؛ رژیم مناطق گستردهای در جنوب سوریه را اشغال کرده، منطقهای غیرنظامیشده تا حومه دمشق تحمیل کرده، و از «اداره خودمختار» در سویدا در دورترین نقطه جنوب حمایت میکند.
سوریه اندکی پس از سقوط نظام پیشین، آخرین توانمندیهای نظامی خود، بهویژه سامانههای پدافند هوایی را از دست داد و ارتش آن با بزرگترین موج حملاتی روبهرو شد که زیرساختهایش را هدف گرفت؛ امری که به نابودی تواناییهایش و باز شدن آسمان سوریه به روی هواپیماهای رژیم صهیونی انجامید. در مقابل، مقامهای دولت شورشیان سیاستی «دیپلماتیک» در پیش گرفتند و آمادگی خود را برای پذیرش بخش بزرگی از شروط رژیم، از جمله ایجاد منطقهای غیرنظامیشده در جنوب کشور اعلام کردند. در حالی که اعلام کردند در این پرونده بر آمریکا و متحدانش تکیه میکنند، این شرطبندی تاکنون به هیچ نتیجهای نرسیده است.
حدود یک سال است که مقامهای شورشیان سوریه با فشار آمریکا و میانجیگری فرانسه، نشستهای متعددی با رژیم اشغالگر برگزار کردهاند تا به توافقی امنیتی برسند که راه را برای توافق عادیسازی کامل هموار کند. طرح آمریکایی مربوطه، مشوقهای اقتصادی از جمله ایجاد مناطق اقتصادی در جنوب سوریه را در کنار همه خواستههای رژیم صهیونی دربرمیگرفت. بر همین اساس، بر سر پیشنویس تفاهمی توافق شد که قرار بود در جریان سفر الجولانی به آمریکا برای شرکت در نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل امضا شود. اما تفاهم مورد نظر هرگز به ثمر نرسید، زیرا تلآویو از امضای آن خودداری کرد؛ امری که به توقف گفتوگوها انجامید. این در حالی است که دمشق پیشدستانه همه خواستههای مندرج در آن پیشنویس را اجرا کرده بود، به این امید که فشار آمریکا بر رژیم صهیونی را برانگیزد.
اما دولت دونالد ترامپ که در سال ۲۰۱۹ فرمانی درباره «اسرائیلی خواندن» جولان سوریه صادر کرد، تاکنون هیچ اقدام واقعی انجام نداده است؛ در همان حال که رژیم صهیونی تجاوزهای نظامی خود را که تا حومه دمشق رسیده ادامه داده، بر منابع آب شیرین نیز تسلط یافته، و گاهبهگاه ترورها یا حملاتی را علیه مواضع مختلف انجام میدهد. بدین ترتیب طی حدود دو سال، سیاست دیپلماسی و تکیه بر آمریکا هیچ نتیجه واقعی به بار نیاورد؛ نه موفق شد رژیم صهیونی را از ادامه تجاوزهایش بازدارد و نه گره پرونده سویدا را بگشاید.
امروز بار دیگر سخن از مذاکرات سوریه و رژیم اشغالگر به میان آمده است، در حالی که دیدارهای دو طرف از سر گرفته شده و ماه گذشته نشستی با حضور وزیر خارجه شورشیان سوریه و رئیس موساد، با میانجیگری آمریکا در امان برگزار شد. در حالی که هیچ اطلاعات دقیقی از آنچه در این نشست توافق شده به بیرون درز نکرده است؛ جز سخنان طرف صهیونیست که آن را «مفید» خواند و گفت عمدتاً درباره گسترش ترکیه در سوریه بحث شده و مهمترین موضوع یعنی بیدفاع شدن سوریه و اشغال مناطق جنوبی کشور، همچنان معلق مانده است.
▼ گزارش روز
رونمایی از دکترین «پاسخ واحد»
✍ بهرام بختیاری
نشست مشترک دیروز فرماندهان کل ارتش و سپاه را نمیتوان صرفاً یک جلسه معمولی میان دو فرمانده ارشد نظامی تلقی کرد. در شرایطی که ایران تجربه چندین مرحله رویارویی مستقیم و غیرمستقیم با دشمن را پشت سر گذاشته است، گردهمایی عالیترین سطوح فرماندهی دو ستون اصلی نظامی کشور، بیش از هر چیز بیانگر تلاش برای تثبیت یک الگوی تازه در بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که در آن توان نظامی کشور به شکل جزیرهای عمل نمیکند و قابلیتهای مختلف در یک منظومه هماهنگ قرار میگیرند.
تأکید فرماندهان بر «همافزایی اطلاعاتی و عملیاتی» و همچنین ضرورت پاسخ «واحد، سریع، هوشمندانه و قوی»، حاوی پیامی روشن برای طرف مقابل است. جمهوری اسلامی ایران در برابر هرگونه تعرض، صرفاً به یک واکنش محدود و قابل پیشبینی بسنده نخواهد کرد. نوع پاسخ میتواند بر اساس ماهیت تهدید، از ظرفیتهای هوایی و دریایی تا توان موشکی، پهپادی، پدافندی و اطلاعاتی تغییر کند و همین تنوع، محاسبه هزینه و نتیجه هر اقدام نظامی علیه کشورمان را برای دشمن دشوارتر میسازد.
در این میان، مفهوم «پاسخ واحد» اهمیت ویژهای دارد. منظور از این تعبیر، حذف مرزهای سازمانی ارتش و سپاه نیست؛ بلکه سخن از هماهنگی عملیاتی میان مجموعه نیروهای مسلح است. در میدان جنگ امروز، سرعت انتقال اطلاعات و تبدیل آن به تصمیم و سپس اقدام، گاهی از تعداد تجهیزات نیز تعیینکنندهتر است. اگر یک تهدید توسط یک مجموعه شناسایی شود و اطلاعات آن بلافاصله در اختیار دیگر بخشهای عملیاتی قرار گیرد، امکان واکنش سریعتر و دقیقتر افزایش خواهد یافت.
در جنگهای اخیر نیز اهمیت این هماهنگی بیشتر حس شده است. دشمن در محاسبات خود باید مجموعهای از توانمندیهای متفاوت را در نظر بگیرد؛ از نیروی هوایی و دریایی ارتش گرفته تا توان موشکی و پهپادی سپاه و شبکه گسترده پدافندی کشور. بنابراین حمله به یک بخش از ساختار دفاعی جمهوری اسلامی الزاماً به معنای از کار افتادن سایر بخشها نخواهد بود. همین موضوع، ظرفیت بازدارندگی کشور را از یک توان تکلایه به قدرتی چندلایه تبدیل میکند.
یکی دیگر از پیامهای مهم نشست، تأکید بر استفاده از تجربه میدان برای بازسازی و تقویت قدرت دفاعی است. سرلشکر وحیدی با اشاره به اینکه «واقعیتهای نظامی ایران در میدان رونمایی میشوند»، عملاً بر این نکته تأکید دارد که بخشی از توان واقعی کشور در شرایط عملیاتی آشکار میشود، نه فقط در رزمایشها. از این منظر، تجربه نبرد به سرمایهای برای اصلاح تاکتیکها، شناسایی نقاط ضعف و تقویت هماهنگی میان نیروها تبدیل شده است.
در سوی دیگر، سخنان فرماندهان درباره محاسبات نادرست دشمن نیز قابل توجه است. اگر آمریکا و رژیم صهیونی در ارزیابی خود از توان ایران، انسجام نیروهای مسلح یا ظرفیت بازیابی کشور دچار خطا شوند، یک عملیات محدود میتواند به بحرانی گسترده تبدیل شود. نشست فرماندهان ارتش و سپاه در چنین فضایی، تلاشی برای انتقال این پیام است که فشار نظامی، موجب گسست در ساختار دفاعی ایران نشده و تجربه درگیری، سطح هماهنگی نیروهای مسلح را افزایش داده است.
از این منظر، نشست اخیر یک پیام مهم دیگر نیز برای آمریکا دارد. اگر واشنگتن در عملیات علیه جمهوری اسلامی ایران نقش مستقیم یا پشتیبانی مؤثر داشته باشد، نمیتواند انتظار داشته باشد نیروها، پایگاهها و زیرساختهایش در منطقه از پیامدهای رویارویی مصون بمانند. به عبارتی حضور نظامی آمریکا در منطقه، در محاسبات دفاعی ایران یک متغیر مستقل از تحولات میدان نیست.
در نهایت، معنای اصلی این نشست را باید در تثبیت یک اصل جستوجو کرد: تعرض به ایران با پاسخ پراکنده مواجه نخواهد شد. ارتش و سپاه، با حفظ مأموریتها و ساختارهای مستقل خود، مجموعهای از ظرفیتهای مکمل را در اختیار دارند که میتواند در صورت تهدید، در قالب یک پاسخ هماهنگ وارد میدان شود. پیام این جلسه برای دشمن روشن است؛ آغاز درگیری ممکن است در اختیار مهاجم باشد، اما شکل، دامنه و هزینه پاسخ، قطعاً در اختیار او نخواهد بود.
▼ خبر ویژه
ایران موازنه قدرت را در میدان نبرد دگرگون ساخت
جان آلترمن، کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در اندیشکده آمریکایی CSIS و کارشناس سابق وزارت خارجه آمریکا، در گفتوگویی اعتراف کرد که جنگ علیه ایران تقریباً تمام مناسبات داخلی و خارجی آمریکا را تحتالشعاع قرار داده و فشار قابل توجهی بر معیشت مردم این کشور و حتی مردم دیگر کشورها وارد کرده است. او تأکید کرد که ایران در میدان نبرد، موازنه قدرت را دگرگون ساخته و همکاری و همگرایی تهران با متحدین بزرگی همچون چین و روسیه، روش جدیدی برای نبرد شکل بخشیده که آمریکا هیچ مزیتی در آن ندارد.
آلترمن معتقد است که جنگ علیه ایران صرفاً یک منازعه نظامی یا ژئوپلیتیکی نیست، بلکه پیامدهای آن به شکل مستقیم به زندگی مردم و محاسبات اقتصادی و امنیتی کشورهای دیگر سرایت کرده و تجربه کشورهایی مانند هند و امارات نشان میدهد که تغییرات ناشی از جنگ، از اختلال در اقتصاد و زنجیره تأمین تا افزایش هزینههای انرژی، باعث شده مردم و دولتها نسبت به نحوه تأمین امنیت و رفاه خود تجدیدنظر کنند. این کارشناس سابق وزارت خارجه آمریکا مدعی است که یکی از مهمترین درسهای جنگ علیه ایران این است که فناوریهای ارزان، بهویژه پهپادها و موشکهای کمهزینه، در حال تبدیل شدن به یک «برابرکننده بزرگ» در میدان نبرد هستند و میتوانند مزیت سنتی تسلیحات بسیار گرانقیمت غربی را کاهش دهند و سامانههایی مانند پاتریوت و تاد با وجود پیشرفتگی، به دلیل هزینه بالا و دشواری جایگزینی، میتوانند به نقطهضعف تبدیل شوند. او همچنین از شکلگیری نوعی همگرایی میان فناوری، اطلاعات و همکاری میان بازیگران غیرغربی خبر داد که میتواند به چالشی مستقیم برای نظم تحت رهبری آمریکا تبدیل شود. آلترمن با اشاره به اینکه نظم جهانی در حال گذار از الگوی پس از جنگ جهانی دوم به نظمی سیال و چندلایه است، گفت که کشورهای جهان پس از این پیرو قدرتهای بزرگ نخواهند بود، بلکه خودشان میکوشند در تعیین شکل نظم آینده ایفای نقش کنند. وی هشدار داد که برای پایان دادن به جنگ علیه ایران هیچ برنامه مشخصی وجود ندارد و بعید است آمریکا بتواند وضعیت تنگه هرمز را به وضع پیش از جنگ بازگرداند و حتی اگر بتواند شرایط مدنظر خود را ایجاد کند، بازهم این به معنای پایان جنگ نخواهد بود، زیرا مسائل اساسیتری مانند برنامه هستهای ایران، شبکه نیروهای متحد و قدرت موشکی همچنان حلنشده باقی میمانند و اگر هدف آمریکا جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای باشد، بدون یک مسیر دیپلماتیک، تحقق چنین هدفی نقطه پایانی روشنی ندارد.
▼ اخبار
قدرت جبهه مقاومت معادلات مذاکره را تغییر داد
محسن پاکآیین، دیپلمات سابق و کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به پیروزیهای اخیر انصارالله یمن و تسلط این جنبش بر مناطقی مانند المخا و ذباب و جزایر راهبردی، گفت که این تحولات را نمیتوان صرفاً یک پیروزی نظامی یا ادامه جنگ داخلی دانست، چراکه یمن اکنون در مجاورت یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی قرار گرفته و میتواند به یکی از بازیگران مؤثر در تأمین امنیت دریایی، تجارت جهانی و مدیریت انرژی در غرب آسیا تبدیل شود. وی با اشاره به اهمیت همزمان تحولات دریای سرخ و تنگه هرمز اظهار کرد: «اگر تحولات دریای سرخ را در کنار وضعیت تنگه هرمز قرار دهیم، اهمیت این موضوع بیشتر آشکار میشود. در چنین شرایطی، مدیریت این دو گذرگاه راهبردی میتواند نشاندهنده شکلگیری یک نظم جدید در منطقه باشد؛ نظمی که در آن دیگر آمریکا نمیتواند مانند گذشته حرف آخر را بزند و رژیم صهیونیستی یا ائتلاف عربی نیز قادر نخواهند بود همانند گذشته در معادلات منطقهای نقش تعیینکننده داشته باشند.» پاکآیین تأکید کرد که در این معادله جدید، محور مقاومت به یک بازیگر مؤثر تبدیل شده و اهمیت پیشرویهای انصارالله صرفاً در دستیابی به شهرها و جزایر خلاصه نمیشود، بلکه مسئله اصلی تبدیل شدن یمن به یک قدرت راهبردی است که میتواند از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان اهرم سیاسی، اقتصادی و امنیتی استفاده کند. وی با اشاره به تأثیرگذاری ایران و یمن بر بازار انرژی گفت که همانگونه که ایران بر تنگه هرمز اشراف دارد، یمن نیز با تسلط بر بابالمندب میتواند تأثیر قابل توجهی بر بازار نفت و انرژی داشته باشد و اگر جامعه جهانی به دنبال اقتصاد باثبات است، باید آمریکا را به خروج از منطقه متقاعد کند و امنیت منطقه توسط کشورهای همین منطقه تأمین شود. این کارشناس مسائل بینالملل درباره طرح موضوع مذاکره از سوی آمریکا اظهار کرد: «دولت ترامپ به دلیل پذیرش شکستهای سنگین نظامی، ناتوانی در باز کردن تنگه هرمز، ناتوانی در کاهش قیمت انرژی و تحمل هزینههای سنگین جنگ، به سمت طرح موضوع مذاکره متمایل شده است.» وی تصریح کرد که ایران همواره به دیپلماسی اعتقاد داشته، اما «مذاکره برای مذاکره» را نمیپذیرد و طرف آمریکایی ابتدا باید به تعهدات قبلی خود بازگردد و آنها را اجرا کند. پاکآیین در پایان با اشاره به محاسبات سیاسی داخلی آمریکا و انتخابات میاندورهای گفت که صحبت از مذاکره بدون تغییر رویکرد آمریکا میتواند یک فریب سیاسی باشد و نیروهای نظامی ایران آمادگی لازم را دارند و در صورت اقدام نظامی جدید آمریکا، پاسخ مقتدرانهای دریافت خواهد کرد و مهمترین نکته حفظ انسجام و وحدت ملی است.
کشتار مدرسه میناب لکه ننگی بر دامان آمریکاست
تاکر کارلسون، مجری و تحلیلگر آمریکایی، با انتقاد شدید از عملکرد دولت آمریکا در جنگ با ایران، جنایت حمله به دانشآموزان در مدرسه شجره طیبه میناب که منجر به شهادت ۱۶۸ کودک شد را «لکه ننگی بر دامان» آمریکا توصیف کرد و گفت که از این اتفاق و از اینکه دولت آمریکا بابت آن عذرخواهی نکرده، احساس شرم میکند. کارلسون اظهار کرد: «کشتار مدرسه میناب در ایران، لکه ننگی بر دامان کشور ماست. من بهعنوان یک آمریکایی احساس شرم میکنم، نه فقط به خاطر اینکه چنین اتفاقی افتاد، بلکه به این دلیل که دولت آمریکا بابت آن عذرخواهی نکرده است.» وی افزود: «اینکه دولت آمریکا، وزیر جنگ، رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه روبیو بابت این اتفاق عذرخواهی نکردهاند، شرمآور است و فکر میکنم هر آمریکایی باید با دانستن این موضوع احساس شرم کند.» کارلسون با اشاره به شناخت طولانیمدت خود از دونالد ترامپ گفت: «در مدتی که دونالد ترامپ را میشناسم او هیچوقت نسبت به کشتن آدمها اشتیاقی نداشته است. ترامپ همیشه نوعی اکراه غریزی نسبت به کشتن غیرنظامیان داشته است.» این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به ترور رهبر شهید انقلاب، ادامه داد: «اینکه ترامپ چنین جنگی انتخابی را آغاز کند، آن هم به خواست اسرائیل و با ترور رهبر ارشد دینی دست به این کار بزند؛ کسی که نهفقط در ایران بلکه در میان مسلمانان شیعه جایگاهی مذهبی داشت؛ مثل اینکه پاپ شیعیان را بکشید و این کار را در جریان مذاکرات و در قالب یک حمله غافلگیرانه انجام دهید... اینکه او دست به چنین کاری بزند و بعد ما یک حمله دوم به یک مدرسه دخترانه انجام دهیم و نزدیک به ۲۰۰ دختر خردسال را بکشیم، و بابت آن عذرخواهی هم نکنیم... واقعاً نمیدانم با چه چیزی طرف هستم. این یک تغییر بسیار بزرگ است.» کارلسون در پایان با اشاره به مواضع پیشین خود درباره ترامپ گفت: «من شب سخنرانی او در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان سخنرانی کردم و گفتم این مرد واقعاً به صلح باور دارد و قرار نیست تریلیونها دلار از مالیات مردم آمریکا را روانه جنگهای خارجی کند، اما معلوم شد که واقعیت کاملاً برعکس آن بوده است. هنوز هم نمیفهمم.»
کشورهای خلیج فارس باید جمعی با ایران گفتوگو کنند
حمد بنجاسم آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه پیشین قطر، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که نشست آتی در عمان میان ایران و کشورهای ساحلی خلیج فارس میتواند «آغاز قرار گرفتن روند حلوفصل مسائل در چارچوبی درست باشد» و ابراز امیدواری کرد که این نشست با موفقیت برگزار شود، چراکه به گفته او کشورهای شورای همکاری باید بهصورت جمعی و مستقیم با ایران گفتوگو کنند تا از بحرانی که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشتند، خارج شوند. این نشست با حضور ایران، عراق و کشورهای ساحلی خلیج فارس روز دوشنبه در عمان برگزار خواهد شد و در آن علاوه بر دیگر مباحث منطقهای، درباره نتایج مذاکرات ایران-عمان راجع به تعیین مسیرهای امن برای دریانوردی تجاری در تنگه هرمز نیز بحث و تبادل نظر خواهد شد. حمد بنجاسم در ادامه نوشت که امیدوار است مذاکرات ابتدا بر راههای حل مشکلات موجود تمرکز کند و پیش از ارائه هرگونه پیشنهاد، نقشه راهی برای آینده روابط ترسیم شود که ثبات هر دو طرف را تضمین کند و این روابط باید بر اساس تبدیل خلیج فارس به یک پهنه اقتصادی مهم برای تبادل منافع مشترک بنا شود. وی همچنین ادعا کرد که ایران باید تنگه هرمز را مانند گذشته باز نگه دارد و کشورهای خلیج فارس را گروگان مذاکرات خود با آمریکا قرار ندهد.
▼ اخبار کوتاه
📍 روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد کانادا در پی تشدید تنشهای تجاری با آمریکا، تلاش برای نزدیکتر شدن به اتحادیه اروپا را افزایش داده و ایده «عضویت وابسته» را بررسی میکند. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با رهبران فرانسه، آلمان و ایتالیا درباره گسترش همکاری در حوزههای انرژی، هوش مصنوعی، مواد معدنی حیاتی و صنایع دفاعی گفتوگو کرده است. حدود دو سوم صادرات کانادا به آمریکا میرود و این کشور به دنبال کاهش وابستگی است.
📍همزمان با برگزاری تظاهرات گسترده در دوبلین در اعتراض به سفر دونالد ترامپ به ایرلند، گروهی از معترضان پرچم آمریکا را به آتش کشیدند. اعضای گروه «اقدام ضدامپریالیستی» با لباسهای مشکی و صورتهای پوشیده، در خیابان مولسورث نزدیک پارلمان ایرلند پرچم آمریکا را آتش زدند و ترقه پرتاب کردند. معترضان شعارهایی علیه حضور نظامیان آمریکایی در فرودگاه شنون و در حمایت از فلسطین و ایران سر دادند.
📍سازمان امنیت دریانوردی انگلیس اعلام کرد یک نفتکش با پرچم پاناما هنگام عبور از تنگه هرمز مورد اصابت موشک قرار گرفته و از کار افتاده است. بر اساس دادههای اکانت رهیابی دریایی «منچ اوسینت»، روز گذشته تنها یک نفتکش چینی با سامانه ردیابی روشن از تنگه عبور کرد.
📍یک منبع مستقر در عدن از فرار طارق صالح، فرمانده شبهنظامیان «مقاومت ملی» وابسته به سعودی، به ریاض پس از شکست سنگین از رزمندگان یمنی خبر داد. طارق صالح که سالها کنترل سواحل غربی و بابالمندب را در اختیار داشت، در پی عملیات سنگین ارتش و انصارالله یمن مجبور به فرار شد.
📍وزارت دفاع روسیه اعلام کرد ارتش این کشور در ادامه حملات به بنادر اوکراین، یک کشتی باری حامل تجهیزات نظامی نیروهای اوکراینی را در بندر اودسا هدف قرار داد. در بیانیه این وزارتخانه آمده است: «نیروهای مسلح موفق شدند یک کشتی باری که تجهیزات نظامی برای نیروهای اوکراینی جابهجا میکرد هدف قرار دهند.» روسیه اعلام کرد حملات علیه بنادر و کشتیهای اوکراینی حامی نیروهای مسلح این کشور ادامه خواهد یافت.
@e_beman
حرف روز
🔰سوریه جولانی؛ زمین بازی رژیم صهیونی
✍ حسن نعیم آبادی
روند «دیپلماسی» در پیش گرفته شده توسط شورشیان حاکم بر سوریه نه تجاوزهای رژیم صهیونی را متوقف کرد و نه گره سویدا را گشود؛ در حالی که نتانیاهو از «تسلط مطلق» رژیم صهیونی بر جنوب سوریه سخن میگوید، الجولانی خود را برای سفر به آمریکا آماده میکند. این در حالی است که سیاست دیپلماسی و اتکا بر واشنگتن طی دو سال، نه به توقف تجاوزهای رژیم صهیونی انجامیده و نه به گشودن گره پرونده سویدا کمک کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر، در جریان بازدیدش از قله کوه حرمون که تلآویو از پایان سال ۲۰۲۴ آن را اشغال کرده است، با افتخار گفت: «اسرائیل اکنون بر منطقهای گسترده از کوه حرمون تا رود یرموک، و از اینجا تا دریای مدیترانه، به شکلی مطلق و بیسابقه تسلط یافته است.» این اظهارات بهطور مستقیم بیانگر سیاستی است که رژیم صهیونی در سوریه در پیش گرفته است؛ رژیم مناطق گستردهای در جنوب سوریه را اشغال کرده، منطقهای غیرنظامیشده تا حومه دمشق تحمیل کرده، و از «اداره خودمختار» در سویدا در دورترین نقطه جنوب حمایت میکند.
سوریه اندکی پس از سقوط نظام پیشین، آخرین توانمندیهای نظامی خود، بهویژه سامانههای پدافند هوایی را از دست داد و ارتش آن با بزرگترین موج حملاتی روبهرو شد که زیرساختهایش را هدف گرفت؛ امری که به نابودی تواناییهایش و باز شدن آسمان سوریه به روی هواپیماهای رژیم صهیونی انجامید. در مقابل، مقامهای دولت شورشیان سیاستی «دیپلماتیک» در پیش گرفتند و آمادگی خود را برای پذیرش بخش بزرگی از شروط رژیم، از جمله ایجاد منطقهای غیرنظامیشده در جنوب کشور اعلام کردند. در حالی که اعلام کردند در این پرونده بر آمریکا و متحدانش تکیه میکنند، این شرطبندی تاکنون به هیچ نتیجهای نرسیده است.
حدود یک سال است که مقامهای شورشیان سوریه با فشار آمریکا و میانجیگری فرانسه، نشستهای متعددی با رژیم اشغالگر برگزار کردهاند تا به توافقی امنیتی برسند که راه را برای توافق عادیسازی کامل هموار کند. طرح آمریکایی مربوطه، مشوقهای اقتصادی از جمله ایجاد مناطق اقتصادی در جنوب سوریه را در کنار همه خواستههای رژیم صهیونی دربرمیگرفت. بر همین اساس، بر سر پیشنویس تفاهمی توافق شد که قرار بود در جریان سفر الجولانی به آمریکا برای شرکت در نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل امضا شود. اما تفاهم مورد نظر هرگز به ثمر نرسید، زیرا تلآویو از امضای آن خودداری کرد؛ امری که به توقف گفتوگوها انجامید. این در حالی است که دمشق پیشدستانه همه خواستههای مندرج در آن پیشنویس را اجرا کرده بود، به این امید که فشار آمریکا بر رژیم صهیونی را برانگیزد.
اما دولت دونالد ترامپ که در سال ۲۰۱۹ فرمانی درباره «اسرائیلی خواندن» جولان سوریه صادر کرد، تاکنون هیچ اقدام واقعی انجام نداده است؛ در همان حال که رژیم صهیونی تجاوزهای نظامی خود را که تا حومه دمشق رسیده ادامه داده، بر منابع آب شیرین نیز تسلط یافته، و گاهبهگاه ترورها یا حملاتی را علیه مواضع مختلف انجام میدهد. بدین ترتیب طی حدود دو سال، سیاست دیپلماسی و تکیه بر آمریکا هیچ نتیجه واقعی به بار نیاورد؛ نه موفق شد رژیم صهیونی را از ادامه تجاوزهایش بازدارد و نه گره پرونده سویدا را بگشاید.
امروز بار دیگر سخن از مذاکرات سوریه و رژیم اشغالگر به میان آمده است، در حالی که دیدارهای دو طرف از سر گرفته شده و ماه گذشته نشستی با حضور وزیر خارجه شورشیان سوریه و رئیس موساد، با میانجیگری آمریکا در امان برگزار شد. در حالی که هیچ اطلاعات دقیقی از آنچه در این نشست توافق شده به بیرون درز نکرده است؛ جز سخنان طرف صهیونیست که آن را «مفید» خواند و گفت عمدتاً درباره گسترش ترکیه در سوریه بحث شده و مهمترین موضوع یعنی بیدفاع شدن سوریه و اشغال مناطق جنوبی کشور، همچنان معلق مانده است.
@e_beman
گزارش روز
🔰رونمایی از دکترین «پاسخ واحد»
✍ بهرام بختیاری
نشست مشترک دیروز فرماندهان کل ارتش و سپاه را نمیتوان صرفاً یک جلسه معمولی میان دو فرمانده ارشد نظامی تلقی کرد. در شرایطی که ایران تجربه چندین مرحله رویارویی مستقیم و غیرمستقیم با دشمن را پشت سر گذاشته است، گردهمایی عالیترین سطوح فرماندهی دو ستون اصلی نظامی کشور، بیش از هر چیز بیانگر تلاش برای تثبیت یک الگوی تازه در بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که در آن توان نظامی کشور به شکل جزیرهای عمل نمیکند و قابلیتهای مختلف در یک منظومه هماهنگ قرار میگیرند.
تأکید فرماندهان بر «همافزایی اطلاعاتی و عملیاتی» و همچنین ضرورت پاسخ «واحد، سریع، هوشمندانه و قوی»، حاوی پیامی روشن برای طرف مقابل است. جمهوری اسلامی ایران در برابر هرگونه تعرض، صرفاً به یک واکنش محدود و قابل پیشبینی بسنده نخواهد کرد. نوع پاسخ میتواند بر اساس ماهیت تهدید، از ظرفیتهای هوایی و دریایی تا توان موشکی، پهپادی، پدافندی و اطلاعاتی تغییر کند و همین تنوع، محاسبه هزینه و نتیجه هر اقدام نظامی علیه کشورمان را برای دشمن دشوارتر میسازد.
در این میان، مفهوم «پاسخ واحد» اهمیت ویژهای دارد. منظور از این تعبیر، حذف مرزهای سازمانی ارتش و سپاه نیست؛ بلکه سخن از هماهنگی عملیاتی میان مجموعه نیروهای مسلح است. در میدان جنگ امروز، سرعت انتقال اطلاعات و تبدیل آن به تصمیم و سپس اقدام، گاهی از تعداد تجهیزات نیز تعیینکنندهتر است. اگر یک تهدید توسط یک مجموعه شناسایی شود و اطلاعات آن بلافاصله در اختیار دیگر بخشهای عملیاتی قرار گیرد، امکان واکنش سریعتر و دقیقتر افزایش خواهد یافت.
در جنگهای اخیر نیز اهمیت این هماهنگی بیشتر حس شده است. دشمن در محاسبات خود باید مجموعهای از توانمندیهای متفاوت را در نظر بگیرد؛ از نیروی هوایی و دریایی ارتش گرفته تا توان موشکی و پهپادی سپاه و شبکه گسترده پدافندی کشور. بنابراین حمله به یک بخش از ساختار دفاعی جمهوری اسلامی الزاماً به معنای از کار افتادن سایر بخشها نخواهد بود. همین موضوع، ظرفیت بازدارندگی کشور را از یک توان تکلایه به قدرتی چندلایه تبدیل میکند.
یکی دیگر از پیامهای مهم نشست، تأکید بر استفاده از تجربه میدان برای بازسازی و تقویت قدرت دفاعی است. سرلشکر وحیدی با اشاره به اینکه «واقعیتهای نظامی ایران در میدان رونمایی میشوند»، عملاً بر این نکته تأکید دارد که بخشی از توان واقعی کشور در شرایط عملیاتی آشکار میشود، نه فقط در رزمایشها. از این منظر، تجربه نبرد به سرمایهای برای اصلاح تاکتیکها، شناسایی نقاط ضعف و تقویت هماهنگی میان نیروها تبدیل شده است.
در سوی دیگر، سخنان فرماندهان درباره محاسبات نادرست دشمن نیز قابل توجه است. اگر آمریکا و رژیم صهیونی در ارزیابی خود از توان ایران، انسجام نیروهای مسلح یا ظرفیت بازیابی کشور دچار خطا شوند، یک عملیات محدود میتواند به بحرانی گسترده تبدیل شود. نشست فرماندهان ارتش و سپاه در چنین فضایی، تلاشی برای انتقال این پیام است که فشار نظامی، موجب گسست در ساختار دفاعی ایران نشده و تجربه درگیری، سطح هماهنگی نیروهای مسلح را افزایش داده است.
از این منظر، نشست اخیر یک پیام مهم دیگر نیز برای آمریکا دارد. اگر واشنگتن در عملیات علیه جمهوری اسلامی ایران نقش مستقیم یا پشتیبانی مؤثر داشته باشد، نمیتواند انتظار داشته باشد نیروها، پایگاهها و زیرساختهایش در منطقه از پیامدهای رویارویی مصون بمانند. به عبارتی حضور نظامی آمریکا در منطقه، در محاسبات دفاعی ایران یک متغیر مستقل از تحولات میدان نیست.
در نهایت، معنای اصلی این نشست را باید در تثبیت یک اصل جستوجو کرد: تعرض به ایران با پاسخ پراکنده مواجه نخواهد شد. ارتش و سپاه، با حفظ مأموریتها و ساختارهای مستقل خود، مجموعهای از ظرفیتهای مکمل را در اختیار دارند که میتواند در صورت تهدید، در قالب یک پاسخ هماهنگ وارد میدان شود. پیام این جلسه برای دشمن روشن است؛ آغاز درگیری ممکن است در اختیار مهاجم باشد، اما شکل، دامنه و هزینه پاسخ، قطعاً در اختیار او نخواهد بود.
@e_beman
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌به انتقام کوهستک...
@e_beman
حساب شهریور ایران از دلار نفتی سرریز شد
🔹درآمد نفتی شهریورماه ایران از ۲.۵ میلیارد دلار گذر کرد. پیش از این در ۵ ماه ابتدایی سال بیش از ۱۰ میلیارد دلار از فروش نفت وارد کشور شده بود.
🔹با درآمد وصولی شهریورماه، دست دولت برای اقدام اقتصادی نظیر افزایش مبلغ کالابرگ باز میشود.
@e_beman