eitaa logo
انقلابی بمانیم ثامن الائمه
10.6هزار دنبال‌کننده
18.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
3هزار فایل
ارتباط باما ۰۹۱۵۳۰۳۳۶۷۸ https://eitaa.com/joinchat/3854106624Cf45f39fbd0 🚨 گروه اندیشه ورزان خراسان رضوی وابسته به ڪانال نخبگانی انقلابے بمانیم ثامن‌الائمه(👇) 🆔 eitaa.com/joinchat/1422655548C96e48cff85
مشاهده در ایتا
دانلود
حرف روز بازتاب شکست استراتژیک ترامپ در سبد رأی ۲۰۲۶ ✍ مهدی نیک بین     به طور کلی سیاست داخلی و بقای نخبگان حاکم، پیوندی ناگسستنی با پیامدهای مادی و هزینه‌های ساختاری سیاست خارجی دارند. دولت دونالد ترامپ با آغاز تجاوز نظامی به ایران (عملیاتی موسوم به «خشم حماسی») با خطای محاسباتی در چارچوب انگاره «جنگ کوتاه‌مدت و کم‌هزینه»، ساختار موازنه قدرت داخلی آمریکا را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ در معرض فروپاشی قرار داد. شکست در این کارزار را می‌توان در سه فاز راهبردی تبیین کرد:   فاز اول؛ خطای ضربه برق‌آسا و بن‌بست بازدارندگی است. ترامپ با وعده اتمام بحران در بازه ۴ تا ۵ هفته، تهاجم همه‌جانبه‌ای را آغاز کرد؛ اما ناکامی در خلع سلاح یا تحمیل تسلیم به جمهوری اسلامی ایران، عملیات را به جنگی فرسایشی بدل ساخت. پنتاگون با اعمال سیاست بایکوت و پنهان‌کاری آماری در سامانه‌هایی نظیر DCAS، سعی در مدیریت افکار عمومی داشت، اما گزارش‌های درزیافته از افزایش تلفات نیروهای رزمی و پنهان‌سازی تلفات پایگاه‌هایی چون کمپ بویهرینگ، مشروعیت امنیتی کاخ سفید را از میان برد؛ چنان‌که طبق نظرسنجی‌ها، تنها ۳۶ درصد جامعه عملکرد ترامپ در مدیریت جنگ را تایید می‌کنند و ۵۲ درصد آن را اقدامی فاقد ارزش می‌دانند.   فاز دوم؛ بحران گلوگاه ژئواکونومیک و استیصال در تنگه هرمز است. تلاش ناکام ناوگان پنتاگون برای تأمین امنیت تردد و تحمیل نظم تک‌قطبی بر تنگه هرمز، جریان روزانه نفت را با بحران مواجه کرد. اثر وضعی ناامنی در این آبراهه استراتژیک، با انتقال شوک به بازارهای انرژی نمایان شد؛ قیمت بنزین در آمریکا به مرز ۴.۵ دلار و گازوئیل به ۶.۵ دلار در هر گالن جهش یافت. نرخ بهره وام مسکن نیز در اثر موج تورمی به ۷ درصد رسید تا هزینه‌های جنگ مستقیماً به سبد معیشت شهروندان این کشور تحمیل گردد.   فاز سوم؛ گسست پیوند حزبی و واگرایی انتخاباتی است. ناکارآمدی ساختاری، شکاف عمیقی در اردوگاه جمهوری‌خواهان ایجاد کرد. سقوط رضایت از ترامپ به ۳۳ درصد و افت تأیید عملکرد او در هزینه‌های زندگی به ۱۷ درصد طبق نظرسنجی‌های رویترز و ایپسوس، نامزدهای کلیدی حزب در ایالت‌های رقابتی نظیر آیووا، میشیگان و اوهایو را وادار به حذف نام و تصاویر ترامپ و اعلام برائت علنی از جنگ کرد. این واگرایی تا جایی پیش رفت که بر اساس مدل‌های انتخاباتی دانشگاه کرنل، شانس دموکرات‌ها برای تصاحب مجلس نمایندگان به حدود ۸۰ درصد رسیده است.   حال با توجه به موارد بیان شده، در چارچوب منطق علی اقتصاد سیاسی، تقابل با ایران به کاتالیزور فرسایش پایگاه زیست‌سیاسی نومحافظه‌کاران تبدیل شده است. ناتوانی ترامپ در کنترل تنگه هرمز، کالایی‌شدن هزینه‌های ژئوپلیتیک را به صورت جهش قیمت سوخت و تورم ساختاری به جامعه آمریکا تحمیل کرد. این گره‌خوردگی میان شکست میدانی و فشار معیشتی، نه تنها توانایی بازتولید هژمونی خارجی آمریکا را سلب نموده، بلکه با متلاشی کردن همبستگی حزبی جمهوری‌خواهان، ساختار حاکمیت یکپارچه واشنگتن را به سوی پذیرش یک شکست قطعی در انتخابات نوامبر هدایت کرده است. @e_beman
گزارش روز 🔰تیغ دلار بر گلوی نفت عراق ✍ علی فاتح       بیش از دو دهه از اشغال نظامی عراق می‌گذرد، اما هنوز تمام درآمدهای نفتی این کشور پیش از رسیدن به بغداد، سر از خزانه‌داری نیویورک درمی‌آورد. واشنگتن این سازوکار را در آغاز برای محافظت از دارایی‌های عراق در برابر طلبکاران طراحی کرد، اما امروز از آن به‌عنوان ابزاری برای خفه‌کردن اقتصاد بغداد و وادار کردن این کشور به همراهی با تحریم‌ها و تقابل با جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند. ریشه این ساختار به اردیبهشت ۱۳۸۲ بازمی‌گردد، زمانی که بر اساس قطعنامه ۱۴۸۳ شورای امنیت، تمام عواید نفتی عراق به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز شد. اگرچه چتر نظارتی سازمان ملل در سال ۲۰۱۱ متوقف شد، آمریکا جریان درآمدها را در فدرال رزرو نگه داشت و حساب تازه‌ای با عنوان «IRAQ2» افتتاح کرد که پول نفت ابتدا به آن واریز و سپس به بانک مرکزی عراق منتقل می‌شود.   با این تغییر، مصونیت حقوقی بین‌المللی عراق از میان رفت و حفاظت از دارایی‌ها به فرمان‌های اجرایی سالانه رئیس‌جمهور آمریکا وابسته شد. این چالش در فروردین امسال با توقیف موقت محموله‌ای حدود ۵۰۰ میلیون دلاری آشکار شد. معین الکاظمی، عضو پیشین کمیسیون دارایی پارلمان عراق، این اقدام را نقض آشکار حاکمیت مالی و سیاسی کشورش خواند. اگرچه ارسال محموله بعداً از سر گرفته شد، اما این رویداد نشان داد که واشنگتن چگونه از وابستگی مالی به‌عنوان سلاحی سیاسی علیه ملت‌ها استفاده می‌کند.   این ساختار هم‌زمان با تشدید رویارویی آمریکا با ایران، اهمیتی مضاعف یافته است. پیوندهای گسترده تهران و بغداد، سیستم مالی عراق را به میدان جنگی حساس برای واشنگتن تبدیل کرده تا مانع عبور دلار به ایران شود. پس از فشارهای پیاپی، بغداد در اوایل سال ۲۰۲۵ «حراج روزانه دلار» را متوقف کرد، اما اهرم واشنگتن به محموله‌های فیزیکی اسکناس دلار بازمی‌گردد که برای ارسال نیازمند چراغ سبز کاخ سفید هستند؛ اسکناس‌هایی که از محل فروش نفت خود عراق تأمین می‌شوند.   در این میان، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان همسایه و شریک راهبردی عراق، از این وابستگی زیان می‌بیند، زیرا واشنگتن با کنترل دلارهای نفتی، مانع گسترش تجارت آزاد تهران و بغداد می‌شود و به بهانه تحریم، به بازار عراق فشار می‌آورد. کارشناسان راه رهایی عراق را تنوع‌بخشی تدریجی می‌دانند: حساب‌های مستقل در اروپا و شرق آسیا، فروش ۱۵ تا ۲۰ درصد نفت با یورو و یوان، و گسترش پیوندهای کارگزاری. چنین مسیری، هم استقلال بغداد را تقویت می‌کند و هم زمینه همکاری اقتصادی گسترده‌تر با ایران را فراهم می‌سازد.   آنچه این معادله را پیچیده‌تر می‌کند، مقاومت ساختارهای وابسته در داخل عراق است. بخشی از نخبگان سیاسی و اقتصادی بغداد که سال‌ها از این سیستم دلاری منتفع شده‌اند، در برابر هرگونه تغییر مقاومت می‌کنند، زیرا خروج از فدرال رزرو را نه یک فرصت برای استقلال، بلکه تهدیدی برای منافع خود می‌بینند. در مقابل، جریان‌های مردمی و گروه‌های مقاومت عراقی که خواهان قطع وابستگی به واشنگتن هستند، این ساختار را بازمانده دوران اشغال می‌دانند و بر ضرورت بازگرداندن حاکمیت مالی به بغداد تأکید می‌کنند. تقویت این جریان‌ها، به‌ویژه در همسایگی جمهوری اسلامی ایران، می‌تواند موازنه قدرت منطقه‌ای را به نفع محور مقاومت تغییر دهد و مسیر همکاری‌های راهبردی تهران و بغداد را هموارتر کند @e_beman