حرف روز
🔰کار خوب را باید تشویق کرد!
✍ رامین نصیری
در شرایطی که کشور با آثار و تبعات جنگ و همچنین فشارهای اقتصادی ناشی از آن دست و پنجه نرم میکند، یکی از مهمترین مسائلی که باید مورد توجه قرار بگیرد نحوه عملکرد دستگاههای مختلف در مواجهه با مشکلات و گرفتاریهای مردم است. در این میان، شهرداری تهران در جریان جنگ و پس از آن، مجموعهای از اقدامات را در دستور کار قرار داده که اگرچه برخی از آنها شاید قابل نقد و بررسی باشد، اما اصل ورود مدیریت شهری به میدان خدمترسانی و تلاش برای کاهش فشار از روی مردم را نمیتوان نادیده گرفت و لازم است تا کارهای خوب شهرداری تهران دیده شده و مورد تقدیر و تشویق هم قرار گیرد.
بهرحال در جریان دو جنگ تحمیلی دوم و سوم، شهرداری تهران علاوه بر اداره امور معمول شهری، در حوزه اسکان و بازسازی آسیبدیدگان وارد عمل شده و توانست تا برای بیش از پنج و نیم هزار واحدی که در طول جنگ خسارات و آسیبهای جزئی و عمده دیده بودند، عملیات های بهسازی و بازسازی را انجام دهد. همچنین طرحهای مختلف مدیریت ترافیک همانند رایگان کردن هزینههای تردد با مترو و اتوبوسهای بی آر تی، از دیگر اقدامات مدیریت شهری شهرداری تهران بود که علاوه بر کاهش هزینه رفتوآمد شهروندان، در شرایط محدودیت تایمن سوخت، آثار مستقیمی بر مصرف سوخت و صرفهجویی روزانه حدود سه میلیون لیتر بنزین داشت.
در ادامه مجموعه اقدامات مثبت شهرداری تهران، طرح تورم صفر برای دوازده قلم کالای اساسی به مدت شش ماه با هدف جلوگیری از آسیبهای معیشتی مردم در خلال نوسانات قیمتی کالاهای اساسی را شاهد هستیم. طرحی که از چند روز پیش اجرا شده است و فصل تازهای از خدمت گزاری را در شهرداری تهران برای دوران پساجنگ باز کرده است. هر چند که البته طبیعتاً انتقاداتی هم شاید بتوان به مجموع این طرحها وارد ساخت و در رابطه با مسائلی مانند ضرورت طی شدن مسیرهای قانونی، منابع مالی و نحوه تأمین هزینهها پرسشهای مهمی را مطرح کرد اما، در این وانفسا که کشور در شرایط ویژهای قرار دارد و مردم هم ناگزیر با اثرات اقتصادی و نوسانات قیمتی مواجه هستند، اصل تلاش شهرداری برای خدمت رسانی و باز کردن گرهی از مشکلات مردم قابل تقدیر و تشکر است و نباید حتی بعضاً نگاههای جناحی یا حزبی هم باعث شود که صرفاً زبان به نقد گشوده و کار خوب را تشویق نکنیم. بهرحال تجربه جنگ نشان داده است که در شرایط بحران میتوان و بهتر است تا هر گونه اختلافات جناحی و حزبی را کنار گذاشته و از ظرفیتهای موجود برای حل مسائل مردم استفاده کرد؛ مردمی که پای کار نظام بودهاند و دشمنان را مایوس و خوار و ذلیل ساختهاند و قطعا هم شایسته خدمت گزاری صادقانه و مخلصانه هستند.
@e_beman
گزارش روز
🔰رد پای صهیونیستها در سیاست آمریکای جنوبی
✍ بهرام بختیاری
برگزاری انتخابات ریاستجمهوری برزیل و حضور پررنگ یک کاندیدای طرفدار صهیونیسم در رقابت ریاستجمهوری این کشور، بهانهای شد تا بار دیگر نقش و نفوذ جریان فاسد صهیونی را در سیاست کشور های آمریکای جنوبی مورد بررسی قرار دهیم. در ماههای اخیر، مجموعهای از تحولات پیدرپی در روابط ایران با کشورهای این قاره رخ داده است. پرو روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد و پس از آن کلمبیا تحت هدایت یک دولت افراطی در شهریور ماه رسماً به روابط دیپلماتیک خود با کشورمان پایان داد. همزمان، آرژانتین و شیلی سفارت خود در تهران را تعطیل کردند. این توالی، این پرسش را پیش میکشد که آیا با مجموعهای از تصمیمهای مستقل مواجه هستیم یا باید آنها را در چارچوب تغییری گستردهتر در فضای سیاسی و دینی آمریکای لاتین بررسی کرد؟!
یکی از زمینههای مهم این تحولات، روی کار آمدن جریانهای راستگراست، اما راست آمریکای لاتین صرفاً یک راست سیاسی یا اقتصادی نیست، بلکه راستی ایدئولوژیک و دینی است. در این میان، گسترش اونجلیکالیسم و بهویژه جریانهای مسیحی صهیونیستی اهمیت ویژهای پیدا میکند. مواضع آشکار رئیسجمهور آرژانتین که در اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد افتخار میکند صهیونیستترین رئیسجمهور جهان است، یکی از نمودهای این تغییر است.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که رشد کلیساهای اونجلیکال و افزایش وزن اجتماعی و سیاسی آنها را نیز در نظر بگیریم. این جریان تنها یک نیروی دینی نیست، بلکه از شبکههای گسترده اجتماعی، آموزشی و سیاسی برخوردار است و با توجه به جایگاه اونجلیکالها در ساختار سیاسی ایالات متحده، بهویژه در دوره کنونی دولت ترامپ، احتمال تداوم و گسترش تأثیر آن در سالهای آینده وجود دارد. اونجلیکالیسم پیوندی عمیق با تحولات دینی و اجتماعی آمریکا دارد و عملاً در خدمت منافع و سیاست آمریکا است. از سوی دیگر، آمریکای لاتین همواره برای واشنگتن از اهمیت راهبردی ویژهای برخوردار بوده است. در کنار آن، ضعفهای تاریخی کلیسای کاتولیک نیز زمینهای مساعد برای پیشروی کلیساهای اونجلیکال فراهم آورده است. کلیسای کاتولیک با آیین اروپایی وارد این قاره شد که با جهان فرهنگی بومیان فاصله داشت و پس از سرکوب الهیات آزادیبخش از سوی واتیکان، خلأ آن را جریانهای اونجلیکال پر کردند.
بخش دیگری از مسئله به تصویری بازمیگردد که برخی جریانهای اونجلیکال از ایران ارائه میکنند. در این روایت، ایران نه صرفاً مخالف رژیم صهیونی یا صهیونیسم، بلکه کشوری ضدیهودی معرفی میشود. مقابله با چنین تصویری نیازمند دیپلماسی عمومی و دینی فعالتری است. ارتباط با یهودیان غیرصهیونیست و بهویژه جامعه یهودیان ایران، معرفی سابقه دیرینه حضور یهودیان در ایران، میراث تاریخی آنان و جایگاه ایران و پادشاهان هخامنشی در عهد عتیق، میتواند بخشی از این روایت متفاوت باشد. اما متأسفانه این واقعیتها آنگونه که باید بازتاب پیدا نمیکند. برای مثال، حمله هدفمند رژیم صهیونی به یک کنیسه یهودیان در تهران مسئله بسیار مهمی بود، اما به اندازه اهمیتی که داشت، درباره آن صحبت و توضیح داده نشد.
در ایران آثار تاریخی یهودی فراوانی وجود دارد؛ آرامگاه دانیال نبی در شوش، بناهای منسوب به پیامبران بنیاسرائیل در اصفهان و همدان و کنیسههای قدیمی متعدد. تلمود بابلی در قلمرو ایران ساسانی پدید آمد و هویت یهودیان ایران جزئی از تاریخ ماست. همین امروز، پرشمارترین اقلیت یهودی منطقه غرب آسیا پس از رژیم صهیونی در ایران زندگی میکند. برای مقابله با این وضعیت، ایران نیازمند راهبردی چندلایه است: فعالسازی دیپلماسی دینی و عمومی، گفتوگو با طیفهای معتدلتر اونجلیکال و یهودیان غیرصهیونیست، تولید محتوای حرفهای به زبانهای انگلیسی، اسپانیایی و پرتغالی، ایجاد شبکهای از رسانههای همسو در آمریکای لاتین، استفاده از ظرفیت دانشگاهها برای تولید پژوهشهای معتبر درباره تاریخ یهودیان در ایران، تقویت ارتباط با نخبگان منطقه، بهرهگیری از سازمانهای بینالمللی برای مستندسازی واقعیتهای جامعه یهودیان ایران، پرهیز از گسترش بیضابطه روابط دیپلماتیک و تمرکز بر کشورهایی با ظرفیت پایدار، و در پیش گرفتن رویکردی فعال به جای واکنشی. اگر این راهبردها منسجم اجرا شود، میتوان از نفوذ بیشتر اونجلیکالها جلوگیری کرد و تصویر واقعی ایران را به جهانیان نشان داد.
@e_beman