برای حفظ دوستی، حذف شخصیت نکردیم و به هم باج «هرچه بخواهی، همان درست است» ندادیم! ما هر دو تغییر کردیم، فراوان، اما هرگز شبیه هم نشدیم...
این راز بزرگ و محور اساسی دوستی ما بود...
یکی در دیگری مستحیل نشد و یکی نکوشید
که در راه تکدی دوستی، خویشتن خویش
فرو بگذارد...
مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی میآورد!
و حقارتها را از روح انسان بیرون میکند :)
#کتاب شهرخدا #استاد_پناهیان
دکارت یه جایی میگفت:
آشپزی میتونه مثل نقاشی باشه؛
چون هر دوشون تلفیقی از نظم، خلاقیت
و لذت لحظهان...
این نگاه خیلی فراتر از آشپزیه
یعنی هر فعالیتی که تو رو کامل درگیر کنه
و از محیط جدا کنه،
یه جور هنر محسوب میشه :)
دو سه روزی میشد که یکی از دانش آموزام غایب بود، از بچهها سراغشو گرفتم، گفتن:«
چند روز برا عروسی فامیلشون رفته شهرستان..»
_گفتم: خب خداروشکر مریض نشده باشه...
برا عروسی اشکال نداره :)
یکی از بچهها با تعجب گفت ولی همه معلما میگن فقط باید مریض بشید که غیبت کنید برعکس شما...
خیلی حرفش درد داشت
نمیدونم چیشد اینجوری شد،
نمیدونم کجای راهُ اشتباه رفتیم که
بچهها برای دوری از تنبیه و مؤاخذه نه تنها تصمیم به کتمان خوشیهاشون گرفتن بلکه در خیلی از اوقات باید یه ناخوشی غیرحقیقی رو جایگزینش کنن تا نبودشون از نظر نظام آموزشی،
توجیه پذیر باشه...
بنظرم ذاتا انتخاب بچهها در موقعیتهای مختلف بخاطر روح لطیفی که دارن راستی و صداقته اما این ماایم که با حرفهامون، رفتارامون و مجموعا قوانین سختگیرانهمون
بستر دروغُ براشون فراهم میکنیم...
و این اصلا خوب نیست!
پ.ن: باید تغییر کنیم، تغییر بدیم!
#جانیار
#اثرپروانهای