ابتهال؛🇮🇷
تا ابد آغوش درمانی>>>
اونجا که سیدتقی سیدی میگه:
چرا شرحی به معنای فراموشی نمیبینم؟
تنم محتاج آغوش است و آغوشی نمیبینم...
با یه نوجوونی حرف میزدم که چندبار تا دم اقدام به خودکشی رفته بود
یجوری از اقدام به مرگ باهام حرف میزد که انگار ساده ترین کار ممکن براش بود...
وقتی از زندگیش و شرایطش بهم گفت
خیلی خودمُ کنترل کردم که گریه نکنم
و قربانی شرایطی بود که خودش هیچ نقشی توش نداشت...
متاسفانه قربانی خشونت پدر و مادرش بود
بدیشم این بود چون در مقام شاگردم بود و کمبود محبت شدید رو تجربه کرده بود
نمیتونستم بغلش کنم...
وابسته میشد...
خانوادهشم قبول نمیکردن که پیش مشاور بره
چون پدرش میگفت مشاور به هیچ دردی نمیخوره من خودم مشاور یه مملکتم...