تو از قهوه به رنگِ چشمِ من تمثیل میبافی
و من از اعتیادم به نگاهت چای میریزم ☕️:)))
و رفتم بیخدا باشم، برایِ بودنِ با تو...
تو رفتیُ خدایی میکند بُعدِ غمانگیزم :)
مَنَم را؟ نه! تَنَم را؟ نه! وطن را هدیهات کردم!
تو با قلبم چهها کردی که از بیگانه لبریزم...
زمان:
حجم:
992.9K
زمانی که دستههای سینه زنی تو صحن قدس شروع به خوندن میکنن...
تنها جاییِ که دلم میخواد پسر باشم :)!
پ.ن: به یادتونم