eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
904 دنبال‌کننده
157 عکس
25 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
رسول‌خدا بود و علی. عده‌ای از مهاجرین و انصار هم بودند. حسن، از دور می‌آمد. رسول‌خدا او را دید. فرمود: «حسنم را ببینید! جبرائیل هدایتش می‌کند، میکائیل هوایش را دارد، او پاره‌ی تن من و روح و روان من است، او سبط اکبر من است. پدرم به فدایش باد!»
شب‌های‌حوّا.
ای سلطان مهربان اقلیم عرش برین، و ای مظهر اعظم جلال و غربت الهی. ای صبورترین سپه‌سالار و شوالیه‌ی آسمانی، ای که زهر جفا را چون شرابی تلخ و مقدس در جام سکوت سرکشیدی، تا محراب سینه‌ات از زهر نزدیک‌ترین کسانت پاره‌پاره شود. به آن مزار خاکی و بی‌سایبانت سوگند، به آن شکوه پنهان در دل تاریکی بقیع که در محاصره‌ی آفتاب بی‌رحم، ساکت و تنها ایستاده است. در این سرمای استخوان‌سوز روزگار، روان تاریک و خسته‌ام را پناه ده. من، زائر بی‌نفس کوچه‌های مه‌گرفته‌ای هستم که فانوس امیدم سوسو می‌کند و زره‌ام از اندوه و گناه، پاره پاره شده. ای کریم سبزپوش مهربان‌دل، دست مجروحم را بگیر و از دل این تاریکی و طوفان عبورم ده. نگاهی به این قلب زنگارگرفته و بی‌کس بینداز، که روانم در این ظلمت، جز آستان پردرد تو، هیچ محرابی برای رستگاری نمی‌شناسد. آمین.
هدایت شده از نخستین گناه
Our holy JesusMesle-baran-Mesle-baran-مثل-باران-مثل-باران.mp3
زمان: حجم: 8.2M
شنبه. بیست تیر. حیاط خونه شمال زیر درخت بید. میدونم گلشید
Esperanza2_5359396767613868503.mp3
زمان: حجم: 6.1M
نخستین گناه ما هرگز نامقدس نبود.
هدایت شده از 幻
شب‌های حوّا از گلشید رو که چک می‌کنم متوجه میشم من هیچوقت حوّا نبودم. دیگه خودمو تو گیم Eve معرفی نمی‌کنم. من حتی سیب هم نیستم. نهایتا یه درخت معمولی تو اون پشت مشت‌ها هستم که آدم و حوّا توجهی بهش نکردن
شب‌های‌حوّا.
شب‌های حوّا از گلشید رو که چک می‌کنم متوجه میشم من هیچوقت حوّا نبودم. دیگه خودمو تو گیم Eve معرفی نم
از سرور و مولای‌مون، امام باقر نقل شده روزی حضرت رسول‌خدا که سلام خدا و ملائکه‌اش بر هر دوی آنان باد، در میان گروهی از اصحابش فرمودند: «بار خدایا! برادرانم را به من بنمایان (و مرا با آنان روبه‌رو کن)» و این‌رو دوبار تکرار کردن. اصحاب گرداگرد ایشان گفتن ای رسول‌خدا، آیا ما برادران شما نیستیم؟ حضرت فرمودند: «خیر، شما اصحاب من هستید. برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان می‌آورند در حالی که مرا ندیده‌اند. ایستادگی و نگهداری دین در میان آنان، سخت‌تر از کندن خارهای درختِ قتاد با دست در شب تاریک است. آنان چراغ‌های هدایت در تاریکی‌های شب فتنه‌اند.» و هم‌چنین از حضرت خاتم‌الانبیا، رسول مطهر و مقدس خدا نقل شده که: «خوشا به حال شکیبایان در دوران غیبت او. خوشا به حال آنان که بر دوستی و محبت او استوار می‌مانند. آنان کسانی هستند که خداوند در کتابش وصفشان کرده و فرموده است "هدایتی است برای پرهیزکاران، آنان که به غیب ایمان می‌آورند"» و من می‌گم عرفانه، این شوقی که تو داری برای دیدن نور، برای دنبال کردن نور، هرگز از دیدگان پدر و مادرمون، آدم و حوّا پنهان نمی‌مونه. تو باعث افتخار مادرت حوّایی. کسی‌ که این‌جاست و سعی داره حتی کمی، تنها قدمی برداره در راه منجی عالم بشریت که بشارتش رو خداوند از روز ازل به خلقت داده، توسط خود پنج نور مقدس خداوند در آغوش کشیده شده. چه برسه به آغوش حضرت و جناب آدم و حوّا علیهم‌السلام. و من این‌جا نشستم و باید غبطه بخورم به حال تو، به شوق تو، که اگر دنبال همین شوق بری به‌خدا که رستگار می‌شی عرفانه.
شب‌های‌حوّا.
چون آدم وارد بهشت شد، استیحاش داشت و از تنهایی وحشت نمی‌نمود، زیرا جلیس و همسری نداشت. خسته و فرسوده شد. خداوند خواب را بر او مسلط کرد. فالقی الله تعالی علیه النوم. آدم، به‌‌خواب رفت. پاسی گذشت. بیدار شد. دید زنی نورانی، لباس حوریه پوشیده سر او را به دامان گرفته. آدم پرسید تو کیستی؟ زن زیبا پاسخ داد نام من حوّاست. آدم پرسید راست می‌گویی؟ حوّا جواب داد آری، زیرا از موجودی زنده و حی آفریده شدم. فرشتگان آیه‌ی هو الذی خلقکم من نفس واحده را زمزمه کردند. بهشت جان گرفت.