شبهایحوّا.
یکسال پیش همین موقعها به عنوان یک ممبری که چنلش رو دنبال میکرد، خیلی بیدلیل توی مشايه یادش افتادم. شب، توی موکبی خلوت با بدنی خسته. هرگز فکر نمیکردم امسال اربعین من و اون باشیم و شبهای درازی از خاطره. از "من اینجام"، چفیهی قرمز، کیف فیروزهای، میکائیل، "سوپرنچرال چند فصل بود؟"، "فندک افتاد" و از شبهای درازی دعا و شمع.