eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
369 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
4_6030613840020899638.opus
354.7K
‍ گلی گم کرده ام گلی گم کرده ام در این گلستان الهی که شوم او را به قربان گل من رنگ سرخ ولاله گون داشت گلم صدپاره پیکرغرق خون داشت گلم رادست گلچین سر بریده تنش را سُمِّ مرکب ها دریده گلی که می نمایم جستجویش تمام کربلا پُر شد ز بویش گل من عالمی را نورعین است گلم فرزند پیغمبر حسین است مرا این گل بُوَد جان برادر ز داغش می زنم بر سینه وسر برادرجان ببین درشوروشینم بدنبال تو می گردم حسینم دراین گودال خون هرسو روانم به لب آمد ز دوری تو جانم گل گم گشته ام،خواهر فدایت صدایم کن به قربان صدایت حسین جانم ز دوری تو ای داد ببین زینب به هِق هِق کردن افتاد نفس بند آمده بین آه آهم کجا افتاده ای تو ای پناهم دلم خواهد درآغوشت بگیرم سرم رو سینه ات باشد بمیرم ز خیمه تا به اینجا را دویدم صدایم کن حسین دیگر بُریدم صدایم کن رسد بوی تن تو دلم شد تنگ خواهر گفتن تو شنیدم گفته بودی یا اُخَیّـه سرت کو،پس چسان گفتی اِلَیّـه؟ فدای تو شوم ای نور دیده یقین خواندی ز رگهای بُریده دگر بند دلم را پاره کردند مرا با کُشتنت بیچاره کردند برادر جان اگر رنگم پریده تو را زینب هنوز بی سرندیده الهی کور می بودم برادر نمی دیدم تو رادرخاک بی سر حسین جانم ببخشا خواهرت را کمی دیر آمدم بردند سرت را گمان من نبوده وقت پیری تو بر نیزه روی من هم اسیری چقدر اینجا کنار تو برادر رسد بویی شبیه بوی مادر اگر مادر کنارت امشب آمد بگو که جان زینب بر لب آمد بگو که تازیانه خورد زینب هزاران بار اینجا مُرد زینب بگو«مداح» باسوز دل و درد که هجران حسین بیچاره ام کرد
4_5954196905717143336.mp3
3.68M
بیا ای آخرینه آل یس ... . بیا ای آخرینِ آل یاسین  یابن زهرا اَغثنی یا غِیاث المُستغیثین  یابن زهرا بیا یکدم نوازش کن گدای بی نوارا بیاو لحظه ای با جمع ما هم کن مدارا به فریاد دلم رس     ندارم غیر توکس دعا و آرزویم         بود وصل تو و بس بود روز و شب.  مرا ذکر لب   دعا بهر ظهورت نظرکن دگر   زلطفت مگر    کنم درک حضورت ـ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ــ✦ شفای سینه مجروح زهرا کی می آیی برای انتقام ای روح زهرا کی می آیی دل من بر سر کوی تو دارد آشیانه نمیدانم چرا ازمن نمیگیری نشانه شده دل بی قرارت     کنم جان را نثارت بسوزم هرشب وروز       زداغ انتظارت امید دلم  غمت مشکلم  سرور قلب مایی ببین آه ما.  تویی ماه ما   دراین شام جدایی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️ شاعر: .
. عمـو عبـاس علمـداری کن عمـه زینـب را بیا یـاری کـن بــاز زجـر آمــده سیلـی بـزند حرمم در خطر است کـاری کـن ✍ .
. باز لبریز درد و غم شده ایم خسته از داغ ِ دم به دم شده ایم ای پناه حرم به داد برس همه دلواپس حرم شده ایم ✍ .
. خوبه که برای حفظِ حرمش دعا بخونیم برا دردامون ، الهی عظم البلا بخونیم ناامید نمیشه هر کی که دلش خونه ی یاره ولی از سوزِ خبرها بارون چشما می باره کار ما این شب و‌ روزا بغضه و گریه و ناله ست تموم دلواپسی مون حرم خانوم سه ساله ست ✍ .
راه زهرا.mp3
1.15M
راهی که انتخاب کردیم غریبی و تنهاییه مثل علی غریب بودن تهش پر از زیباییه سخته تنهایی ، وسط غم ها باید علم به دوش باشی ، یکه و تنها جرمت این باشه ، پای حق موندی شهید بشی پشت در ، شبیه زهرا می‌مونیم مثل زهرا پای علی تو خطر ها درسته تاوانی داره پای امام و دین موندن چی بهتر از این تاوانه تو راه فاطمه مردن پای حق موندن ، آره آسون نیست هرکسی هم توی این راه ، مرد میدون نیست مثل مایی که ، یار مولاییم توی این دنیا شیعه ، که فراوون نیست می‌مونیم مثل زهرا پای علی تو خطر ها .
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
نوره رب جلی عشق لم یزلی ای بی بدل علی ، حیدر ، حیدر، حیدر مولا و سرورم ای شاه و رهبرم شاه بیت دفترم، حیدر ، حیدر ،حیدر زینته هر منبر حیدره محشر حیدره قدرت هر لشکر حیدره برتر حیدره هوالحق،مع الحق ،باور حیدره ای مسیر و ای هدف امیر لا کشف، شاهنشاه نجف ، مولا حیدر ای تو حلم شهریار خیر بی شمار شأن ذوالفقار، مولا حیدر علی مولا ، علی مولا با نام مرتضی کرار لا فتی استاد انبیا،مولامولا مولا اسطوره شرف دل در شور و شعف روزیم کن یه نجف،مولا مولا مولا فاتحه هر میدان یا علی قرآن یا علی نشانه ایمان یا علی میزان یاعلی تو مولا ، تو آقا ،جانان یا علی انت قرآن مبین امیر مونینین تویی حق و یقین مولا حیدر ای وصی مصطفی علیه مرتضی امیر لافتی مولا حیدر شاعر :سید سامین حسینی ،بهروز غفاری
. شب روضه‌ست و باز در ذهنم روضه‌هایی شدید می‌آید باز تیری سه شعبه دنبال یک گلوی سپید می‌آید باز با قصد غارت خیمه دست‌هایی پلید می‌آید باز هم شمر جانب گودال پی قطع ورید می‌آید ✍ .
4_5956545685892380175.mp3
5.72M
. و . امشب. می خوام. با گریه هام قیامتی. به پا کنم. امشب می خوام. تا خود صبح. اسم تورو صدا کنم امشب می خوام برات بابا یه کمی درد و دل کنم. حالا که پیشم اومدی. سفره دل رو وا کنم. هر کی اومد از راه من و هی می زدش. بابا.   بابا.   هر کی اومد ناسزا. بود روی.  لبش بابا.   بابا.   رو پهلو مام. جا مونده جای. لگدش بابا.   بابا.  زیر ه. لگد ها نفسم. بند اومدش. بابا.  بابا.   نمونده جای سالمی بابا جونم. روی تنم بر اثر ناریونه. زخم. و کبوده بدنم. دندون ندا رم. که واست حتی یه کم. حرف. برنم نمونده.  دندونی دیگه.  می بینی توی دهمم‌ بعد تو و بعد عموم زدن من و. بابا. بابا. بابا بابا تو کوچه و‌تو‌بازرا بردن من و بابا. بابا. به جرم این که اسم تو بردم فقط بابا بابا جواب و دادن. با سیلی و لگد. بابا. بابا کف پام‌ و ببین پر از ابله و جراحته اینا همه یادگاره  غریبیه و اسارته گوشواره ی یاد گاره تورو ازم دزدیدو و برد همون که از سفره تو یه عمریه نمک می خرد ببین خونه لخته ی مونده رو سرم.  بابا. بابا.  بابا. بابا. ببین  کبودیه زیره چشمه ترم بابا بابا بعد تو حرمله شدش  همسفرم تو بابا بابا به جای تو کیا بودن دور و برم بابا. بابا.
در مدح و مرثیه مادرم زهرا سلام الله علیها به امید نگاهی به فرزندش . خوشا زهرا که سیمای محمد بود قرآنش حسین اشکش، حسن صبرش، علی تنها علی جانش . خوشا زهرا که والا مادری مثلِ خدیجه داشت و زینب بود تصویرِ حیایش، شکلِ ایمانش . کنیزش فضه بود، آیات قرآن بر لبش جاری به تعبیرِ نبی "سلمان منا" بود سلمانش . کنیزی داشت اما باز کم‌تر زحمتش می‌داد کنیزی داشت اما پینه می‌بستند دستانش . چه بانویی که می‌چرخاند وقتی آسیابش را فلک انگار می‌چرخید دورِ گندمِ نانش . چه عطری داشت نانِ خانه‌ی زهرا که از بالا به شکلِ آدمی هر دم ملک می‌گشت مهمانش . یتیمی می‌رسید از راه، اسیری، گاه مسکینی که باشد تا ابد شرمنده‌ی ایثار و احسانش . به‌جز زهرای مرضیه مگر داریم در عالم که مثلِ "انما" از حق بیاید وحی در شانش؟ . در این عالم به‌جز زهرا مگر هم بوده بانویی که از خیلِ ملک باشند در انصار و اعوانش؟ . نبوده هیچکس مانند زهرا ورنه در دنیا هزاران بار می‌آمد اگر می‌رفت امکانش . محیطِ خانه‌اش مانندِ باغی بود، باغی که فقط حمدِ خدا می‌گفت هر برگِ درختانش . محیط خانه‌اش مانند ابری بود، ابری که صدف بود و پر از در نجف می‌گشت دامانش . و با او ذوالفقارِ حضرتِ مولا سخن می‌گفت که تیغ انگار هدهد می‌شد و زهرا سلیمانش . نه تنها ذوالفقارِ حضرتِ مولا که جبرائیل به زهرا حرف‌هایی از خدا می‌گفت و فرمانش . پر است از اتفاقاتی که در آینده می‌افتد عجائب‌نامه‌ای که "مصحفِ زهرا"ست عنوانش . کتابی که پر از احوالِ شاهان است در عالم و هر وقتی که لازم بود، می‌خواندند امامانش . کتابی که فقط قرآن از آن بالاتر است و بس کتابِ دیگری هرگز نشد هم سنگ و میزانش . اگر در داستانِ خود ببیند شخصِ زهرا را بیابد بهتر از صد آسیه موسیِ عمرانش . چرا از آه و از نفرینِ زهرا سخت ترسیدند اگر که بهتر از مریم ندیدند اهلِ نجرانش . اگرچه هجده سالش بود اما حضرتِ زهرا به عصرِ قبلِ حوا می‌رسید آغازِ دورانش . اگرچه هجده سالش بود اما حضرت آدم نبود و هم نخواهد بود جز طفلِ دبستانش . سرِ خوانِ عمل یا علم تا روز ابد باشند تمامِ عالمانِ با عمل از ریزه‌خوارانش . به مسجد می‌رود تا پس بگیرد حقِ حیدر را و می‌گوید خلافت را به مولایم بگردانش . به هنگامِ جدل با منطقِ آیاتِ قرآنی نباشد کس حریفِ ذوالفقارِ تیزِ برهانش . به هنگامِ جدل با حضرتِ زهرا حریفِ او چنان خس می‌شود هر دم سبک‌تر پیشِ توفانش . چنان می‌خواند از آیاتِ آن انگار قرآن را برای نصرت زهرا فرستاده‌ست یزدانش . فدک را غصب کرد آن فرد از انسیه حورا وگرنه در غضب هرگز نمی‌دیدند این سانش . فدک را پس گرفت از پیرمرد آن روز مرضیه ولی این قصه تلخ و تلخ‌تر گردید پایانش . که هنگامی که بر می‌گشت سوی خانه‌اش زهرا رسید از راه آن کودک‌کشِ معروفِ دورانش . سند را پاره کرد و روزگاران دید با حیرت که بی‌رحمانه سیلی می‌زند آن نامسلمانش . و سیلی صورتِ چون برگِ گل را می‌کند مجروح و مروارید اشکی می‌نشیند روی مژگانش . نمی‌بارد دگر ابری پس از این بر سرِ دنیا مگر رخصت بگیرد از دو چشمِ خیس و گریانش . به چشمِ دل تماشا کن زمین و آسمان سرخ است خداوندا! مگر خون می‌چکد از هر دو چشمانش . هزاران بار ابر آمد، هزاران بار سیل آمد فراموشِ زمین هرگز نشد اشکی چو بارانش . احمد شهریار ✍ .
. هنوز موسمِ روییدنِ دعای تو نیست سکوتِ شب اگر ای دوست، هم‌صدای تو نیست . اگر به تیر، اگر تور، اگر به تار، بیا بیا که گوشه‌ی تاریکِ عمر، جای تو نیست . و آن پلی که تو را می‌برد سوی معشوق صدای قلب شکسته‌ست، ربنای تو نیست . دلا، مترس ز نفرینِ ناحقِ دشمن مگر خدای حریفانِ تو خدای تو نیست؟! . مَلک به مُلکِ مَلِک گریه کرد و مِلکِ مَلِک که آنچه را به کف آورده‌ای، برای تو نیست . بمیرد آن دلِ غمگین که غافل است از تو بسوزد آن کفِ خاکی که در هوای تو نیست . در این زمانه کسی شهریار نیست اگر غلام و بنده و دل‌داده و گدای تو نیست .