eitaa logo
افـ زِد ڪُمیـلღ
1.5هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
5.1هزار ویدیو
206 فایل
"بہ‌نام‌اللّہ" اِف‌زِد‌⇦حضࢪٺ‌فاطمہ‌زهࢪا‌‌‌‌‹س› ڪمیل⇦شهید‌عباس‌دانشگࢪ‌‌‌‌‌‹مدافع‌حࢪم› -حࢪڪٺ‌جوهࢪه‌اصلۍ‌و‌گناه‌زنجیࢪ‌انسان‌اسٺ✋🏿 ‌‹شهید‌عباس‌دانشگࢪ› ڪپۍ؟!‌حلالت‌ࢪفیق💕 -محفل‌ها https://eitaa.com/mahfel1100 -مۍشنویم https://daigo.ir/secret/1243386803
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
السلام و علیک یا اباصالح المهدی💚✨ اللهم عجل لولیک الفرج 🤲🌱 @ef_zed_komeyl
الـسلامُ‌عـلَیـــڪ‌یاابٰـاصٰالِـحَ‌الــمَھـــــدے³¹³
راز سه شنبه شب های شهید تورجی زاده اولین روزهای سال 63 بود. نشسته بودم داخل چادر فرماندهی ،جوان خوش سیمایی وارد شد. سلام کرد و گفت : آقای مسجدیان نیرو نمی خواهی!؟ گفتم : تا ببینم کی باشه! گفت : محمـــد تــورجی ، گفتم این محمد آقا کی هست؟ لبخندی زد و گفت : خودم هستم. نگاهی به او کردم و گفتم : چیکار بلدی؟ گفت: بعضی وقت ها می خونم. گفتم اشکالی نداره ، همین الآن بخون! همانجا نشست و کمی مداحی کرد. سوز درونی عجیبی داشت. صدایش هم زیبا بود. اشعاری در مورد حضرت زهـــــرا سلام الله علیها خواند. علت حضورش را در این گردان سوال کردم. فهمیدم به خاطر بعضی مسائل سیاسی از گردان قبلی خارج شده. کمی که با او صحبت کردم فهمیدم نیروی پخته و فهمیده ای است. گفتم : به یک شرط تو رو قبول می کنم . باید بی سیم چی خودم باشی ! قبول کرد و به گردان ما ملحق شد.  ***   *   * مدتی گذشت. محمد با من صحبت کرد و گفت : می خواهم بروم بین بقیه نیروها. گفتم : باشه اما باید مسئول دسته شوی. قبول کرد. این اولین باری بود که مسئولیت قبول می کرد. بچه ها خیلی دوستش داشتند. همیشه تعدادی از نیروها اطراف محمـــد بودند. چند روز بعد گفتم محمـــد باید معاون گروهان شوی. قبول نمی کرد، با اسرار یه من گفت : به شرطی که سه شنبه ها تا عصر چهارشنبه با من کاری نداشته باشی! با تعجب گفتم : چطــور؟ با خنده گفت : جان آقای مسجدی نپرس! قبول کردم و محمد معاون گروهان شد. مدیریت محمد خیلی خوب بود. مدتی بعد دوباره محمد را صدا کردم و گفتم : باید مسئول گروهان بشی. رفت یکی  از دوستان را واسطه کرد که من این کار را نکنم. گفتم : اگه مسئولیت نگیری باید از گردان بری! کمی فکر کرد و گفت : قبول می کنم ، اما با همان شرط قبلی! گفتم : صبــر کن ببینم. یعنی چی که تو باید شرط بذاری؟! اصلا بگو ببینم . بعضی هفته ها که نیستی کجا می ری؟ اصرار می کرد که نگوید. من هم اصرار می کردم که باید بگویی کجا می روی؟ بالأخره گفت. حاجی تا زنده هستم به کسی نگو، من سه شنبه ها از این جا می رم مسجد جمکــــران و تا عصر چهارشنبه بر می گردم. با تعجب نگاهش می کردم. چیزی نگفتم. بعد ها فهمیدم مسیر 900 کیلومتری دارخــوئیــن تا جمکـــران را می رود و بعد از خواندنن نماز امام زمـــان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر می گرد. یکبار همراهش رفتم. نیمه های شب برای خوردن آب بلند شدم. نگاهی به محمــد انداختم. سرش به شیشه بود. مشغول خواندن نافله بود. قطرات اشکـــــــ از چشمانش جاری بود. در مسیر برگشت با او صحبت می کردم. می گفت: یکبــــار 14 بار ماشین عوض کردم تا به جمکران رسیدم. بعد هم نماز را خواندم و سریع برگشتم!  به نقل از سردار علی مسجدیان ( فرمـــانده وقت گردان امام حسن علیه السلام @ef_zed_komeyl
*⚘﷽⚘ که دوست داشت چیزے ازش نماند 😳 🔰هـر وقـت بحـث را پـیش مے کشـید مےگفـت: «خوش بہ حـال آنـان ڪه وقتے می شوند چیزی از آنها باقی نمی ماند . من هم دوسـت دارم ناشناخته باشم و اثری از من باقے نمـاند.» 🔰قـبل از به مرخصے آمـده بـود و مرا دلدارےمے داد. گفتم: «انشـاءالله کےبر می گردے؟» - « روز بعد از عید.» دقیقاً هفـت روز بعـد از عید تشیـع جنازه اش بود. 🔰بالاےتابوتـش نشستــم. گفتـم: «مے خواهـم صورت پسرم را ببوسـم.» گفـتند:« !» گفتــم: «می خواهم را، بدنش را ببوســم.» گفتــند: «شــهید شما دست هم ندارد، فقـط کمے از پایــش باقے مانده!»😭 🔰نشسـتم بالاے تابــوت و گفـتم: «پسرم شیــرم حلالـت. این پســر را که در راه خدا دادم با سـر و گردن و دست و پا قربانے در راه خــدا دادم. امیدوارم خــداوند این قربانے را از من قــبول کــند.» ☘▫️☘▫️☘ عبدالرسول محمدپور سمت: جانشین حفاظت اطلاعات لشکر 33 المهدی(عج) @ef_zed_komeyl
همسرش می گفت چشاش خیلی خوشگل بود امابا این چشمها تو زندگی یہ نگاه حرام نکرده بود می گفت من بهش می گفتم: ابراهیم این چشای خوشگل برا من نمیمونہ حالا ببین .. وقتی جنازشو آوردن دیدم چشماش نیست ..💔 انگار خدا اون چشای خوشگل و"پاک" رو فقط می خواست واسه خودش انحصاری ..! ــــــــــــــــــــ حاج محمد ابراهیم همت 🦋🌱🌹 @ef_zed_komeyl
ياحسين إسمك احسه_۲۰۲۳_۰۷_۱۴_۰۱_۰۵_۲۳_۳۱۴.mp3
2.55M
ياحسين‌إسمك‌احسه…!(:💔🎧🚶🏻‍♂ کربلایی‌هادی🎙
✨مرادی، دوست شهید من در دوره ی دبیرستان با عباس هم کلاس بودم . در همان روزهای اول ، و را در رفتار و برخوردش دیدم و خیلی زود با او دوست شدم 😍 در مدت چهارسالی که باهم بودیم، یک حرف ناپسند از او نشنیدم 🙃 گپ و گفت ما با خنده و خوش رویی همراه بود😀 هربار که باهم هم کلام می شدیم ، حرف جدیدی برای گفتن داشت . 😇 وقتی خبر شهادت او را شنیدم ، بسیار متاثر شدم و گریه امانم نمیداد 🥺💔 بعد از یکی_دو هفته بود که در عالم رویا عباس را دیدم . بسیار خوشحال بود......🕊 گفتم اونجا چه خبر؟ گفت این مدتی که اینجا هستم فرشتگان به من تعظیم می کنند 🍃🌿 🌙برگرفته از کتاب آخرین نماز در حلب @ef_zed_komeyl
✨علیرضا دانشگر،برادر شهید صحبت از و شد . عباس می گفت:《ما کجا و شهدای جنگ کجا!》همان حرفی وصیت نامه اش را با آن آغاز میکند🙂❤️‍🩹می گفت:《شهدا از لحظه ی شهادتشان باخبر بودند》بعد مکثی کرد و حرف جالبی زد:《این همه شبکه های ماهواره ای و سایت ها و شبکه های اجتماعی فضای مجازی فضای اطراف ما را پر کرده اند و ما باید دین دار بمانیم. اگر بتوانیم دین دار بمانیم، یعنی به مرز رسیده ایم .🙂🌿 پس باید مراقب باشیم که را از دست ندهیم 》 برای من جالب بود که عباس همان کلام امیرالمونین علیه السلام را تکرار می کند که فرمود:《پاداش مجاهدِ شهید، برتر از عفیفِ پاکدامنی نیست که قدرت بر دارد، اما آلوده دامن نمیشود.》 🌊 عباس هم به تاسی از امیرالمونین علیه السلام می گفت:《اکر بخواهیم خودمان را به نزدیک کنیم، کافی است در محیط بیرون و فضای مجازی حواسمان باشد که از نگاه حرام و غیبت و تهمت دور بمانیم و این، البته مساله ی پیچیده ای نیست.》🤍🔓 🌙برگرفته از کتاب آخرین نماز در حلب @ef_zed_komeyl
بی تعارف زندگی لبخند توست ...🙂💙 @ef_zed_komeyl
‏بایداینوبفهمی ، کربلامیخوای ؟ نشین‌پای‌پدرومادرت‌که‌توروخدا منوببرین‌کربلا . وضوبگیربشین‌سرسجاده مادرشون‌وصداکن((: بگومن‌بَدم‌؛من‌همه‌زندگیموخراب‌کردم هیچی‌هم‌ندارم‌بهش‌بنازم ؛ هیچی‌ندارم‌فدای‌شماوخونواده‌‌ت‌ کنم‌امادلم‌کربلامیخواد فقط‌یه‌کربلا(: 💔. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ .... @ef_zed_komeyl
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️چرا کنترل چشم اهمیت زیادی دارد؟ 👌 بسیار شنیدنی 🎙حجت الاسلام 📡حداقل برای☝️نفر ارسال کنید. @ef_zed_komeyl
نمی‌دونم رزق کدومتون بوده ..... ولی هرکی هنوز نماز عصرشو نخونده ، بسم الله .... خواهر کوچیکتونم فراموش نکنین 🙂💔 یاعلی @ef_zed_komeyl
جونم بگه براتون که بنده کنیز رقیه ام 😅🌿 و این که بقیه شاید روشون نمیشهههه😶نمی‌دونم 😅 ولی بشددددت از بنت الهدی ی عزیزم متشکرم و اجرش با خودم شهید ❤️ اگه نبودن واقعا کانال خالی میوفتاد ... من که خودم هر از چندگاهی میام ..... 🧑‍🦯🙂
“ای شهیــــــــــــد”🌹 ای آنکه بر کرانــه ازلی و ابــدی وجود برنشستــه ای دستـــــی برآر❣ و ما قبــرستــان نشینــان عادات سخیف را از این منجلــاب بیــــــــــرون کش!🤲♥️ ٜٜ ٜ
سلام بزرگوار جمعا ۵ قسمت هست چشم ان شاءالله سعی میکنم تافردا شب کامل ارسال کنم🌸
هدایت شده از ༺ سـا؏ت شـنـے ༻
سلام علیکم رفقا وقتتون حسینی🌱 چند روزی مونده به محرم و ما تصمیم گرفتیم اطعامی به نیازمندان شهرمون بدیم. دوست داریم با پخش این اطعام دلشونو شاد کنیم و خنده ای نه چندان بزرگ به لبشون بیاریم🙃 اگر دوست دارین تو این ثواب شریک بشین و یه کمکی بکنید از طریق این شماره کارت هزینه ای حتی کم واریز کنید:) حتی ۲ هزار تومن..! به نام رجبی 6219 8619 2790 7153 یاعلی مدد فیش واریزی رو به این آیدی بفرستید لطفا... @Nashenas_96
افـ زِد ڪُمیـلღ
دل ماست کرده بهانه‌ات... #سید_حجت_بحرالعلومی @Qetee44
چقد با حس و حال میخونه برا مولامون......🥺🥺🥺💔 آرامش داره خیلی .. خیلی ...🥺🌊
17.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(جدید) ❌وزارت ارشاد ، مهم ترین بازوی مبارزه با اسلام در ایران ❌چطور به این فیلم ها مجوز میدید! سریالهای خانگی تون که شده فیلم پورن! اینم از فیلم هایی که علنا ضد اسلام و قرآن هستند و دین رو مسخره میکنن... 🧡‌ ای شو👇 https://eitaa.com/joinchat/1179058499C4ee0700aeb
46.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید قسمتی از عاشقانه های شهید عباس دانشگر و همسرشون!🥺❤️ _قسمت سوم_ 🌱 @ef_zed_komeyl
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید قسمتی از عاشقانه های شهید عباس دانشگر و همسرشون!):🥺❤️ _قسمت‌چهارم_ 🌱 @ef_zed_komeyl
29.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید قسمتی از عاشقانه های شهید عباس دانشگر و همسرشون!):🥺❤️ _قسمت‌‌آخر_ 🌱 @ef_zed_komeyl
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱.۰🌱 صوت شهید والامقام عباس دانشگر سـپاه حضـرت ولی عصـر عج یار میـخواد خیـلی کار داریـم ان شـاء الله موثـر باشیـم ... @ef_zed_komeyl