هدایت شده از نازنینباطعمچایوآسمون
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکم مبهمه ولی امیدوارم فهمیده باشید
احسابکوبرادران بهجزهاتف
یکم مبهمه ولی امیدوارم فهمیده باشید
بابک وارد شرکت شد.
بابک: خانم منشی احسان داخله؟
منشی: بله فقط جلسه دارن. با آقای فرامرزی.
بابک جا میخوره،جلسه؟؟؟ با فرامرزی؟؟ولی به من هیچی نگفته بود...
سعی کرد دست و پاشو جمع کنه.
بابک:باشه میرم داخل
منشی: ببخشید...آقای آزموده گفتن کسی نره داخل...
یعنی چی احسان چرا اونو غریبه میدونه....
بابک سعی کرد عصبانیتشو کنترل کنه که خنده اونا رو از توی اتاق احسان دید...انقدر اونو آدم حساب نکرده بس نبود...حالا با اون مرتیکه میخنده؟؟؟
دستاش و از عصبانیت مشت کرد...
فقط با حرص نگاه میکرد....
هدایت شده از لیموامانیسابق🍋🇮🇷(بااحتیاطواردشویدحاویمحتوایفاخر🚨)
این دوتاروووو