eitaa logo
مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱
171 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.7هزار ویدیو
43 فایل
« مهد مساجد » بر اساس رویکرد تربیتی استاد پناهیان( گرایش محور) ادمین @Mahde_ehsana ارتباط با مدیر ۰۹۱۳۴۱۴۴۶۹۱ @m_s_f_z موقعیت مکانی https://nshn.ir/8a7boYtI2xaJgB
مشاهده در ایتا
دانلود
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☝ فیلم کامل بیانات رهبر انقلاب در جمع دانشجویان عزادار اربعین. ۱۴۰۳/۶/۴ 💻 Farsi.khamenei.ir پیامهای مهم جهت استفاده جوانان و نوجوانان و برنامه ریزان فرهنگی _ آموزشی: ۱. معنا و مفهوم عمیق"انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم" ۲. اشکال مختلف جنگ از شمشیر و نیزه تا اتم و هوش مصنوعی تا تبلیغات فرهنگی مثل شعر و قصیده و ... تا اینترنت و کوانتوم. (چه بسیار عمیق هست این نکات و دید وسیع رهبر امت اسلامی را نشان میدهد) ۳. شکلهای مختلف حرب در موقعیتهای مختلف دانشجویی یا بعداز آن ۴. معنای حرب لمن حاربکم: درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن ... **۵. نتیجه اینجور پیاده شدن مفهوم "حرب لمن حاربکم" در زندگی این است که زندگی معنا و مفهوم پیدا میکند .... ۶. پول و مقام و قدرت حقیرتر از آنند که هدف زندگی باشند. ۷. هدف زندگی بندگی و رسیدن به خداست. راهش هم فقط همان است که در بالا آمد... ۸. برای ۶۰ یا ۷۰ سال آینده زندگی تان برنامه ریزی کنید .... ۹. برای برنامه ریزی درست، فکر کنید ... ۱۰. برای درست فکر کردن با قرآن آشنا شوید ۱۱. قرآن را بخوانید و تامّل کنید ۱۲ . یادگرفتن ننگ نیست. از کسانیکه پیش از شما و بیش از شما در قرآن تامّل کرده اند یاد بگیرید. ۱۳. تا آخر عمر: یادگیری، فکر و مطالعه و شناسایی ۱۴ . جاییکه اقدام لازمه: یک موقع آزمایشگاهه، کلاس درس ... محیط دانشگاه، محیط اجتماعی، محیط سیاسی، راه کربلا، راه فلسطین... ۱۵. خوشحال باشید روزگار قبل از انقلاب اسلامی را ندیده اید، دوران سختی و یاءس بود. اگر فرصت انقلاب را استفاده نکنیم خسرانه ....
دوره کارگاهی خداحافظ بچه کوالا برگزار کننده خانم دکتر مرتضوی به صورت آنلاین مهد احسانا 🌱 @ehsana_313
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺زندگیتون سراسرقرآنی به الطاف الهی آغاز کلاس های حفظ قرآن گرایش محور برای کودکان شش سال تا هشت سال در مرکز مهد و پیش دبستانی احسانا 🌱 ثبت نام :هشت جلسه ۳۵۰ هزار تومان برای ثبت نام به خانم صالحی پیام دهید. مهد احسانا 🌱 @ehsana_313 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 اگر کودکی قد بلند می خواهید، جعفری ☘️ را در برنامه غذایی اش قرار دهید! ▫️☘️ بی اشتهایی با سوپ جعفری 🍲 از بین می رود (روی سوپ لحظه آخر جعفری بریزید). ▫️☘️ تب، سرخک، آسم و بوی بد دهان با جعفری تازه نابود می شود. ‌┄┅┅┅┅❀🦋❀┅┅┅┅┄ 💠کانال حیات https://eitaa.com/hayateb
صدا ۰۶۴_۲۰۲۴_۰۸_۱۶_۰۰_۵۴_۱۷_۲۸۵.mp3
زمان: حجم: 6.1M
. 🟢مینی دوره نظم( قسمت دوم) 🟡اشتباهات رایج در برنامه ریزی لینک کانال بهشت کوچکم https://eitaa.com/joinchat/3168338340C449c55088d
🖤 وصیتنامه کودک شهید غزه‌ای که وصیت کرده حتما وصیتنامه اش منتشر شود. 🩸وصیت من به شما: ▪️اگر در جنگ مُردم و رفتم و شهید شدم از حکام عرب نخواهم گذشت. ▪️حاکمانی که ما را خوار کردند. ▪️روزگار سختی را بدون آب و غذا سر کردیم، ▪️علی رغم سن کم، موهایم سفید شده است. ▪️خدا شما را نبخشد و از شما نگذرد. ▪️به نزد خدائی که خالق هفت آسمان است از شما شکایت می‌کنم. ▪️مرا ببخش مادر، تو را خیلی دوست دارم. ▪️از دوری من ناراحت و محزون نشوی. ▪️نامه من برای مردم مصر، یمن، اردن، الجزایر، لیبی، لبنان، تونس، سودان، سومالی و مالزی است. 🩸این امانتی از طرف من به شما: ▪️غزه را به حال خود رها نکنید! ▪️غزه را فراموش نکنید! ▪️شما را سوگند می‌دهم و به شما وصیت می‌کنم. ▪️همه‌تان را دوست دارم، 🩸امانتی است بر گردن شما: ▪️ما را خوار نکنید. ▪️هرکس نامه مرا دید بر عهده‌اش است که آن را منتشر کند. ▪️به اذن خدا من شهید هستم. محمد عبدالقادر الحسینی ۲۰۲۴/۳/۲۵ مهد کودک و پیش دبستانی احسانا 🌱 @ehsana_313
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معین‌الدینی|کانال‌داستان‌شب InShot_۲۰۲۳۰۵۱۹_۱۷۱۱۰۰۷۶۲_۱۹۰۵۲۰۲۳.mp3
زمان: حجم: 13.6M
🦘 ༺◍⃟👧🏻🧒🏻჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ رویکرد: کنار اومدن با فرزند جدید 😍 ‌‌ :معین‌الدینی ༺◍⃟📚჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🎙჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
✨༺༽بسم الله الرحمن الرحیم༼༻✨ داستان شب گوینده:(معین الدینی) داستان امشب: ((خواهر اضافی)) یکی بود یکی نبود غیراز خدای مهربون هیج کس نبود بعدالظهر بود و صدای خروپف مامان کانگرو 🦘میومد پوپو گوشاشو از کیسه مامانش بیرون اورد خوب گوش کردوباخودش گفت حالا وقتشه . ته کیسه خواهر کوچولوشم خواب بود. پوپو یواش اونو بغل کردو برای اولین بار از کیسه بیرون پرید. پوپو از دست خواهر کوچولوش عصبانی بوددلش میخواست تو کیسه مامان کانگرو تنها باشه مثل قبلناااااا دلش میخواست که مامانش فقط مال خودش باشه پوپو ب این طرف و اونطرف نگا کرد هیچ کس رو ندیداز خودش پرسید حالا من این خواهر کوچولوی نق نقو رو به کی بدم پوپو توی دشت پرید و پرید و پرید تا ب یک خرگوش 🐇رسیدازش پرسید یک خواهر کوچولوی اضافی دارم تو اونونمیخوای ؟ خرگوش🐇 با اخم گف نه که نمیخوام برو زود ببرش پیش مامان خودش چه کار زشتی میکنی تو پوپو شونه ای بالا انداخت و به راهش ادامه داد دوباره پرید و پرید تا به یک کوالا🦥 رسید ازش پرسید یک خواهر کوچولوی اضافی دارم تو اونو نمیخوای کوالا 🦥با تندی گف نه ک نمیخوام بدو زود ببرش پیش مامان خودش پوپو اه کشید خسته شده بود خواهر کوچولو بیدار شده بود و نق نق میکرد. پوپو روی ی سنگی نشست و توی گوش خواهر کوچولوش گفت: هیسسسسس اگه شلوغ کنی هیچ کس تورو نمیخوادااااا ولی خواهر کوچولو یک ذره هم ساکت نشد پوپو حالا کلافه بود دوباره ایستاد و باز پرید و پرید یک دفعه ب بچه کانگروی بزرگتر از خودش رسید ازش پرسید یک خواهر کوچولوی اضافی دارم تو اونو نمیخوای بچه کانگرو خندید و گفت: اره من میخوام و دستاشو ب طرف خواهر کوچولو دراز کرد پوپو با خوشحالی خواهرشو داد و نفس راحتی کشید بچه کانگرو برای خواهر کوچولو لالای خوند و ساکتش کرد ولی پوپو ترسیدکه بچه کانگرو پشیمون بشه و خواهر کوچولو رو بهش پس بده زود دستی تکون داد و پرید که پیش مامانش برگرده بچه کانگرو صدا کرد پوپو نرو صبر کن پوپو یک دفعه ایستادبه عقب برگشت و با تعجب پرسیداسم منو از کجا میدونی ؟؟؟؟ بچه کانگرو خندید و گفت: ببین چقدر تو کیسه مامان موندی که خواهر بزرگ خودتو نمیشناسی پوپو با تعحب بهش نگاه کرد و هیچی نگفت خواهر بزرگ ادامه داد میدونی وقتی بدنیا اومدی منم با تو همین کارو کردم پوپو چشماشو گرد کرد و با ناراحتی پرسید با من !!!من!!!!! خواهر بزرگ محکم سرشو تکون داد و گفت تو هم برای من اضافی بودی خیلی جاها بردمت ولی هیچ کس ترو نخواست دهن پوپو از تعجب باز مونده بود خواهر بزرگ گف توهم خیلی ونگ ونگ میکردی داداشی منو کلافه میکردی بعد برای پوپو شکلک دراورد و هر دوتایی زدن زبر خنده پوپو با خوشحالی دستشو توی دست خواهر بزرگش جا داد و گفت میای بریم پیش مامان؟؟ مامان کانگرو هنوز خواب خواب بود پوپو خواهر کوچولو رو از بغل خواهر بزرگتر گرفت و یواش توی کیسه مامان گذاشت خواهر بزرگ با ناراحتی پرسید تو هم میخوای برگردی این تو پوپو خندید و گفت نه دیگه این تو برای من خیلی کوچیکه و بعد برای خواهر کوچولو دست تکون داد و دست خواهر بزرگ رو گرفت وکشید و با شادی پرسید حالا چه بازی بکنیم ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ https://eitaa.com/joinchat/4230349078C22111fe80f ༺◍⃟🐰჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄
صدا ۰۶۴_۲۰۲۴_۰۸_۱۹_۰۱_۱۰_۲۶_۹۵۶.mp3
زمان: حجم: 4.1M
🟢مینی دوره نظم( قسمت سوم) 🟡چطور کارهای روزم رو تقسیم کنم 🔴نظم محیطی خونه رو چطور پیاده کنم لینک کانال بهشت کوچکم https://eitaa.com/joinchat/3168338340C449c55088d