eitaa logo
احسان تبریزیان
983 دنبال‌کننده
139 عکس
111 ویدیو
9 فایل
این کانال جهت به اشتراک گذاشتن و نشر اشعار و معارف اهلبیت تشکیل شده است. نظرات شما یاری دهنده ماست...
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 🔻 ▫️ ▫️ ▫️ 🥀 قيل للصادق عليه‌السلام؛ سيدي جعلت فداك ان الميت يجلسون بالنیاحه بعد موته او قتله و أراكم تجلسون انتم و شيعتكم من اول شهر بالماتم و العزاء للحسین علیه السلام 🥀 فقال عليه‌السلام: ما هذا اذا هل هلال محرم نشرت الملائكة ثوب الحسين و هو مخرق من ضرب السيوف و ملطخ بالدماء و فنراه نحن و شيعتنا بالبصيرة و لا بالبصر فاذا تنفجر دموعنا 🥀 به امام صادق علیه‌السلام عرض شد: آقای من! بفدایتان شوم.. وقتی کسی می‌میرد یا کشته می‌شود جلسه نوحه‌ای برای او می‌گیرند. اما من مشاهده می‌کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه جلسه عزا می‌کنید. 🥀 حضرت فرمودند: این چه سخنی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده میشود، ملائکه پیراهن امام حسین علیه‌السلام را آویزان می‌کنند، در حالیکه پاره پاره شده از ضربه های شمشیر و آغشته به خون است. ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم دل و نه بصر می‌بینیم، پس اشک های‌مان سرازیر می‌شود. 📕 ثمرات‌الاعواد
Untitled 2.mp3
6.6M
🚩مَنْ أَرَادَ الله بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ(ع) وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ اره دوست داشته خدا که شدی دوستار حسین خودش نوشته اسمتو تو جمع زوار حسین بگو الحمدلله که با نگاه زهرا سینه زنم دوباره زیر پرچم آقا با نوای: :
🚩حسین اشک‌ روان تمام مادرهاست 🖤دوست عزیز بزرگوار جناب آقای مهدی مظفری بدین وسیله درگذشت مادر بزرگوارتان کنیز حضرت زهرا سلام الله علیها را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنیم. ان شاء الله ایشان بر سر سفره مادر سادات متنعم و دعاگوی ما باشند و خدا به شما و خانواده محترمتان صبر جزیل عنایت کند. ارادتمند شما احسان تبریزیان
41.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 | ای ماه من ♦️ با نوای: حاج محمد یزدخواستی 🖌به قلم: ♦️شب هشتم محرم الحرام ۱۴۴۵ 🔺هیئت انصارالحسین(علیه‌السلام) 🔻موسسه فرهنگی شهید مظلوم آیت‌الله
🖤پا پُر از زخم و دست، بی‌جان بود جسم، شب‌گون و چهره، چون مهتاب می‌نشست و به روی صفحۀ خاک مشق می‌کرد، طفل، بابا، آب... . . . چهره‌ام را چو عمه می‌بوسید گریه می‌کرد و داشت زمزمه‌ای علّتش را نگاه من پرسید گفت خیلی شبیه فاطمه‌ای... 📝
آفتاب، پشت ابرهاست در میانه‌های راه دختری سینیِ غذا به دست با نگاهِ کودکانه‌اش به زائران تعارفِ تبسّم و سلام می‌کند التماس پشت التماس: «یا ضُیوفنَا الکرام! اَلطّعام! اَلطّعام!» من به اتفاق کودک درون خود به شام می‌روم سینی و سری شبیهِ آفتاب… کاش سینیِ مسی نماد آسمان نبود کاش آفتابِ شام دخترک این‌قدَر عیان نبود کاش پشت ابر بود 📝
🖤باید تقاص خود را از خیزران بگیرم من را نبوس امشب؛ لبهات جان ندارد ______ درونِ خانه‌ی خود از خرابه روضه‌ می‌خوانیم که یادت می‌‌کند آباد، این ویرانه‌ی مارا ✍ ____
سخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم؟ که در اینجا دهنم زخم شد آنجا گوشم نبض دارد همه ی صورتم از کثرت درد شده از شدّت خون قلب من امّا گوشم پای تا سر همه از شوق تو چشمم امّا به نسیم سر زلف تو سراپا گوشم پس به دنبال تو از شانه به پایین، پایم بعد از آن ضربه هم از چانه به بالا... گوشم شده حسّاس تر از پیش به گرما چشمم شده حسّاس تر از قبل به سرما گوشم وای بابا دهنم، دستم، چشمم، مویم وای بابا بابا بابا بابا گوشم... ارث پهلوی شکسته که رسیده ست به تو من هم انگار که رفته ست به زهرا گوشم شاعر:مهدی رحیمی
سرت را دخترت تا دید در طشت نگاه زخمی‌ات لرزید در طشت به جای دختر دلتنگ بابا لبت را خیزران بوسید در طشت ✍