eitaa logo
-عِــینْطاٰء-
1.8هزار دنبال‌کننده
718 عکس
550 ویدیو
41 فایل
✍️نویسنده |سیدعباس‌طباطبایی| |چپ‌دستِ‌راست‌اندیش| |فقط‌بابای‌سیدعلی‌وزهراسادات| @ein_ta1 ناشناس حرفتو بزن:👇 https://daigo.ir/secret/358238343
مشاهده در ایتا
دانلود
یه روایت از امام رضا خوندم که برای خودم جالب بود و انتظارشو نداشتم میگفت که انسان مومن زندگی خودش رو به چهاربخش تقسیم میکنه •یک:بخشی برای ارتباط با خدا •دو:بخشی برای کار‌کردن •سه:بخشی برای تفریح + بخش چهارمش خیلی جالب بود + میفرماند:و بخشی برای رفاقت با دوستانی که عیب هایش به او گوشزد کند یعنی امام رضا میگه برو رفیقی پیدا کن و باهاش دوس شو که به تو عیباتو بگه... چقد مهمه این بگردین دنبال یه دوستی که بشینه دونه دونه رفتارهای بدت رو بهت بگه و توهم هرروز خودتو بهتراز دیروز کنی... نباید ناراحت شد اگه هم ناراحت میشی نباید دلخور بشی...
•بنده تا حالا چند باری ازتون درخواست کردم که درمورد کانال و یا اینکه اگه بخوای منو به یکی معرفی کنی چی میگی!!که عمدتا لطف داشتین به بنده. حالا درخواست دارم ازتون و اینکه تو همین لینک ناشناس هرنقد و بدی از من میدونی‌و روت نشده بِم بگی رو بهم بگو تا ماهم بریم دنبال اصلاحش... خیلی‌ممنونتون میشم...🤝👇👇👇 https://daigo.ir/secret/358238343
-عِــینْطاٰء-
•وویس یهویی از یکی از رفقا•
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•به دل میدیدمت•هوشنگ‌ابتهاج• @ein_ta
-عِــینْطاٰء-
#درخواست •بنده تا حالا چند باری ازتون درخواست کردم که درمورد کانال و یا اینکه اگه بخوای منو به یکی م
+همون که سین مزنی ج نمدی🤦‍♂️ _من شرمنده ام.خیلی از سوالایی که پرسیده میشه رو اصن بلد نیسم.خب چی بگم؟بیام از خودم ببافم؟😅بعضی هاشونم که بلدم حوصله شو ندارم🤦گاهی اوقات بعضی از سوالارو مستقیم بهش نمیپردازم.یه سرنخی ازش میگیرم و ی بحثی رو باهاش راه میندازیم...خلاصه شما ناراحت نشین از دست ما ،شمعدونی ها دِق میکنن
خب قرمان شد خب خوشال باشم؟! خب ناراحت باشم؟! خب تهش چی؟!!! یادمه بچه تر از حالا‌بودیم وقتی که هرهفته ساعت۲شب میرفتم صدای تلویزیون رو میذاشتم رو کمترین حالت ممکن میشستم بازی بارسلونا با ختافه بارسلونا با اوساسونا رو میدیدم یعنی درپیت ترین بازی های بارسارو هم از دست نمیدادم یادمه چندبار تا ساعت ۳خودم رو بیدار نگه میداشتم تا بازی رو از دست ندم اینقد خُل بودم که نگووووو😅 یعنی اینقد پیگیر بودم که بچه های ایالت کاتالان اینقد پیگیر نبودن یهو بابام از دل خواب بلند میشد چشماشو کور مال کور مال میکرد میگفت عباس بیداری؟ میگفتم ها بیدارم🤦 میگفت آخه نفم چیش به تو میرسه؟! اونموقع نمیفهمیدم حرفشو.واقعا فکر میکردم یه چیش به من میرسه.فکر میکردم وقتی دونه دونه بازی های کل فصل رو پیگیری کنم و آخرش تیمم قهرمان شه،یه تیکه از اون جامو به نام من میزنن... اینقد تو حس میرفتم که فکر میکردم بغل‌دستِ پویول با اون موهای فرفریش دارم جامو بالا میرم ولی حالا رسیدم به یه سنی که دیگه هیچی غیر از چیزای غیر فوتبال دلمو شاد نمیکنه... والبته این چرخه ادامه داره شاید الان بابام تو دل خواب بلند نشه بگه عباس چیش به تو میرسه؟! ولی به جای بابام و یا زده ام چشماشو کورمال کورمال میکنه تا یه چیزی به من بفمونه ولی من هنوز درگیر خودِ بی همه چیزم هستم... همین! @ein_ta