حاج اقا طباطبایی به رحمت خدا رفتند
ازهمه مخاطبین کانال تقاضا داریم یه حمد و فاتحه ای جهت شادی روحشون قرائت فرمایند
اخبار بعدی ازهمین کانال اعلام میشه
باتشکر
از همه ی مخاطبینی که درمراسم ختم پنج دقیقه ای بنده تو ناشناس و شخصی شرکت کردن کمال تشکر رو داریم
چیه فکر کردین مردم؟!
آقا من تا واسه دونه دونه تون خودم نماز میت نخونم نمی میرم.فقط داشتم واسه خودم یه شبیه سازی واسه بعد مرگم کار میکردم بیینم چیمیشه..
داشتم به این فکر میکردم که تو روز تشییع جنازم کیا هستن؟!اولین جمله ای که بعد از مردنم میگن چیه؟!روز تشییع جنازم چقد شلوغ میشه؟کیا لباس مشکی میپوشن؟هم کلاسی ها ابتداییم برای تشییع میان یا ن؟وسیله ایاب و ذهاب برای اونایی که از راه های دور نزدیک اومدن فراهم هست ؟مراسم ختم کیا میان؟کیا دم در وایمیسن؟تو مراسم ازطرف خانوما صدای جیغ میاد یا ن؟
اصن مداح تو مراسم ختم گریز به چه روضه ای میزنه؟کیا به بابام میگن بچتون حیف شد خیلی جوون بود!تا چندروز برام لباس مشکی میپوشن؟!خرمای مراسم نرم هست یا از این خشکاس؟نکنه تو ناهاری که به مهمونا میدن نوشابه زرد بیارن!همه چی باید یه دست مشکی باشه.آخه آدم مگه چند بار میمیره؟!بابام یادش باشه همه رو واسه شام نگه داره مخصوصا اونایی کع از راه دور اومدن
تو کانالای روستا خبرمرگمو حتما میذارن.هم کانال خودم هم کانالای روستاهای اطراف.اگه امام جمعه هم اظهار نظر کنه که کولاک میشه.اصنآقای امام جمعه اگه پیام منو میخونی جان من اظهار نظر کن.همه اینا به کنار خیلی جالب میشه اگه آقای حیاتی یه مرتبه بیادبگه: هم اکنون به خبری که تازه به دست من رسیده است توجه فرمایید:بعد همونجوری که خبر فوت امام خمینی رو گفت واسه منم بگه روح پرفتوح عباس امت به ملکوت اعلی پیوست.آقای حیاتی اگه صدامو میشنوی جان من یادت نره.بابام پولشوباهات حساب میکنه.
تا چند روز در صدر اخبار روستامون باقی میمونم.حدودا تاچهل روز.چون معمولا تا چهل روز سر قبرم یه لامپ زرد ۱۰۰کارمیکنن که هرکی رد شد بدونه این قبرستون تازه مرده داره.حتماتو این چهل روز هرکی رد بشه یه فاتحه ای نثار روح پرفتوحم میکنه.البته اگه اونا رو بابام تو مراسم چهلم که مرغ میدادیم با نوشابه مشکی دعوتشون کرده باشه والا شاید همین یه فاتحه هم نخونن.بعد چهل روز بابام زنگ به داداشمو پسرهمسایمون که آقا وقت دارین بریم سنگ مزار عباسو ببندیم.یه سنگ قبر شیک و مجلسی البته در نهایت سادگی با یه عکسکوچیک که آقا منم مثلا روضه خون امام حسین.فکر کنم خوببشه.هرکی بیاد بالا سرقبرم به دلش میشینم.
ولی همه ی این اتفاقات رو هِی کشش بدیم تا چهل روز بیشتر کـش نمیاد.دیگه همه و همه میرن.اینجاش بدمیشه.کم کم همه لباس مشکیها رو درمیارن.دایی و عمو ها کم کم میرن ریشاشون رو کوتاه میکنن.عمه و خاله هام وقت آرایشگاه از تنها آرایشگاه زنونه تو روستا میگیرن.چراغ سر قبرمم یکی میاد خاموش میکنه.کم کم خرماهای اضاف اومده از مراسم ختم خشک میشن.همه مسافرهایی که از راه دور و نزدیک اومده بودن برمیگردن خونشون.تو این مدتِ بعد از چهلمم اون اتوبوسی که واسه ایاب ذهاب اومده بود تا حالا چهل تا سرویس جا به جا کرده.از آخرین باری که کانال روستامون برای مردنم پست کار کرده الان حدودا ۲۰۰تا پست گذشته.امام جمعه تا حالا دو بار خطبه نمازجمعه شو خونده.
خلاصه همه چی به حالت قبل برگشته
کم کم فراموش شدم
انگار نه خانی اومده نه خانی رفته
کم کم دیگه تنها شدم
من موندمو خودم
من دیگه تنها سلامم به آفتاب اول صبح هاست که قبرمو گرم میکنه
من شبا که سردم میشه خاک رو بغل میگیرم
تشنه ام میشه خاک میخورم
گشنم میشه خاک میخورم
برای تفریح میرم خاک بازی
خسته میشم رو خاک میخوابم
دلم میگیره خاکای جلو چشم مو میبینم
خلاصه اینجا تاچشم کار میکنه خاکه
تنهامونس و همدم توی قبرم خدام میشه
همه میرن و تو میمونی برام
هرچقد تو این دنیا بیشتر بهش فکر کرده باشم اونجا بیشتر بهم فکر میکنه
به نظرم یه رابطه ی عمیقی بین این دو گذاره هست.تنهایی و خدا
مگه اینجوری نیست که خداخالق همه چیزه؟
خدایی که فرید و وحید و تنهاست بدون شک چشمه ای از تنهایی رو هم تو این دنیاآفریده
خدای زیبا زیبایی آفریده
خدا مهربان مهربانی
و بدون شک چشمه ای از تنهایی تو این دنیا خلق شده که محبوب خداست