ادامه پیام قبل👇👇👇
راستى! چقدر فاصله است ميان عشقها و ميان نيازها. و چقدر زيباست، چقدر عظيم است. عشقى كه شكل گرفته و پيچيده شده و گره خورده؛ «كزرع اخرج شطأه فاستغلظ فاستوى على سوقه». اين چنين زرعى و رويشى است كه كشاورز را دلشاد مىكند؛ «يعجب الزراع». و اين چنين عشق شكل گرفتهاى است كه دشمن را مىشكند و غيظ در گلو مىآورد؛ «لِيَغِيظَ بِهِمُ اَلْكُفّٰارَ ». و گر نه ما همگى خود براى شكستن امام، وسيله هستيم. ما خار چشم و استخوان گلوى او هستيم، اما مالكها هستند كه عشقشان شكل گرفته و حركت شده و معلّيٰها هستند كه عشقشان تبديل شده و به تسليم رسيده. و آن درختان تنومند تشيع هستند كه آن باغبانها را دلشاد مىكردند و به اعجاب وا مىداشتند، كه از نسيم سبكتر و رامتر بودند؛ در حالى كه طوفانها را هم به بازى مىگرفتند و كوهها را هم بيستون مىساختند.
اين درخت عشق است كه ميوه مىآورد و مهره مىسازد و ياور تهيه مىكند.
آن ضرورتى كه از طرح انسان در هستى بر مىخاست، امامت را مطرح مىكند. و همين ضرورت، عطش و نياز به امام را در تو شكل مىدهد. و اين عطشِ شكل گرفته و اين عشق مبدل، تو را به تهيۀ زمينههاى آن حكومت، در آن وسعت و با هدف بزرگِ بالاتر از
آزادى و عدالت و رفاه و تكامل، وا مىدارد.
اينجاست كه قلب مالك كه از عشق على سرشار شده، او را به جدايى از على، كه از جانش بيشتر احساسش مىكند، دستور مىدهد. مالك مىرود، ولى در اين جدايى با على جمع است و هماهنگ است.
خنك آنها كه در جدايىشان با هم بودند...
بيچاره ما كه در جمعمان ناهماهنگايم...
📚تو می آیی ص۸۹
🆔👈استاد علی صفایی(عین صاد)
🔰بهره ی بعضی از دعا چیست ؟
🔷 خدا رحمت كند پدرم را! قصهاى مىگفت كه: كسى را گفتند تو سه تا دعاى مستجاب دارى.
🔷 آمد پيش عيالش و گفت: عيال! ما سه تا دعاى حسابى داريم، چه كار كنيم؟
🔷 گفت: دعا كن من بشوم ماه! خيلى خوشگل بشوم. مرد گفت: خدايا! اين ماه بشود. خيلى زيبا شد.
🔷 حالا او زيبا شده و بچّههاى دربدرش كثيف ماندهاند و خود اين پيرمرد هم گرفتار است.
🔷 شاهزادهاى آمد رد شود، اين ماه را ديد كه نقرهاى است. گوهرى است، انگشترى است در زبالهدانى، برش داشت. اشارهاى كرد، زن هم پشت او نشست و رفت!
🔷 بچهها ماندند، پيرمرد مستجاب الدعوه هم ماند. خيلى ناراحت شد، گفت: اين چه وضعى است؟! خدايا! اين زن سگ بشود. زن هم سگ شد و برگشت!
🔷 بچّهها هم فهميدند كه مادرشان است. بعد گفت: خدايا! دوباره برش گردان به حالت اول!
🔷 يعنى ما مىبينيم دعاهاى آدم همين قدر است؛ يعنى آمدن و رفتن دعايش هيچ تحوّلى در او ايجاد نكرده. يكى ماه شده، سگ شده و آخر هم برگشته به حالت اول.
📚 خط انتقال معارف، ص ۱۵۳
🆔👈استاد علی صفایی(عین صاد)
✅ در برابر اين سؤال، كه آيا مذهب ضرورت دارد و لزومى دارد، بايد پرسيد براى چه و در كجا و در چه زمينه اى؟
✅ براى اين زندگى مرفه و منظم و حيوانى، نه فقط مذهب ضرورت ندارد كه عقل و فكر هم لازم نيست؛ چون در كندو غريزه، نظم و عدالت و رفاه را عهده دار شده است.
✅ اما براى زندگى انسانى و شكوفا شدن استعدادها هم به مذهب نياز هست و هم به انديشه و فكر. درست مثل اين كه بپرسى آيا جنين به دست و پا و چشم و گوش و زبان احتياج دارد؟ آيا اينها براى او ضرورت دارد؟
✅ جواب اين است كه براى چه و در كجا؟ در محدوده ى رحم، نه دست و پا و زبان مى خواهد و نه شش و شكم و معده. او در رحم به بيشتر از جفتش نياز ندارد.
✅ اما براى زندگى بيرون از اين محدوده، نه تنها به اين همه كه به ابزار و وسايل ديگرى هم نيازمند است و به نيروهاى عظيمى احتياج دارد.
✅ همان طور كه از سرمايه هاى عظيم جنين مى توانيم بفهميم كه زمينه ى ديگرى در پيش است، همان طور از سرمايه هاى عظيم انسان از عقل و فكر و وجدان و آزادى او كشف مى كنيم كه زندگى انسان محدود به اين محدوده ها نيست.
✅ از آنجا كه انسان بى نهايت استعداد دارد ناچار بى نهايت ادامه دارد و براى اين زندگى گسترده است كه به مذهب و به رهبرى و قانون گذارى نياز مى افتد.
📚 انديشه من، ص ۶٠
🆔👈استاد علی صفایی(عین صاد)
✅👈 اقسام مذهب
💠 ما در رابطه با مذهب، سه جور تلقّى داريم: يك موقع مذهب، سنّتى است. گاهى عاطفى است. و گاهى هم، اصيل.
💠 مذهب اصيل: معرفت (يعنى اسلام ) و محبّت (يعنى ايمان) و عمل (يعنى تقوا) و احسان (يعنى تقوا و صبر) را با هم دارد. اين سير را؛ معرفت و محبّت و عمل و استقامت در راه اين عمل و صبورى در راهِ احسان را با هم دارد.
💠 احسان، كار را خوب انجام دادن است. و محسنين، يك مرحله از متّقين بالاترند. متّقى، كسى است كه كارى را انجام مىدهد. و محسن، كسى است كه اين كار را خوب انجام مىدهد و در برابر رنجهايش صابر است؛ «مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَانَّ اللَّهَ لايُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»؛ تقوا به اضافه صبر، احسان است و خدا اجر محسن را ضايع نمىكند.
💠 كسانى كه كار كردهاند و خوب هم كار كردهاند، مزد خوبىشان را از دست نخواهند داد. اتقان كار و احسان كار جزء سرمايههاى آنها خواهد بود. كيفيّت كارشان جزء درجاتشان خواهد بود. پس مذهب اصيل، مذهبى است كه معرفت و محبّت و عمل را با هم دارد.
💠 مذهب سنّتى: عملِ بدون معرفت و محبّت است. شناختى نيست كه زاينده باشد و محبّتى نيست كه عمل را به دنبال بياورد. پس به طور طبيعى آن عملى كه سنّتى مىشود؛ يعنى بدون ريشهاى از معرفت و محبّت است، آيا سنگين نخواهد بود؟! نفرتآور نخواهد بود؟! خستگى نمىآورد؟! تو را طلبكار نمىكند؟!
💠 اگر دو ركعت نماز بخوانى، از خدا يك دنيا بهشت نمىخواهى؟! و اگر هم يك كمى دير جوابت را بدهد يا زنت سالَك بزند، بچّهات پيسى بگيرد، چشمت كمى درد بگيرد و... با او دعوا نخواهى كرد؟!
💠 با او دوست خواهى شد؟! آيا نمىگويى خدايا! من براى تو قدمى برداشتم، تو كس ديگرى را پيدا نكردى كه پدرش را در بياورى؟! جيغ و دادت بلند نمىشود كه چرا مرا گير آوردى؟! بنابراين رضا نيست، رابطه محبّت نيست.
💠 و آن چه كُميتِ همه ما را در درجات سير و سلوكمان لنگ كرده، همين است كه هنوز انس و رضا و ابتهاج و سرور با حق و محبّت او در دلهاى ما ننشسته. هنوز درخت عشق او در باغ سينه ما پا نگرفته، رشد نكرده، برگ و بار نداده. جوانهاى، شكوفهاى، هيچ حاصلى نداشته است. و شروع كار از همينجاست.
💠 مذهب عاطفى: عاطفه بدون معرفت و عمل است. فقط و فقط عاطفه است. ما خيلى از اين مذاهب عاطفى را حتى در بين شيعيان عادى خودمان نيز مشاهده مىكنيم.
💠 اهل عمل نيستند، ولى امام حسين علیه السلام را دوست دارند، على علیه السلام را دوست دارند. نه معرفتى است و نه عملى، ولى حبّ و عاطفه دارند.
💠 انسان از بچّگى در رفت و آمدها، در حوادثى كه بوده و در تجربههاى مختصرى كه داشته، يك چنين عاطفهاى را در وجود خويش سرشار كرده است.
📚 فوز سالک، ص ۱۸۸
🆔👈استاد علی صفایی(عین صاد)
9.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅👈 اضطرار، نه انتظار
🆔👈استاد علی صفایی(عین صاد)