eitaa logo
امام حسین ع
22.1هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
بارون بارون ببار از طاق آسمون زودتر خودت رو برسون به تشنه های نیمه جون بارون بارون حرم پُر از تاب و تبه ببین که چند روز و شبه اصغر من تشنه لبه آروم آروم جون میکَنه پیش چِشَم نذار خجالت بکشم اینجوری شرمنده بشم شد آرزوم یکی براش بیاره آب آخه شیر خواره ی رباب یه لحظه هم نداره خواب نمی خوابه ، نمی خوابه ، نمی خوابه میترسه که خواب ببینه گهوارشو دارن به غارت میبرن مادرشو دارن اسارت میبرن عمه رو با زور و جسارت میبرن ... لای لای لای ، علی لای لای لای ... بارون بارون شنیدی سقا نمیاد رفته به دریا نمیاد به خیمه ی ما نمیاد بارون بارون به امید فرات نباش دیگه ببار یواش یواش ببار و جبران کن براش آروم آرورم تو گوش اصغرم بخون دیگه نمیاد عموجون نگردون اینقدر زبون شد آرزوم پیدا کنم یه جرعه آب آخه شیرخواره ی رباب یه لحظه هم نداره خواب نمی خوابه ، نمی خوابه ، نمی خوابه میترسه که خواب ببینه یکی داره سر باباشو میبُره دور حرم از هرچی نامحرم پُره خواهرش از حرمله سیلی میخوره ... لای لای لای ، علی لای لای لای ... بارون بارون از دل آسمون ببین چی اومده سر زمین به دور ما کردن کمین بارون بارون میبینی التماسمو دلشوره و هراسمو حرمله بُرد حواسمو آروم آروم نم نم ببار و گریه کن فکر دل رقیه کن چند قطره ای رو هدیه کن شد آرزوم حتی شده یه قطره آب آخه شیرخواره ی رباب یه لحظه هم نداره خواب نمی خوابه ، نمی خوابه ، نمی خوابه میترسه که خواب ببینه رو نیزه ها میره سر ستاره ها تو قتلگاه دارن میرن سواره ها تو خیمه ها غارت شده گوشواره ها ... لای لای لای ، علی لای لای لای ...
Moghadam-Shab7Moharram1392[04].mp3
17.49M
▪️بارون بارون ببار از طاق آسمون▪️ 🎤 سبـک : سـنـگـیـن 🗓مراسم : شب هفتم محرم الحرام
(ع) مداحان: احمد نظری و سعید داستان ابوفاضل ابوفاضل یل آب آور من ۲ بخواب آروم بخاب آروم که عمو رفته دریا بگیر مادر یه کم آروم میاره آب و سقا لالا اصغر گل مادر تشنگی سخته اما تحمل کن گل پرپر خیمه ها داره سقا ابوفاضل ابوفاضل یل آب آور من ۲ ════✾🔶✾═════✾✧ لب دریا لب دریا یاد خشکی لب ها چه جور آخه علی اصغر بنوشه آب و سقا سکینه انتظار آب توی خیمه نشسته شدم راهی ولی دشمن به عمو را و بسته ابوفاضل ابوفاضل یل آب آور من ۲ ════✾🔶✾═════✾✧ لالا مادر علی اصغر الهی بارن بیاد نداره آسمون ابری ای کاش عمو جون بیاد چه بی تابی نمیخابی حرمله انتظاره میخاد داغ تورو مادر روی سینم بزاره ابوفاضل ابوفاضل یل آب آور من ۲ ════✾🔶✾═════✾✧ نه دستی و نه مشکی و رو زمینه علمدار به خاک افتاده آب آور دیگه خدا نگهدار بیا داداش علمدارت دیگه نایی ندارم چه جوری مشک صد چاکو سوی خیمه بیاره نه دستی و نه مشکی و رو زمینه علمدار به خاک افتاده آب آور دیگه خدا نگهدار ببار بارون ۲ که باریدن ثوابه رقیه منتظر از بهر آبه نه دستی و نه مشکی و رو زمینه علمدار به خاک افتاده آب آور دیگه خدا نگهدار بیا داداش علمدارت دیگه نایی ندارم چه جوری مشک صد چاکو سوی خیمه بیاره ابوفاضل ابوفاضل یل آب آور من۲ ════✾🔶✾═════✾✧
. 🔘🔘۹۰۷🔘🔘 ☑️بنداول بخواب ای اصغر عمو رفت آب بیاره بخواب ای اصغر مادرت شیرنداره بخواب ای اصغر کاشکی بارون بباره بخواب ای اصغر هی نده من و عذاب بخواب ای اصغر بمیره برات رباب بخواب ای اصغر لااقل یکم بخواب بخواب ای اصغر«۲» .... بخواب دیگه در نمیاد صدات قربونه خشکی های رو لبات شرمندتم شیر ندارم علی الهی مادرت بشه فدات آه و واویلا یاعلی اصغر«ع» •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• ☑️بنددوم به روی دستام با سه شعبه زدنت به روی دستام پره خون شد دهنت به روی دستام لب تشنه کشتنت ..... سه شعبه زد تا حرمله ی بی حیا منم افتادم ازنفس دیگه بابا چه جوری آخه من برم خیمه ها .... بگو چه خاکی بریزم به سر چه جور بدم به خیمه ها خبر با چه رویی برا رباب بگم به روی دستم زدی بال و پر ..... آه و واویلا یاعلی اصغر«ع» 💠💠9⃣0⃣7⃣💠💠 •┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈• . ✬~✿❁࿐❈~✿❁࿐ .نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات) . کانال کربلایی مجید مرادزاده .
‍ ‍ نوحه سینه زنی و زنجیر زنی عالی سبک: کرببلا ای کاش من مسافرت بودم به روی دوشش مشک و ذکر لبش زهرا مدد بگیرد هر دم ز فاطمه سقا ذکر لبش زهرا ، ذکر لبش زهرا ذکر عطش آید از خیام عاشورا رود که آب آرد با ذکر علی مولا ذکر لبش زهرا ، ذکر لبش زهرا شش ماهه تلذی کند و در تب و تاب است قلب همه اهل حرم از غصه کباب است ای میر و علمدار ، ای یار وفادار یا ابوفاضل ، مدد مدد سقا(۲) ایا گروه اعدا ساقی عطشانم ز تشنگی بی تابند به خیمه طفلانم ساقی عطشانم،ساقی عطشانم منم که پور حیدر حافظ قرآنم منم که سربازی بر شاه شهیدانم ساقی طفلانم،ساقی طفلانم دستم بِبُرید و مزنید مشک مرا تیر در خیمه بود منتظر آن کودک بی شیر مولای غریبم،مولای غریبم یا ابوفاضل، مدد مدد سقا(۲) بیا برادر جانم برس به فریادم لحظه ی آخر بنما دمی تو امدادم برس به فریادم، برس به فریادم به ضرب قوم اعدا ز مرکب افتادم بیا به بالین من بکن دمی شادم برس به فریادم،برس به فریادم فریاد بُنَیَّ برسد از دل صحرا آمد به ملاقاتم اخا ام ابیها مولای غریبم،مولای غریبم یا ابوفاضل مدد مدد سقا(۲)
شب، شب عاشوراست... می وزد باد میان حرمی... می پیچد رایحه ی سیب بهشت... بوی سیب، بوی گیسوی حبیب... در خیام اصحاب، سینه هایی بی تاب... همه مشغول دعایند و نماز...تا خدا در پرواز... در کنار اینان، حرم آل علی، حرم هاشمیان... نجمه ای شانه زند بر روی زلف قاسم... زیر لب می گوید: چه کنم؟چه کنم تا که عمو اذن جهادم بدهد؟ کاش بابایم بود... آن طرف می آید نغمه ی لالایی: کودک بی شیرم!صبر کن تا دم صبح... باز از مشک عمو می نوشی...باز با بازی طفلان حرم می جوشی... آن طرف در خوابند، دختران آسوده... همه آرام ز لالایی یک مرد نجیب... دم لالایی کیست؟! این صدای قدم عباس است... شیر بر گردم حرم می گردد... علمی در دستی...تیغ در دست دگر... زیر لب ذکر خدا می گوید... می وزد باد و صدای طپش بیرق او می آید... ساعتی اما بعد...دختران بیدارند... کودکان بی تابند...چه شده خواب ز چشمان همه بال زده؟ گوییا یک نفر از راه خبر آورده...خبرش پیچیده...خیمه ها لرزیده..." عمه جان!کاری کن..." دشت دشتی پر خار...آسمان تیره و تار... شیر بر گرد حرم می گردد... ناگهان چشمش دید که کسی می آید در سیاهی شبی...چشمها برقی زد... کیست؟! ناگهان نعره برآورد: بإیست!... که چه جرات داری که به سوی حرم عشق، قدم برداری... ناگهان ناله ای آمد که: "منم... زینب تو..." زانوان عباس پیش بانو لرزید... خواست بر پای عقیله افتد... دست های خواهر شانه اش بالا برد... گفت: عباس! یادت مانده شب قدری که پدر پر می زد؟ از شکاف در آن حجره تو را میدیدم... دست در دست حسین... یاد داری نفس آخر بابایم را؟ *کربلا جان تو و جان حسین؟ گفت: آری بانو! به خدا یادم هست... گفت: عباس! شنیدم که امان نامه به دستت دادند... دختران در خیمه ز نفس افتادند... گویی آوار شد عالم به سرش یکباره... عرق شرم ز پیشانی سرخش به زمین میریزد... "به امیری که علم داده به دستم سوگند، من کجا حرف امان نامه کجا؟..." گفت:چشم خاتون بیند... که چه غوغا سازم... رزم را یک طرفه ختم به خیرش سازم... جان بانو عمریست پیش خود لحظه شماری کردم بغض دیرینه ی خود را شکنم...از همان آنی که همگی جمع شدند...همه از خانه ی خود آوردند پشته های هیزم...پشت درب حرم بابایم... دود بود و در آتش زده و مادرتان می نالید... شعله بالا می رفت...سرخ تر میشد میخ... ضربه ای زد که در از جا افتاد به روی مادرتان...سینه اش خونین شد...پهلویش را بشکست...محسنش رفت زد دست... گفت: حیدر تو نیا جای تو نیست... محسنم کشته شده...فضه! تو بیا... انتقام می گیرم...از همانی که طناب زد به دستان علی...مادرت دامن بابا بگرفت... آن نامرد به کسی گفت: بزن انتقام می گیرم...از همانی که غلاف زد به بازو آنجا...یاس را پرپر کرد من کجا حرف امان نامه کجا؟... باز هم مثل قدیم...گوشه ای روضه ی مادر بر پاست... اما... لحظه ای که حرمش غارت شد... دید در گوشه ی دشت که چه غوغا شده باز... نیزه داران جمعند... سر رأس عباس... باز دعوا شده است...
‍ ‍ ‍ روضه و مناجات جانسوز _کوفه و اسارت خاندان آل الله _ استاد حجت الاسلام میرزامحمدی اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّهَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَقُومُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تُصَلّى وَ تَقْنُتُ الان کجای عالم شرف حضور داری اقاجان ... کجا داری نماز میخوانی ... کجا داری گریه می کنی ... کجای عالم داری برای ما دعا می کنی ... کجای عالم داری برا ما استغفار می کنی ؟؟؟ اونی که ما گریه کنا می فهمیم اینه ،الان تو کوفه با عمه جانت زینب داری همراهی می کنی ... بعضی ها فرمودن وقتی قافله رو از کوفه بردن تا وقتی که تو کوفه بودن یه عده ازین 84 زن و بچه که بعضی هاشونم بنی هاشمی نبودن تو کوفه فامیل داشتن . سکینه ی بنت الحسین دید بعضی ها اومدن بعضی ازاین  اسرا رو از قافله جدا کردن عمه جان اینا کجا دارن میرن؟ فرمود عزیز برادرم اینا اینجا فامیل دارن ازین به بعد دیگه با ما نمیان ... " نه نمیان ،اینجا خونه دارن اینجا کس و کار دارن ..."(خیلی دله این نازدانه ابی عبدالله شکست) عرضه داشت عمه جان مگه ما تو کوفه کس و کاری نداریم ؟(الله اکبر) یه نگاهی کرد؛ دید از این به بعد لباس هاشونو رفتن عوض کردن"  این بچه هایی که از گرسنگی و تشنگی رنگ به چهره نداشتن دیگه آب و غذا بهشون دادن ... یعنی از اینجا به بعد فقط بنی هاشم تو قافله ی اسرا هستن ..." کجا دارن میرن ؟اینا رو دارن میبرن شام بلا ..."  همونایی که 40 سال کینه ی امیرالمومنین و به دلاشون داشتن ..." آقا جان الان کجای عالمی ؟ از زبان خود شما روضه ی اسارت عمه جان تو بخوانیم" اون روضه ای که خودت  فرمودی من خون گریه می کنم ..."روضه ای که امام زمان خون گریه کنه حیفه من و تو گریه نکنیم ..." عمه ی من نائب الحیدر است سیدالنساء پس از مادر است عمه ی من سفیر خون خداست هم دم هجده سر از تن جداست عمه ی من اوست که در قافله نشسته آورده به جا نافله ... عمه ی من بر سر بازارها دیده ز اهل ستم آزارها این بی بی کسی هست که 56 سال آفتاب سایه اش رو ندیده بود ؛ این خانمی که 56 سال تا کربلا که بیاد، تاریخ نوشته هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده"" این خانمیه که وقتی حرم پیغمبر میخواست بره ، امیرالمومنین و حسنین دورش و می گرفتن ،شبانه به زیارت پیغمبر میرفت" امیرالمومنین قنبر رو میفرستاد برو چراغ های حرم رو کمتر کن ..." یه روز امام مجتبی پرسید بابا ما که زیارت میخوایم بریم روز میریم بدون هرگونه تشریفات" اما چرا زینب خواهرم که میخواد بره شب می بریمش با این همه تشریفات ؟ فرمود همه ی اینا به خاطر اینه مبادا کسی قد و قامتشو ببینه ...." حالا این خانم محاصره شده بین نامحرما ...." این زینب و آوردن تو کوچه و بازار کوفه دارن میگردونن .... یه جمله فقط" این خانمو آوردن تو مجلس شراب ...." آی حسین ...... عمه ی من اسوه ی ایوب بود شاهد قرآن و لب و چوب بود هرچه صدا زد مزن ظالم که او مادر ندارد .... هر چی گفت نزن بچه هاش دارن می بینن " نتیجه ای نگرفت آخر به طعنه گفت بزن ،خوب میزنی  ... ظالم به بوسه گاه نبی چوب میزنی .... بأبی المستضعف الغریبیا ثارالله ... یا اباعبدالله ... نَسئَلُک اَلّلهُمَ و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم به عظمت و مصیبت عمه جان امام زمان حضرت زینب سلام الله علیها تو را میخوانیم یا الله ... سلام و تسلیت خالصانه ما را اصاعه به محضر نورانیش برسان اصاعه اقا و مولا و ولی نعمتمان را دعا گوی ما قرار بده به دعای مستجابش حسن عاقبت بخیری به همه ما کرم فرما . بانوای گرم حجت الاسلام میرزامحمدی 👇👇👇👇👇