در راستای پیام این دخترمون
واقعا من خودم ۲۷ سال دقیقا طول کشیده تا بفهمم عالم اصلا شبیه اون پر قویی نیست که خانواده برات میسازن
که یه وقت به روحیه ت لطمه نخوره ، که یه وقت احساس کمبود نکنی که یه وقت دلت نشکنه که بهترین ها مال تو باشه ، اصلا بیرون از این خبرها نیست
پاتو که از در خونه میذاری بیرون وارد یک جنگل بی در و پیکر میشی ، پس شل کنید ، چون تنها راه لذت بردن وسط این همه زشتی و بدی همین شل کردنه
من واقعا خودم بین دوست هام یه تعداد کمی هستن که ازشون توقع دارم خنجر فرو نکنن در قلبم
تازه از اون هایی که توقع دارم ، در حد اینه که خنجر در قلبم نکنن
وگرنه که از بقیه هر گونه توقعی دارم واقعا
و دیگه جا نمیخورم حتی :)
اصلا من چنان پذیرفتم که آدم ها میتونن خیلی بد تر از چیزی باشن که فکر میکنی که حتی دیگه به قطع ارتباط هم نمیرسم باهاشون
یعنی میگم کلا انقدر توقع دارم هر نوع عوضی بازی ای و نامردی ای ازشون ببینم که وقتی اون عوضی بازی رو میبینم هم قطع ارتباط نمیکنم
چون انگار برام چیز جدید و غیر متوقعی نیست
و من علم به این داشتم از قبل و صرفا الان بالفعل شده اون رفتار
بعضی ها انقدر رو مخمن که حرف زدن و رفتار روزمره شون هم حالمو بهم میزنه ولی چنان تو ذهنم محلی از اعراب ندارن که حتی به خودم زحمت نمیدم باهاشون قطع ارتباط کنم
اینجوری ام که خب توام یه گوشه باش همینجوری و ماستت رو بخور
آدم با معرفت هم کم اطرافم نداشتم
ولی بازم یک اصلی برای خودم گذاشتم که نباید توقع داشته باشم اون آدم تا ابد برای من معرفت به خرج بده و اگه یه جایی این اتفاق نیفتاد جا بخورم ....
همین الان یک دوستایی دارم که به مهربونی ها و معرفت ها و زحماتی که برای من کشیدن یا رویکرد دلسوزانه ای که نسبت بهم داشتن فکر میکنم گریه م میگیره
واقعا گریه م میگیره از محبتی که بهم داشتن
ولی بازم توقع ندارم که هیچ وقت آسیبی بهم نزنن