eitaa logo
امام نوشت🚬
545 دنبال‌کننده
307 عکس
43 ویدیو
1 فایل
مدخل ارتباط با امام نجمی https://abzarek.ir/service-p/msg/4282511
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم با معرفت هم کم اطرافم نداشتم ولی بازم یک اصلی برای خودم گذاشتم که نباید توقع داشته باشم اون آدم تا ابد برای من معرفت به خرج بده و اگه یه جایی این اتفاق نیفتاد جا بخورم ....
همین الان یک دوستایی دارم که به مهربونی ها و معرفت ها و زحماتی که برای من کشیدن یا رویکرد دلسوزانه ای که نسبت بهم داشتن فکر میکنم گریه م میگیره واقعا گریه م میگیره از محبتی که بهم داشتن ولی بازم توقع ندارم که هیچ وقت آسیبی بهم نزنن
در کل بحثم بی توقعیه شل کنید کلا و لذت مندانه زندگی کنید
حالا که بحث این چیزا شد بذارید یکم تشکر کنم از بعضی آدم ها:
ثریا بهرامعلی اون یک ماهی که من درگیر اون مشکل بودم و تو ساعت خوابت رو با من تنظیم میکردی و از ۸ صبح پامیشدی باهام حرف میزدی و تماس تصویری و ویس و چت تا منو آروم کنی رو یادم میمونه تا ابد
ثریا بهرامعلی یادم میمونه اون صبح سختی که باهام اومدی اونجا و حضورت باعث شد همه چیز برام راحت جلوه کنه رو ، یادم نمیره کمکم کردی دستم نلرزه تو زدن اون امضاها ، یادم میمونه بعدش رفتیم پاساژ گردی و شربت خیارسکنجبین خوردیم و تو راهروهای پله های خونه تون در حالی که داشتیم چرت و پرت می‌گفتیم و میخندیدیم بهت گفتم باورت میشه من انجامش دادم؟ و الان انقدر راحت و سبک و خالی از غمم؟
ثریا بهرامعلی تمام شب و روز هایی که مثل یک مادر برام حرص خوردی رو یادم میمونه یادم میمونه در تمام طول مدت این ۸ سال رفاقت یکبار حسادت و این چیزهای زنانه رو درونت ندیدم و به اندازه ی خودم با غمم غمگین شدی و بیشتر از خودم با شادی هام خوشحالی کردی
زهرا ساجدی ، اون شبی که ساعت ۱۱ اومدم خونه تون بغلت کردم گریه کردم تا صبح همه ی اونچه دوسال کتمان کرده بودم رو برات گفتم تا خود صبح بیدار بودیم ، گفتی لجم درمیاد این پیرهن چهارخونه رو میپوشی ، کل لباس ها رو روسری هات رو درآوردیم و اون عبا سبزه و روسری نخودیه رو بهم دادی گفتی اینارو باید تو جلسه ی فردا بپوشی رو یادم میمونه من اون حجم از حس خواهرانگی ای که اون شب ازت گرفتم رو همیشه یادم میمونه یادم میمونه از شبی که تو زبر الحدید هم رو دیدیم تا الان رنگ صفا و یکرنگی و معرفت پاشوندی رو رفاقتمون، تو تنها کسی هستی که هر شوخی زشتی باهام میکنی ناراحت نمیشم از بس میدونم که هیچ نیت بدی پشت ارتباطات با من نیست
زینب ابوطالبی یادم میمونه هرچقدر تلفن جواب ندادم و نیومدم ببینمت و بی‌شعور بازی درآوردم ذره ای مهربونیت رو کم نکردی منو ول نکردی موندی پای دوستیمون من یادم میمونه که تو هر دوره ای از این ارتباط چندین ساله چه جوری منو هی شرمنده کردی راستش من آدم به زلالی تو ندیدم حتی وقتی سر موضوعات سیاسی دعوامون میشه باز حس نمیکنم تو آدم بدی هستی باز میخوام برای زلالیت بمیرم روحت مثل شیشه شفافه هیچ کدری ای توش پیدا نمیشه از معدود جاهایی که من تماماً احساس امنیت میکنم کنار توئه
شاید باورتون نشه من گاهی یک پیام ناشناس هایی میگیرم ، که مطمئنم این هارو برخی دوستام دادن پیام هایی که با شناخت کامل از من و دونستن یک سری جزئیات سعی دارن اصطلاحا یک چیزی بگن که منو بچزونن تو دنیایی که دوست ها میتونن همچین موجودات عجیبی باشن در لباس دوستی که تا یک محلی برای آسیب زدن به تو پیدا میکنن از اظهار پلیدی فروگذار نمیکنن ، وجود افرادی مثل این ها که نام بردم غنیمته
مبینا کشاورزیان تو نیز آدم با چشم و رویی هستی حرمت دوستی و نون و نمک سرت میشه من آدم با چشم و رو این روزها کم دیدم یک دریدگی ای آدم ها در بدی پیدا کردن که حیرت آوره این اهل حرمت بودنه برای من خیلی مهمه ممنونم ازت مبینا که آدم با حرمتی هستی برید برای معاشرت و دوستی آدم های با حرمت پیدا کنید
درمورد هانیه قزوینی و ساجده صالحی، دوقلو های از هم جدا افتاده هم دوست دارم یه چیزی بگم : به نظرم هانیه و ساجده خیلی انسان های صافی هستن با یک تفاوت هانیه پاکی و بی شیله پیله بودنش اکتسابیه یعنی آگاهانه انسان صافیه اما ساجده نه، یک کودک درون دست نخورده داره،که آلوده نشده و یک پاکی غیر آگاهانه از درونش میجوشه اهل سیاست و داشتن چیزی در پشت پرده نیست و خیلی رو و یک رنگه حتی وقتی عصبانی میشه تو حس میکنی این عصبانیت از روی سادگی و بی شیله پیلگیه هانیه ولی یک مدل دیگه روحش آلوده نیست یک مدلی که حس میکنم براش تلاش کرده وبه دستش اورده به خاطر کوچ من در سال های متمادی به تهران وقت نشد بیشتر و عمیق تر باهم باشیم انشالله در آینده این اتفاق بیفته