هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرگ بر این روح
سَرِمان را پایین میاندازیم و ذکر میگوییم و خیال میکنیم این اخلاق اسلامی است!
بقیه را نفی میکنیم و خیال میکنیم کارِ خوب را ما کردهایم!
مایی که پسران و دخترانمان از دست رفتهاند تا چه رسد به همسایهها و همشهریهایمان...
به بهانهی این که حالم بهخاطر معاشرت با دیگران گرفته میشود و بحران روحی پیدا میکنم سر در لاک خودمان بردهایم.
مرگ بر این روح...
🎙 استادصفایی درباره این موضوع، گفتههایی دارد.
میشنویم...
📱 با ما همراه باشید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
با شقایق نماز مغرب رو بدو بدو رفتیم مسجد حاج آقا صابر خوندیم
میمیرم برای اتمسفر نماز مغرب های مسجد حاج آقا صابر ، چون خیلی مسجد سرراهیه همه مدل آدم توش پیدا میشه دم غروبی ، یکی با موهای لخت کج شده رو صورتش یه چادر گل گلی برداشته و داره موهاشو قایم میکنه زیرش که بپیونده به جماعت ، یکی وسط خرید صدای اذان شنیده و با کیسه های دستش اومده تو برای نماز، چند تا پیرزن و یک عالمه خانم متوسط از نظر سنی و مسجد بزرگ و روشن و دلباز
بعد نماز هم سالاد سزار رو مهمون شقایق بودیم
معده م داره حساس میشه به طعم سالاد سزار شیوانچی و ممکنه همین روزا جوری از چشمم بیفته از بس دارم هر روز اونجا میخورمش که نتونم تا مدت ها دیگه سمتش برم ، یکم با شقایق زدیم تو سروکله ی هم سر خرید دفتر و دستبند و چیزایی که باهم سرش اختلاف نظر داشتیم و برگشتیم خونه که من روسریم زیادی سُرَم رو عوض کنم و شقایق هم بذارم پیش مامانمینا و برگردم تجمع
طبق معمول دم ساندویچی باباقدرت نشسته بودیم و منتظر بودیم مهسا بهمون بپیونده ، مهسا رو با یه دسته گل صورتی و اون مدل لبخند و نگاه خاص خودش از دور دیدم ، رفتم تو فاز شوخی های سَبُکِ بین خودمون و این دَنده که اهوع ، چه غلطا کی گل بهت داده و از این حرفای جَلَب طورانه، که مهسا دسته گل رو انداخت تو بغلم و گفت برای تو خریدمش ...
چشام یه جوری برق زد که انگار ۶ تا لوستر تو قلبم روشن شده و نورش داره از تو چشمامم میزنه بیرون
من؟
چرا؟
به چه مناسبت؟
که جواب مهسا این بود که هیچی همینجوری دوست داشتم بهت گل بدم !
من میمیرم برای کارهای یهویی
یهویی یعنی این مدلی که هیچ دلیل و اجباری پشتش نیست
فقط احساسات صِرف توش دخیله
مثلا اگه تولدم بود و مهسا این گل رو بهم میداد انقدر ذوق نمیکردم
چون تولد هم یک دلیل و دربعضی موارد یک اجباره برای هدیه دادن
ولی این مدل که یکی بی هیچ دلیل خاصی و محرکی مثل مناسبت و تولد و این چیزها تصمیم میگیره به تو گل بده ، از قشنگ ترین انواع هدیه دادنه برای من ، بهم حس دوست داشتنی بودن میده و دهنده ی هدیه تو قلبم جاش رو خیلی فراخ میکنه
امشب بعد مدت ها از ته قلبم خوشحال شدم از بابت گل مهسا
و با گلم هزار و هفتصد جور عکس گرفتم تا حق مطلب ادا بشه
این چه کوفتیه که رایج شده به هرکی میرسی دلیل تمام مشکلات و ناکامی ها و ضعف ها اشتباهاتش رو این قلمداد میکنه که براش دعا گرفتن
واقعا عجیبه ، هزار و یک دلیل منطقی پدید اومدن یک واقعه رو نادیده میگیرید و میرید سر اون دلیل ضعیفِ یک در هزارِ آخری
و میگید برامون دعا گرفتن