eitaa logo
امام نوشت🚬
557 دنبال‌کننده
318 عکس
44 ویدیو
1 فایل
مدخل ارتباط با امام نجمی https://abzarek.ir/service-p/msg/4282511
مشاهده در ایتا
دانلود
با شقایق نماز مغرب رو بدو بدو رفتیم مسجد حاج آقا صابر خوندیم میمیرم برای اتمسفر نماز مغرب های مسجد حاج آقا صابر ، چون خیلی مسجد سرراهیه همه مدل آدم توش پیدا میشه دم غروبی ، یکی با موهای لخت کج شده رو صورتش یه چادر گل گلی برداشته و داره موهاشو قایم میکنه زیرش که بپیونده به جماعت ، یکی وسط خرید صدای اذان شنیده و با کیسه های دستش اومده تو برای نماز، چند تا پیرزن و یک عالمه خانم متوسط از نظر سنی و مسجد بزرگ و روشن و دلباز بعد نماز هم سالاد سزار رو مهمون شقایق بودیم معده م داره حساس میشه به طعم سالاد سزار شیوانچی و ممکنه همین روزا جوری از چشمم بیفته از بس دارم هر روز اونجا میخورمش که نتونم تا مدت ها دیگه سمتش برم ، یکم با شقایق زدیم تو سروکله ی هم سر خرید دفتر و دستبند و چیزایی که باهم سرش اختلاف نظر داشتیم و برگشتیم خونه که من روسریم زیادی سُرَم رو عوض کنم و شقایق هم بذارم پیش مامانمینا و برگردم تجمع
رفتم تجمع و رضایی خیلی خسته بود ، انقدری که دور میدون سرش رو میذاشت رو کیف و غش میکرد ، بهش میگم شبایی که خسته ای نیا ، به خرجش نمیره ، انگار تجمع آب باشه و رضایی ماهی نسبتش به مقوله ی تجمع این شکلیه جدایی ناپذیر حیاتی باید بیاد و بمونه
طبق معمول دم ساندویچی باباقدرت نشسته بودیم و منتظر بودیم مهسا بهمون بپیونده ، مهسا رو با یه دسته گل صورتی و اون مدل لبخند و نگاه خاص خودش از دور دیدم ، رفتم تو فاز شوخی های سَبُکِ بین خودمون و این دَنده که اهوع ، چه غلطا کی گل بهت داده و از این حرفای جَلَب طورانه، که مهسا دسته گل رو انداخت تو بغلم و گفت برای تو خریدمش ... چشام یه جوری برق زد که انگار ۶ تا لوستر تو قلبم روشن شده و نورش داره از تو چشمامم میزنه بیرون من؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ که جواب مهسا این بود که هیچی همینجوری دوست داشتم بهت گل بدم ! من میمیرم برای کارهای یهویی یهویی یعنی این مدلی که هیچ دلیل و اجباری پشتش نیست فقط احساسات صِرف توش دخیله مثلا اگه تولدم بود و مهسا این گل رو بهم میداد انقدر ذوق نمیکردم چون تولد هم یک دلیل و دربعضی موارد یک اجباره برای هدیه دادن ولی این مدل که یکی بی هیچ دلیل خاصی و محرکی مثل مناسبت و تولد و این چیزها تصمیم میگیره به تو گل بده ، از قشنگ ترین انواع هدیه دادنه برای من ، بهم حس دوست داشتنی بودن میده و دهنده ی هدیه تو قلبم جاش رو خیلی فراخ میکنه امشب بعد مدت ها از ته قلبم خوشحال شدم از بابت گل مهسا و با گلم هزار و هفتصد جور عکس گرفتم تا حق مطلب ادا بشه
این چه کوفتیه که رایج شده به هرکی میرسی دلیل تمام مشکلات و ناکامی ها و ضعف ها اشتباهاتش رو این قلمداد میکنه که براش دعا گرفتن
واقعا عجیبه ، هزار و یک دلیل منطقی پدید اومدن یک واقعه رو نادیده میگیرید و میرید سر اون دلیل ضعیفِ یک در هزارِ آخری و میگید برامون دعا گرفتن
مثلا با سرعت غیر مجاز رانندگی میکنی و پشت فرمون با تلفن حرف میزنی و در نهایت تصادف میکنی از طرفی اخلاقت گه هست ، به همسرت توهین میکنی ، خودخواهی ، پرویی ، کارهای عجیب میکنی تو زندگی مشترکت،حواست به دل همسرت نیست و مثل یک گاو هلندی باهاش برخورد میکنی و اهمیت نمیدی و درنهایت هرروز خدا باهمسرت دعوات میشه و زندگیتون سرد و سردتر ... از طرفی بی عرضه ای نمیتونی فضای شغلیت رو مدیریت کنی ، اهمال کاری و حواس پرتی داری ، تنبلی میکنی تو پیشبرد کارهات و در نتیجه ی این رویکردت توفضای کاری شغلت هم به مشکل میخوره و چندتا باخت درست حسابی میدی بعد میای یهو میگی وای برای من دعا گرفتن من همش تو مشکلات دست وپا میزنم و زندگیم سامون نمیگیره این مشکلات پشت هم و تموم نشدنی طبیعی نیست بله طبیعی نیست ولی عاملش خود تویی و اشتباهاتت و تصمیماتت واضحاً رد پای خودت تو زندگی فروپاشیده ت هست و باور کن کسی برات دعا نگرفته
به نظرم این تز که برامون دعا گرفتن یک التیامیه برای فرار از مسئولیت پذیری در قبال مشکلات و اشتباهات میخوایم یه جوری به هرحال خودمون رو آروم کنیم و نقش خودمون رو کمرنگ کنیم در وضع به وجود اومده تو زندگیمون وگرنه که ۹۰ درصد اینایی رو که فکر میکنن یکی رفته براشون زمان گذاشته دعا گرفته که بدبخت بشن اصلا کسی بهشون فکر نمیکنه
این از این بعدش بیاید یکبار منطقی_توحیدی به مقوله ی دعا گرفتن و طلسم و جادو نگاه کنیم اگر موحد باشید احتمالا باور دارید هیچ نیرویی برتر از نیروی خدا توان کارگری و تاثیر در این عالم رو نداره و میدونید که همون شیاطین و اجنه ی کافری که توسطشون بر فرض شمارو طلسم میکنن هم مخلوق همون خدای توانا و مسلط بر همه چیزه تا اینجاش رو قبول دارید؟