eitaa logo
دانلود
هدایت شده از مضمون
‌☫
به قول غلام‌ شمر: شمر لعین هست، ولی نماز و روزه‌اش به جاست😔
عوامل پشت صحنه ای که من هرچی گفتم اما اومدید با سند و مدرک قانعم کردید بیاید و جمع کنید، باتشکر!-
حالا از بارسا بودنمون چیزی کم نمیشه زنده باد یامال زنده باد پدری زنده باد گاوی زنده باد رافینیا
اجازه بدید از اتلتیکو بدزدیم آلوارز رو. قوی ترم میشن.
حیف نیمار به اون خوبی، ولی مهم نیست اونم
یسوال این چند وقت لباس مسی رو بچه ها اتیش میزدن یا مینداختن اشغال؟ دقت نکردم
بنده هم اکنون به باور پیشین خود باز میگردم. مرگ بر مسی و امثالهم.
هدایت شده از مضمون
ای شیر خسته به خانه خوش آمدی
حالا خیلی جدی واقعا این چند روز شرحه شرحه ام. پریروز توی جایی که فکرش رو نمی کردم، روضه حضرت زین العابدین( علیه السلام) رزقم شد. اون روز شرحه شرحه شدم دلم می خواست لطمه زنی کنم، دلم میخواست فریاد کنم، دلم میخواست بلند بلند اشک بریزم و اون مراسم هیچ وقت تموم نشه، هنوز دلم پر بود از کوتاه بودنش که دیروز یک جسارت یک کلمه ایِ عظیمی دیدم از فردی و به اهل بیت و معصومین. از کنترل خارج شدم و انقدر توی خودم ریختم که درحال انفجار بودم، ز شدت رنج نمیتونستم گریه کنم و گلوم از دردِ عصبی میسوخت ، دست هام یخ کرده بود و از جهان و انسان هاش متنفر بودم. این چند روز به خودم میگم نه... این ممکن نیست ، هنوز هم توی عصر جهالتیم. هنوز هم مردم جاهلن. توی تمام این مدت پرتاب میشم به جمله امام علی توی نهج البلاغه ، به اون خطی که قلبم رو اونجا جا گزاشتم... به دعا های مظلومانه و غم‌انگیزه مولامون. امروز هم ادم هارو دارم میبینم. جهالت رو می بینم. تاریخ به طور بی رحمانه ای از جلو چشم هام میگذرن و بیشتر از همیشه از خودم میترسم. از دونستن بیشتر میترسم. یک روزی خواهد اومد که من در دعایی، در روضه ای، در کتابی خواهم مرد. کتاب بخونید بشر. تاریخ بخونید. بیدار شید. من تکه تکه شدم. کاش می‌شد با چاییِ سوزناکی این درد گلو رو قورت داد و نفس کشید