من نبودم، اومد، دور زخم هات ستاره کشید؟ وقتی افتاده بودی و تاریک بود، نور شد دستت رو گرفت؟ وقتی نبودم و غم رفته بود تو مموریت اومد گفت همه چیو از سر بگیریم؟ اومد گره هارو باز کرد؟ تکه هاتو جمع کرد؟ بوسید؟ و دوباره تو رو ساخت؟ اشکالی نداره. تنها شدی، بیا. اینجا آغوش های من بوی ادکلن صورتی میدن. بوی تو. بیا. نترس. اگه تو رفتی، من سر جام وایستادم. دقیقا همونجایی که تو فکر کردی من محو شدم. نه، من پشت درختا بودم..