☫
این عموی مهربون همیشه بین جمعیته و برای تجمع کمک جمع میکنه. انقدر دلنشین و مهربون و با انرژی مثبته که فقط کافیه چشمت بخوره به اون صورت نورانی و چشمهای باحیاش؛ بعد تا آخر شب از این انرژی و حس خوب میتونی پای خیابون بمونی و چشم هات مدام دنبال مردی باشه با یونیفرم سبزرنگ تا بتونی بازم مهربونی رو توی کلمات و رفتار متینش ببینی.
☫
این پرچمِ زرد رنگزیبای فاطمیون هم دستِ یه آقای قد بلند و رشید و بامزه ایه که با عشق و تبحری که بعد از ۷۰ روز بدست اومده ، پرچم رو میچرخونه و با هر بار دیدنش دلم محکم تر میشه برای اومدن و موندن؛ و همیشه یاد آور پیام و هدف والا و بزرگ ما میشه. یاد آور چیزی فراتر از قومیت. چیزی بنام انسانیت و مرتبه ی والای مسلمان بودن.
هدایت شده از خاکستري
ای درد اگر تو نماینده خدایی، که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشته ای، تو را میپرستم تورا در آغوش میگیرم و هیچگاه شکوه نمیکنم، بگذار بند بندم از هم بگسلد، هستی ام در آتش بسوزند و خاکسترم به باد سپرده شود باز هم صبر میکنم و خدایا بزرگ را عاشقانه میپرستم ای خدا این آزمایش های دردناکی که فرا راه من قرار دادی این شکنجه های کشنده ای که بر من روا داشتی همه را میپذیرم، خدایا با غم درد انس گرفته ام ای خدا امروز از آسمان لذت میبرم زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحی ام نکاهد، دیگر خفه میشوم.شهیدچمران