eitaa logo
دانلود
هدایت شده از اشتباه.
یه روز از این خونه میزنم بیرون، با یه دفتر، کتاب و مداد و پاک‌کن، گوشی و اگر شد هندزفری. کارت هم برمیدارم. می‌رم اینور و اونور. می‌رم و گم می‌شم تو قم، اتوبوس‌های مختلف سوار می‌شم و از ایستگاه‌ موردنظر جا می‌مونم، به آدمای تو خیابون لبخند می‌زنم تا توهم اینکه نکنه عاشق‌شونم رو بردارن. برای راننده ماشین‌هایی که وقتی تو خیابون می‌ایستن تا رد شم سر تکون می‌دم. اگر یه موتوری زد بهم و فحش داد، من فحش نمی‌دم. می‌رم کافه های کوچولو و نقلی. می‌رم صفائیه تا فقط راه برم. به بچهای کوچولو شکلات می‌دم، به مامان باباشون هم. برای کوچولوهایی که توی بغل مامان باباشونن دست تکون میدم و اگه مامان باباشون نگاهم کردن، به رو خودم نمی‌ارم. لبخند می‌زنم، سعی می‌کنم خوشحال باشم و با لبخندم بقیه رو هم خوشحال کنم. می‌رم توی کتاب‌فروشی و فقط نگاه می‌کنم؛ انقدر نگاه می‌کنم تا از کتاب‌فروشی بیرونم کنن. سر راه از یه فلافلی کثیف فلافل می‌خرم و با جمله "خودم کردم که لعنت بر خودم باد" می‌خورم. به درخت‌ها عشق می‌ورزم و از آشناهای تو خیابون فرار می‌کنم. یه روز من زندگی می‌کنم، یه روز احساس زنده بودن می‌کنم.