هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
زنگ پشت زنگ که «عمو؟ دوبیکا لو ببین» تلفن که قطع شد دوبیکا لو باز کردم. دیدم عکس صورت ناز کوچولوی به اندازهی یه کف دستش رو فرستاده و زیرش پونصدتا ویس گذاشته و ماجرا رو مفصل و کودکانه شرح داده.
آخه قربونت برم. چه خوبه یکی رو داری که زخمهات رو نشونش بدی عموجونم..