eitaa logo
انزوا🖤🇮🇷
1.1هزار دنبال‌کننده
695 عکس
748 ویدیو
0 فایل
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند ️(: مطابق با قوانین نانوشته... حرفی،سخنی،پیشنهادی،انتقادی،شعری چیزی بود در خدمتم: https://daigo.ir/secret/11711489328
مشاهده در ایتا
دانلود
واپسین ایام دانشگاه دل تسخیر شد عشق از در آمد و ناگاه دامنگیر شد شهریاری در درونم ترک درس و مشق کرد نمره هایم یک به یک بازیچه تقدیر شد هر چه کوشیدم کسی دورت نباشد باز هم جزوه ات سرتاسر دانشکده تکثیر شد قصه دلبستنم پایان زیبایی نداشت با برادر گفتنت این نابرادر پیر شد سال ها از آخرین دیدارمان با هم گذشت آنچه من در خواب دیدم عاقبت تعبیر شد آمدی حالا که در من هیچ عشقی زنده نیست آمدی اما نفهمیدی که خیلی دیر شد +با برادر گفتنت این نا برادر پیر شد...🚶‍♂💔 @enzevae🍃
داغی دست کسی آمد و درگیرم کرد آمد و از همه اهل جهان سیرم کرد اولین بار خودش خواست که با او باشم آنقدر گفت چنینم و چنان... شیرم کرد مثل یک قلعه که بی برج و نگهبان باشد بردلم سخت شبیخون زدو تسخیرم کرد تا خبردار شد از قصه وابستگی ام بر دلم مهر جنونی زد و زنجیرم کرد به سرش زد که دلم را بفروشد، برود قصدش این بود که یک مرتبه تعمیرم کرد! سنگی ازقلب خودش کندو به پایم گره زد سنگدل رفت و ندانست زمین‌گیرم کرد رفت و یک ثانیه هم پیش خودش فکر نکرد که چه بااین دل لامصب بی پیرم کرد +اولین بار خودش خواست که با او باشم..🙃👨‍🦯👨‍🦯 «وضعیت» @enzevae🍃     ‌‌‌
ای‌زندگی‌بردار‌دست‌از‌امتحانم‌ چیزی‌نه‌می‌دانم‌نه‌می‌خواهم‌بدانم - فاضل‌نظری @enzevae🍃
چه بگویم؟ نگفته هم پیداست غم این دل مگر یکی و دو تاست؟ به همم ریخته ست گیسویی به همم ریخته ست مدتهاست هم به هم ریخته ست هم موزون اختیارات شاعری خداست در کش و قوس بوسه و پرهیز کارمان کار ساحل و دریاست نیست مستور آن که بد مست است چشم تو این میانه استثناست خاطرت جمع من پریشانم من حواسم هنوز پرت هواست از پریشانی اش پشیمان نیست دل شیدای ما از آن دلهاست! هر کجا میروی دلم با توست هر کجا میروم غمت آنجاست عشق سوغات باغهای بهشت عشق میراث آدم و حواست محمد مهدی سیار +هم بهم ریخته هم موزون است اختیارات شاعری خداست.... @enzevae🍃
در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است چشم می‌دوزم به دَر، امیدواری بهتر است استکان دیگری را لب به لب پرمی‌کنم خواب مستی لااقل از هوشیاری بهتر است یوسف من دستگیر مردم افتاده بود تا بگیرم دامنش را خاکساری بهتر است حسن روزافزون او در اشک من تکثیر شد خانه‌ی چشم مرا آیینه‌‌کاری بهتر است عشق عمرم را به غارت برد و او لبخند زد گفت: هنگام مصیبت بردباری بهتر است @enzevae🍃
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا آینه خورشید شود پیش رخ روشن او تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا @enzevae🍃
كنارت مانده‌ام اما ، چه سودى دارد اين ماندن؟ شبيه چتر نمناكى كه خود درگير باران است.. @enzevae🍃
آن که برگشت و جفا کرد به هیچم بفروخت به همه عالمش از من نتوانند خرید .. @enzevae🍃
‌دست بردم که کِشم تیر غمش را از دل تیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به‌ هم @enzevae🍃
مست اند همه، ساقی و ساغر که تو باشی از سر نپرد مستی، در سر که تو باشی @enzevae🍃