در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است
چشم میدوزم به دَر، امیدواری بهتر است
استکان دیگری را لب به لب پرمیکنم
خواب مستی لااقل از هوشیاری بهتر است
یوسف من دستگیر مردم افتاده بود
تا بگیرم دامنش را خاکساری بهتر است
حسن روزافزون او در اشک من تکثیر شد
خانهی چشم مرا آیینهکاری بهتر است
عشق عمرم را به غارت برد و او لبخند زد
گفت: هنگام مصیبت بردباری بهتر است
#حسین_دهلوی
@enzevae🍃
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا
سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا
جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم
یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز
کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من
آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا
آینه خورشید شود پیش رخ روشن او
تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا
@enzevae🍃