صبورم از طرفی، بی قرارم از طرفی
به باد داده مرا روزگارم از طرفی
نه قادرم که بپوشانم اشک و خنده کنم
نه مایلم که به هر سو ببارم از طرفی
ثمر نداد زمینی که کاشتم به امید
که عشق بود و نیامد به کارم از طرفی
میان ماندن و رفتن به چشم دیدم رفت
غرورم از طرفی، اقتدارم از طرفی
به غیر خاطرهای، خاطرِ عزیزی نیست
همین دو خاطره هم از تو دارم از طرفی
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
چشم ِمن در حسرت موي ِبلندش مانده چون :)
دلبرم خيلي حجابش را رعایت میکند ..
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」