رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرک من خراب شبگرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده
بر آب دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
خیرهکُشی است ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کسش نگوید، تدبیر خونبها کن
بر شاه خوبرویان، واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره، عشقی است چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفع اژدها کن
بس کن که بیخودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن
- مولانا
@enzevae🍃
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
@enzevae🍃
شعر و دریا و تو و نم نم باران... چه قشنگ
خنده های تو مرا می کشد آسان... چه قشنگ
دست در دست، دو دیوانه به دریا بزنیم
بی کسی را ببرد موج خروشان... چه قشنگ
رفت ایمان من و شال سپیدت بر باد
شده این باد به مانند رضاخان... چه قشنگ
گیسوان تو و دریا و دل دیوانه
هر سه با هم شده مواج و پریشان... چه قشنگ
بعد دریا برویم و نفسی تازه کنیم
عطر بابونه ی چایی و دو لیوان... چه قشنگ
لب تو حبهی قند است و زبانت شکر است
تلخیِ چای مرا چاره چه فرمان؟ چه قشنگ
تو صدایم بکنی شاعر من؟ حضرت یار؟
من بگویم بله عمرم... بله جانان... چه قشنگ
تا چه حد عاشق چشمان پر از راز منی؟
من بگویم که فراوان فراوان... چه قشنگ
- حمیدرضا گلشن |
+تو صدایم بکنی شاعر من؟حضرت یار؟☺️🥲🙂✨
@enzevae🍃