باطل گذشت و دولت حق بر دوام ماند
ناكام شد مجاز و حقيقت به كام ماند
كس را مجال نيم نفس نيست وقت مرگ
جم رفت و نيمخورده شرابش به جام ماند
دشنام بود ميوهی من از درخت نام
ای ننگ بر كسی كه به اميد نام ماند
پنجاه بار فصل زمستان ز من گذشت
موی مرا نگر كه چو برفی به بام ماند
شور و نشاط و شوق جوانی به باد رفت
مرغی كه میشكست قفس را ، به دام ماند
سوزيست در دلم كه ز تاب سخن گذشت
ای بس غم زمانه كه دور از كلام ماند
پروانه سوخت ، شمع فرو ریخت ، مرد شب گذشت
ای وای من كه قصهی دل ناتمام ماند
@enzevae🍃