انزوا🖤🇮🇷
آن که در راحت و تنعم زیست او چه داند که حال گرسنه چیست حال درماندگان کسی داند که به احوال خویش در م
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل
کجا دانند حال ما ، سبکباران ساحلها؟
- حافظ
@enzevae🍃
این منم خونِ جگر از بدِ دوران خورده
مرد رِندی که رکـب هـای فراوان خورده
غمِ ویرانیِ خود را بـه چـه تـشبیه کنم؟
فکر کن کوهِ شنی طعنهی طوفان خورده
عشق را با چه بسازد؟ به کدامین ترفند؟
شاعری که همهی عُـمر ،غمِ نـان خورده..
چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند؟
قرعه بر معرکهی معرکه گیران خورده!
از دهـان کـس و ناکـس خبـرش میآید
شعر ، این بـاکـرهی دست هزاران خورده
با چُنین فِرقه نسناس یقین پاپوش است
اتـهامی که بـه شـخصیتِ شـیطان خورده
دشتِمان گـرگ اگـر داشت، نمینالـیدیم
نیـمـی از گـلهی مـا را سگِ چوپان خورده
@enzevae🍃